گل ليلا -   جامع ترين گروه اينترنتي ارسال ايميلهاي فرهنگي مذهبي

ويژه نامه انتظار شماره 15

 

با سلام خدمت دوستان و همراهان صميمي گل ليلا

ويژه نامه قبلي گل ليلا - 07/02/88

مشاهده ويژه نامه هاي قبلي گل ليلا

توجه توجه توجه:

براي اينکه دوستان به خصوص عزيزاني که  از اينترنتهاي خانگي استفاده مي کنند بتونند سريعتر و راحت تر مطالب ويژه نامه ها رو مشاهده کنند ،تصميم گرفتم که به جاي ارسال کل مطالب ويژه نامه به ايميل «لينک ورود به ويژه نامه» رو از طريق ايميل ارسال کنم، چون از اين طريق ويژه نامه سريعتر باز ميشه و قابل مشاهده است.لذا از دوستان عزيز خواهشمندم موافقت و يا مخالفت خودشون رو از طريق زير اعلام کنند.

نظر سنجي

همچنين خواهشمندم دوستان عزيز نظرات خودشون رو راجع به محتواي ويژه نامه ها ،کم بودن يا زياد بون مطالب ،مطالب درخواستي و ... حتماً از طريق دکمه هاي نظرات که در اين ويژه نامه ها به تعداد کافي وجود داره با ما در ميون بذارن.التماس دعا

 

تمنای وصال

منتظر

خوشا آن سر كه سـوداى تـو دارد
خوشا آن دل كه غوغاى تو دارد
ملَـك غـیـرت بـرد افـلاك حـسـرت
جـنـونى را كه شیـداى تـو دارد
دلــم در سـر تــمــنـاى وصــالــت
سـرم در دل تـمـاشـاى تو دارد
فـرود آیـد بـه جز وصل تو هیــهات
سـر شـوریـده سوداى تـو دارد
دلـم كـى بـازمـانـد چون به پــرواز
هـواى قـاف عـنـقـاى تــو دارد
چو ماهى مى‌طپم بر ساحل‌هجر
كه جانم عشق در پاى تو دارد
دل و جـان را كـنـم مـأواى آن كـو

دل و جـان بـهـر مـأواى تو دارد

نـهـم در پـاى آن شـوریـده سر كو

سـر شـوریـده در پـاى تـو دارد

فــدایـت چـون كـنـم بـپـذیـر جـانـا

چـرا كایـن سر تمـنـاى تو دارد

چگـونـه تـن زنـد از گـفـت و گـویت

چو در سر فیض هیهاى تو دارد

علامه ملا محسن فیض كاشانی

 ميلاد عمه بزرگوار امام زمان(عج) حضرت زينب كبري(س) مبارك.

 سومین مولود خانه وحی 
 عابده آل علی علیه‎السلام 
 مجلس یزید؛ اوج بروز حیای حضرت زینب(علیهاالسلام) 
 حضرت زینب(علیهاالسلام)، معلم قرآن 
 شاخه‎ای از درخت نبوت 
 توسل به حضرت زینب(علیهاالسلام) 
 عفت؛ ارثی برگرفته از مادر 
 واگویه‎ های دل(شعر) 
 کتابخانه زینبیه(علیهاالسلام) 
 کوثر کوثر نبی 
 نغمه سرور(مدیحه سرایی) 
 تصاویر ویژه 
 Screensaver 
 
<br/><a href="http://i42.tinypic.com/hx5fgy.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>
 علت تشرف شیعیان به محضر امام زمان(ع)

عیسی بن مهدی جوهری می گوید:
« سال268 هجری قمری به قصد حج از شهر و دیار خود خارج شدم و ضمناً قصد تشرف به مدینه منوره را داشتم؛ زیرا اثری از حضرت ولی عصر(ع) به دست آمده بود.
در بین راه مریض شدم و وقتی که از فید (منزلی که در نیمه راه کوفه و مکه) خارج شدم، میل زیادی به خوردن ماهی و خرما پیدا کردم.
تا آن که وارد مدینه شدم و برادران خود (شیعیان) را ملاقات کردم. ایشان مرا به ظهور آن حضرت در صاریا بشارت دادند.
لذا به صاریا رفتم. وقتی به آن جا رسیدم، کاخی را مشاهده کردم و دیدم تعدادی بز ماده، داخل قصر می گشتند.
در آن جا توقف کرده و منتظر فرج بودم، تا آن که نماز مغرب و عشاء را خواندم و مشغول دعا و تضرع و التماس برای زیارت حضرت بقیة الله (عج) بودم. ناگاه دیدم « بدر » خادم حضرت ولی عصر علیه السلام صدا می زند: ای عیسی بن مهدی جوهری داخل شو.
تا این صدا را شنیدم، تکبیر و تهلیل گویان با حمد و ثنای الهی به طرف قصر به راه افتادم. وقتی به حیاط قصر وارد شدم، دیدم سفره ای را پهن کرده اند.
خادم مرا بر آن سفره دعوت کرد و گفت: مولای من فرموده اند:
« آن چه را در حال مرض دوست داشتی (وقتی که از فید خارج شدی)، از این سفره بخور. »
این مطلب را که شنیدم با خود گفتم: این دلیل و برهان که مرا از چیزی که قبلاً در دلم گذشته، خبر بدهند، مرا کافی است؛ یعنی یقین می کنم که آن بزرگوار، امام زمان من هستند. بعد از آن با خود گفتم: چطور بخورم و حال آن که مولای خود را هنوز ندیده ام؟

ناگاه شنیدم که مولایم فرمودند: ای عیسی، از غذا بخور که مرا خواهی دید.

وقتی به سفره نگاه کردم، دیدم که در آن ماهی تازه پخته هست؛ به طوری که هنوز از جوش نیافتاده و خرمایی در یک طرف آن گذاشته اند. آن خرما شبیه به خرماهای خودمان بود. کنار خرما، شیر بود.
 با خود فکر کردم که من مریض هستم. چطور می توانم از این ماهی و خرما و شیر بخورم؟
ناگاه مولایم صدا زدند:
آیا در آنچه گفته ایم شک می کنی؟ مگر تو بهتر از ما منافع و مضرات را می شناسی؟
وقتی این جمله حضرت را شنیدم، گریه و استغفار نمودم و از تمام آنچه که در سفره بود، خوردم. عجیب این که از هر چیز برمی داشتم، جای دستم را در آن نمی دیدم؛ یعنی گویا از آن، چیزی برنداشته ام.
آن غذا را از تمام آنچه در دنیا خورده بودم، لذیذ تر می دیدم. آن قدر خوردم که خجالت کشیدم، اما مولایم صدا زدند:
ای عیسی، حیا مکن و بخور؛ زیرا که این غذا از غذاهای بهشت است و دست مخلوقات به آن نرسیده است.
من هم خوردم و هر قدر می خوردم، سیر نمی شدم. عرض کردم: مولای من، دیگر مرا بس است.
فرمودند: به نزد من بیا.
با خود گفتم: با دست نشسته چطور به حضور ایشان مشرف شوم؟
فرمودند: ای عیسی می خواهی دست خود را از چه چیزی بشویی؟ این غذا که آلودگی ندارد.
دست خود را بوییدم؛ دیدم که از مشک و کافور، خوشبوتر است. به نزد آن بزرگوار رفتم. دیدم نوری ظاهر شد که چشمم خیره گردید و چنان هیبت حضرت مرا گرفت که تصور کردم هوش از سرم رفته است.
آن بزرگوار ملاطفت کردند و فرمودند:
« ای عیسی، گاهی برای شما امکان پیدا می شود که مرا زیارت نمایید؛ این به خاطر آن است که تکذیب کنندگانی می گویند امام شما کجا است؟ و در چه زمانی وجود دارد؟ و چه وقت متولد شده؟
 چه کسی او را دیده و یا چه چیزی از طرف او به شما رسیده؟ او چه چیزهایی را به شما خبر داده و چه معجزاتی برایتان آورده؟ یعنی به خاطر این که آنها این سخنان را می گویند، ما خود را گاهی اوقات برای بعضی از شما ظاهر می کنیم؛ تا آن که از این سخنان، شکی به قلب شما راه پیدا نکند؛ والا حکم و تقدیر خدا بر آن است که تا زمان معلوم ( ظهور حضرت ) کسی ما را نبیند.

بعد از آن فرمودند:
والله، مردم، امیرالمؤمنین علیه السلام را ترک نمودند و با او جنگ کردند، و آن قدر به آن حضرت نیرنگ زدند تا او را کشتند.
با پدران من نیز چنین کردند و ایشان را تصدیق نکردند و آنان را ساحر و کاهن دانستند و مرتبط با اجنه گفتند؛ پس این امور درباره من تازگی ندارد.


سپس فرمودند:
ای عیسی، دوستان ما را به آنچه دیدی خبر بده و مبادا دشمنانمان را از این امور آگاه کنی. »

عرض کردم: مولا جان، دعا کنید خدا مرا بر دین خود ثابت بدارد.
فرمودند: اگر خدا تو را ثابت نمی داشت، مرا نمی دیدی، پس برو؛ چون با این دلیل و برهان که آن را ملاحظه کردی به رشد و هدایت رسیده ای.

بعد از فرمایش حضرت، در حالی که خدا را به خاطر این نعمت شکر می کردم، خارج شدم. »
 

 فرزندان مبارک به دعای حضرت حجت(عج)!

زنی صالحه، که معروف به تقوی و طهارت و از اهل آمل مازندران است، گفت:
« عصر پنج شنبه ای، برای زیارت اهل قبور، به قبرستان مصلی رفتم و کنار قبر برادرم خیلی گریه کردم، به طوری که ضعف بر من مستولی شد و دنیا در نظرم تاریک شد.
بعد برخاستم و متوجه زیارت امامزاده ابراهیم که همان جا است شدم.
ناگاه در بین راه و کنار رودخانه از طرف آسمان انواری را با رنگهای مختلف مشاهده کردم.
این نورها مواج بوده و بالا و پایین می آمدند. مقداری که پیش رفتم، دیگر آن نورها را ندیدم؛ ولی مردی را دیدم که در آن مکان نماز می خواند و در حال سجده است.
با خود گفتم: باید این مرد یکی از بزرگان دین باشد و قبل از آن که برود باید او را بشناسم؛ لذا پیش رفته و ایستادم، تا آن که نمازش تمام شد. سلام کردم و او جواب داد.
عرض کردم: شما کیستی؟ توجهی به من نکرد.
اصرار نمودم.
فرمود: چه کار داری؟ اسم من که ارتباطی به تو ندارد. من غریبم.
او را قسم دادم. بعد از آن که قسم دادنم زیاد شد و به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام رسید، فرمود: من عبدالحمیدم.
عرض کردم: برای چه تشریف آورده اید؟
فرمود: برای زیارت خضر آمده ام.
عرض کردم: خضر کجا است؟
فرمود: قبرش آن جا است.

و به سمت بقعه ای اشاره کرد، که نزدیک آن جا بود و معروف است به قدمکاه خضر نبیّ(ع) و شبهای چهارشنبه، مردم در آن جا شمع زیادی روشن می کنند.
عرض کردم: می گویند خضر هنوز زنده است.
فرمود: این خضر، آن خضر نیست؛ بلکه این خضر پسر عموی ما و امامزاده است.
با خود گفتم این مرد، مردِ غریب، انسان بزرگ و خوبی است. او را راضی می کنم تا به خانه ما تشریف بیاورد و میهمان ما باشد.

در حالی که لبهایش به دعایی متحرک بود، از جای خود برخاست که تشریف ببرد. گویا به من الهام شد که ایشان حضرت بقیة الله ارواحنا فداه هستند و چون می دانستم که آن حضرت بر گونه مبارک، خالی دارد و دندان پیش او گشاده است، برای امتحان و تصدیق آن خطور قلبی، به صورت نورانیش نگاه کردم، دیدم دست راست را روی صورت خویش گذاشتند.
عرض کردم: نشانه ای از شما می خواهم.
فوراً دست مبارک را به کنار بردند و تبسم فرمودند. در این جا هر دو علامت را مشاهده کردم و خال و دندان را آن طوری دیدم که شنیده بودم؛ یقین کردم که همان بزرگوار است. مضطرب شدم و خیال کردم آن حضرت ظهور فرموده اند.
عرض کردم: قربانت گردم کسی از ظهور شما مطلع شد؟
فرمود: نه؛ هنوز وقت ظهور نشده است.

 و به راه افتاد. از شدت اضطراب دست و پا و سایر اعضایم از کار افتاد. نمی دانستم چه بگویم و چه حاجتی بخواهم؛ فقط توانستم عرض کنم: فدایت شوم، اجازه بدهید پای مبارکتان را ببوسم.
 پای مبارک را از کفش بیرون آوردند و من بوسیدم. گویا کف پای حضرت هموار بود و مانند پاهای مردم معمولی پست و بلند نبود.
آن حضرت به راه افتادند. هر قدر فکر کردم که حاجاتم چه بود تا آنها را بخواهم. از شدت اضطراب و کمی فرصت، هیچ چیز به یادم نیامد. فقط عرض کردم: آقا آرزو دارم که خدای تعالی به من پنج فرزند بدهد تا به اسامی پنج تن آل عبا(ع) نام گذاری کنم.
در بین راه، دستهای مبارک خود را به دعا بلند کرد و فرمود: ان شاء الله .

دیگر هر چه گفتم و التماس نمودم، اعتنایی نفرمودند، تا داخل بقعه خضر شدند و مهابت ایشان مانع از آن شد که من داخل بقعه شوم. به طوری که گویا راه مرا بسته باشند. و ترس بر من چیره شد و از شدت ترس بر خود می لرزیدم. یکه و تنها بر در آن بقعه که بیشتر از یک در نداشت ایستاده و منتظر بودم که شاید بیرون بیایند؛ اما توقفشان در آن جا طول کشید و بیرون نیامدند.

اتفاقاً در آن اثناء زنی را دیدم که می خواهد به قبرستان برود. او را صدا زدم و گفتم: بیا با هم به بقعه برویم. قبول کرد و با هم داخل شدیم؛ اما هیچ کس را ندیدم. از بیرون و داخل هر قدر نگاه کردیم، اثری ندیدم؛ با آن که بقعه هیچ راه دیگری نداشت.
با مشاهده این عجایب و خوارق و عادات، حالم دگرگون شد و نزدیک بود که غش کنم، لذا مرا به خانه رسانیدند.
در همان ماه به برکت دعای آن حضرت، به فرزندم محمد حامله شدم. بعد به علی، فاطمه و حسن؛ ولی پس از چندی حسن فوت شد. بسیار دلتنگ شدم و اصرار و استغاثه کردم؛ تا آن که حسن را بار دیگر با حسین و به یک حمل، حامله شدم. بعد از آن عباس هم به آنها اضافه شد. »
منبع : صالحين

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 درس نامه انتظار (2)

هفته گذشته اولین شماره از درسنامه انتظار تقدیم شما کاربران گرامی گردید. هدف ما در این مجموعه آشنایی با سخنان حضرت علی علیه السلام درباره امام زمان عجل الله می باشد.به طور خلاصه می توان نکات مهم در خطبه 150 را اینگونه برشمرد:

1- وعده های الهی حتمی است، برای فرا رسیدن آن باید صابر بود.

2- زمان رخدادن وعده الهی بسایر نزدیک است. همانگونه که قرآن می خوانیم (انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا)

3- روش امام زمان همان روش و سیره پیامبر (ص) و امامن معصوم (علیهم السلام) است.

4- غیبت او طولانی است به گونه ای که عده ای باور به ظهور او را از دست می دهند.

5- اما گروهی دیگر از یاران او همواره خود و سلاح هایشان را برای نبرد آماده نگاه می دارند.

6- ویژگی برتر یاران، تربیت قرآنی آنهاست. نور دیده گانشان و نجوای درون آنها آیات و تفسیر قرآن است.

7- شب زنده دارانی هستند که خداوند به پاس آن، از سرچشمه حکمت فیاض خویش همواره جان آنها را سیراب می نماید

در این مطلب به تحلیل خطبه 138می پردازیم:

یَعْطِفُ الْهَوى عَلَى الْهُدَى إِذَا عَطَفُوا الْهُدى عَلَى الْهَوى ، وَ یَعْطِفُ الرَّاءْىَ عَلَى الْقُرْآنِ إِذا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَى الرَّاءْىِ.

مِنْهَا:حَتَّى تَقُومَ الْحَرْبُ بِكُمْ عَلَى ساقٍ، بادِیا نَواجِذُها، مَمْلُوءَةً اءَخْلافُها، حُلْوا رَضاعُها، عَلْقَما عاقِبَتُها.

اءَلا وَ فِی غَدٍ وَ سَیَأْتِی غَدٌ بِما لا تَعْرِفُونَ یَأْخُذُ الْوالِى مِنْ غَیْرِها عُمّالَها عَلَى مَساوِئِ اءَعْمالِها، وَ تُخْرِجُ لَهُ الْاءَرْضُ اءَفالِیذَ كَبِدِها، وَ تُلْقِی إِلَیْهِ سِلْما مَقالِیدَها فَیُرِیكُمْ كَیْفَ عَدْلُ السِّیرَةِ، وَ یُحْیِی مَیِّتَ الْكِتابِ وَ السُّنَّةِ.

بسیجی

ترجمه:او(حضرت مهدی)خواسته هارا تابع هدایت وحی می کند،هنگامیکه مردم ازهدایت روی بسوی هوس ها گردانده اند.درحالیکه به نام تفسیر ،نظریه های گوناگون خودرا بر قران تحمیل می کنند،اوست که نظریه ها را تابع قران می کند.

در آینده آتش جنگ میان شما افروخته می گردد،وچنگ ودندان خود را نشان می دهد،باسینه های پر شیرکه مکیدنش شیرین اما پایانی تلخ وزهرآگین دارد،به سوی شما می آید.

 آگاه باشید فردایی فرا حواهد رسیدکه از آن هیچ شناختی ندارید؛زمامداری درآ ن حاکمیت می کند ،که غیر از خاندان حاکمان امروزی است .اوکارگزاران حکومت هارا براعمال بدشان کیفر خواهد دا د.زمین  میوه های دل خویش را (معادن طلا ونقره)برای او بیرون می ریزد،وکلید گنجهایش را از سر شوق به او می بخشد.

پس او روش عادلانه حکومت به شما می نمایاند،وکتاب خدا راکه تا آ ن روزمتروک مانده،زنده می کند>

نکات مهم :

1-در زمان غیبت مراقب حاکمیت هوای نفس بر هدایت الهی باشیم.

2-آراواندیشه های خود را برقران عرضه نماییم نه آنکه مانند خوارج بر قران تحمیل کنیم ؛که تحمیل معادل تحریف است.

3-امام زمان عجل الله فرجه در اجرای عدالت بر یاران و ماموران خویش نیزجدیت به خرج می دهد.

4- زمین وزمان مطیع اوست.پس صاحب عصروامام زمان تنها اوست.

5-عدالت مظلوم ،آیات قران تحریف شده وسیره نبوی فراموش شده به دست ایشان زنده وبر پا می شود.

اللهم اجعلنا من انصاره واعوانه والمستشهدین بین یدیه            آمین

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

آیت الله العظمی بهجت

مشاهده سخنراني به صورت فلش

سلام بر مهدی! آخرین ذخیره خدا بر روی زمین!

 مولا جان!

دیگر بس است،  این درد طاقت سوز هجران.

جانا! تا به کی در پشت پنجره انتظار، رؤیای آمدنت را به نظاره بنشینیم؟

ای در کنج زندان غیبت همچنان محبوس!

 و ای گناه ما، میله های زندان تو!

هزار و اندیست که چشم به راهان قدومت، بر لب فغان دارند و بر جگر خراش.

هزار و اندیست که دلهای منتظران، در تمنای وصالت، در جان آه می پرورند ودر سینه داغ.

عمری است که در کوچه سار انتظار سرگردان وحیرانیم.

تو را  چه می شود، اگرشب سرد و فسرده فراقمان را به صبح دل انگیز وصالت آذین بندی؟

چگونه است، که این همه طلب و تمنا گره از کارفرو بسته ما نمی گشاید؟ بگو چه چاره کنیم؟

آیا نه وقت آن رسیده که نقاب از چهره برگیری و بازار حسن فروشان جهان را به یکباره رونق ببری؟!

آری!

... اینک همسفر با قافله منتظران، دست انابت به امید اجابت به درگاه حق "جل و علا"  برمی داریم و خدای را به تضرع و زاری می خوانیم که:

بار الها!

نسیم ظهور دولت حجتت را به لطف و کرمت بر ما بوزان!

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

دیر و زود دارد اما سوخت و سوز نه!

هنگامه ظهور و شباهتهاى آن به قيامت   - قسمت سوم

انقلاب وتغییرزمان ظهور آقا(عج)!

اشاره:

صحنه‏ هاى قيامت با هنگامه ظهور حضرت حجت از جهات گوناگون مشابه يكديگرند كه در اين مجموعه خلاصه‏اى از شباهتها را كه از تفسير و تأويل آيات قرآن برگرفته شده است در قالب 14 مقاله تقديم خواهد شد. در شماره پیشین با بیان مقدمه مفصل درباره این ارتباط موضوع چهارده شماره همراه با چکیده مباحث آن ارائه گردید تا خواننده محترم در جریان و پیوند مطالب باشد. اکنون دومین شباهت تقدیم می گردد:

2 - آن رويداد حتمى است!

مژده‏ ظهور امام عصر و برقرارى حكومت جهانى عدل و داد به دست آن حضرت، با بيانى محكم در آيات و احاديث آمده است و آن را وعده‏اى حتمى و تخلّف‏ناپذير توصيف نموده‏اند، چنانكه در تفسير آيه كريمه »اَتى اَمْرُاللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ«؛(1) امر خداوند آمد، پس آن را زود مشماريد (و در آن شتاب مكنيد). امام صادق‏عليه السلام فرمود: نخستين كسى كه با حضرت‏قائم  بيعت مى‏كند جبرئيل‏عليه السلام است. او به صورت پرنده‏اى سفيد رنگ فرود مى‏آيد و با آن حضرت بيعت مى‏نمايد. آن‏گاه يك پاى بر بيت اللَّه الحرام و پاى ديگر بر بيت المقدّس مى‏نهد. سپس با فصاحت و صداى رسايى كه مردمان بشنوند فرياد مى‏زند »اَتى اَمْرُاللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ«.(2)

صاحب تفسير الميزان گويد: مقصود از أمر همان است كه خداوند در كلام خود بارها به پيامبرصلى الله عليه وآله و مؤمنان مژده داده و مشركان را تهديد كرده است. اينكه به زودى مؤمنان را به پيروزى مى‏رساند و كافران را خوار و زبون و عذاب مى‏نمايد و دين خداوند به امرى از سوى خودش آشكار و گسترده خواهد شد. چنانكه مى‏فرمايد: »فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتّى يَاْتِىَ اللَّهُ بِاَمْرِهِ«؛(3) پس شما عفو كنيد و گذشت نمائيد تا خداوند امر خويش را به ميان آورد. ضمير »فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ« نيز به همان امر باز مى‏گردد به طورى كه از سياق و روند كلام به دست مى‏آيد. و گويا آمدن امر؛ كنايه از نزديك بودن تحقّق و آشكار شدن است و اين گونه تعبير شايع است. مثلاً به كسى كه منتظر ورود حاكم است مى‏گويند: حاكم آمد، در صورتى كه آمدنش نزديك شده ولى هنوز نيامده است.(4)

ظهور

بى ترديد اعتقاد به حضرت مهدى‏عليه السلام و مسئله قيام و تشكيل حكومت جهانى عدل و داد توسط آن جناب؛ وعده‏اى است الهى كه تخلّف ندارد و آيات بسيار و احاديث بى شمار بر آن دلالت مى‏كند و دانشوران و انديشمندان مذاهب و اديان مختلف به آن اهتمام نموده ‏اند و آثار فراوانى را در اين زمينه به رشته تحرير درآورده‏اند. از باب تبرّك فقط چند روايت كوتاه را ذكر مى‏نمائيم:

قالَ النَّبِى‏صلى الله عليه وآله: لاتَذْهَبْ الدُّنْيا حَتَّى يَقُومَ بِاَمْرِ اُمَّتي رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَينِ يَمْلَأُها عَدْلاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً؛(5) دنيا از بين نخواهد رفت تا اينكه مردى از فرزندان حسين‏ عليه السلام براى سامان دادن كار امّت من به پا خيزد، آن را پر از عدل خواهد ساخت همانگونه كه از ظلم و ستم آكنده شده باشد.

وقالَ صلى الله عليه وآله لِفاطِمَه‏عليها السلام في مَرَضِه: وَالَّذي نَفسى بِيَدِهِ لابُدَّ لِهذِهِ الْاُمَّةِ مِنْ مَهْدِىٍّ وَهُوَوَاللَّهُ مِنْ وُلْدِكَ؛(6) همچنين پيامبرصلى الله عليه وآله در هنگام بيمارى خود به حضرت فاطمه‏عليها السلام فرمودند: به آنكه جانم در دست اوست سوگند كه به طور حتم اين امت را مهدى خواهد بود و او - به خدا سوگند - از فرزندان تو مى‏باشد.

وعَنْ اَميرِالْمُؤْمِنين‏عليه السلام اَنَّهُ قالَ لِلْحُسين‏ عليه السلام: التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِكَ يا حُسَينُ هُوَالْقائِمُ بِالْحَقِّ الْمُظْهِرُ لِلدِّينِ الْباسِطُ لِلْعَدْلِ. قالَ الْحُسَين‏عليه السلام فَقُلْتُ: يا اَميرَالْمُؤْمِنينَ وَاِنَّ ذلِكَ لَكائِنٌ؟ فقال‏عليه السلام: اى وَالَّذى بَعَثَ مُحَمّداً بِالنُّبُوَّةِ وَاصْطَفاهُ عَلى جَميعِ الْبَرِيَّةِ وَلكِنْ بَعْدَ غَيْبَةٍ وَحَيْرَةٍ لاتَثْبُتُ فيها عَلى دِينِه اِلاَّ الُْمخْلَصُونَ الْمُباشِرُونَ لِرُوحِ الْيَقينِ الَّذينَ اَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَهُمْ بِوِلايَتِنا وَ كَتَبَ فى قُلُوبِهِمُ الْاِيْمانَ وَايَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ(7)؛ اميرمؤمنان‏ عليه السلام به فرزند گرامى خود امام حسين‏عليه السلام فرمودند: نهمين فرزند تو همان قيام كننده به حق است كه دين را آشكار مى‏سازد و عدل و داد را مى‏گستراند. امام حسين‏عليه السلام گويد: عرض كردم يا اميرالمؤمنين! آنچه فرمودى تحقق خواهد يافت؟ فرمود: آرى سوگند به خداوندى كه حضرت محمدصلى الله عليه وآله را به پيامبرى برانگيخت و او را بر همه مخلوقات برترى داد. امّا پس از دوران غيبت و حيرتى كه در آن ثابت قدم نمى‏ماند مگر مؤمنان با اخلاص كه روح يقين در آنان دميده شده باشد، كسانى كه خداوند عزّوجلّ از آنان به ولايت ما پيمان گرفته و حقيقت ايمان را در دلهايشان ثبت كرده و به روحى از جانب خويشتن تأييدشان نموده است.

عقیده به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) از نظر اقوام و ادیان (2)

معاد نيز امرى ثابت و مسلّم است و همه اديان الهى بر آن تأكيد كرده‏اند و با دلايل عقلى و نقلى آن را اثبات نموده‏اند كه به ذكر سه آيه از قرآن كريم در اين باره بسنده مى‏كنيم.

»اَفَحَسِبْتُمْ اَنّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَاَنَّكُمْ اِلَيْنا لاتُرْجَعُونَ«؛(8) آيا پنداشته‏ ايد كه شما را بيهوده آفريده‏ايم و به سوى ما بازگردانده نمى‏شويد؟!

»لِيَعْلَمُوا اَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاَنَّ السَّاعَةَ لارَيْبَ فِيها«؛(9) تا بدانند كه وعده خداوند (راجع به برانگيخته شدن مردگان) حق است و البته كه در مورد قيامت و رستاخيز ترديد نيست.

»اَنَّ السَّاعَةَ لَاتِيَةٌ لارَيْبَ فِيها وَلكِنَّ اَكْثَرَ النَّاسِ لاَيُؤْمِنُونَ«؛(10) در حقيقت ساعت قيامت (و روز رستاخيز) به طور حتم آمدنى است كه ترديدى در آن نيست، ولى بيشتر مردم ايمان نمى‏آورند

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

برای آقا دعا کنیم

دعا

دلیل دعا كردن براى‏سلامتى‏امام عصر چیست؟ در حالى‏كه خداى‏منان اراده دارد ایشان زنده و سلامت بمانند، آیا اصلا امكان دارد آن وجود مبارك دچار كسالت شوند؟

* * * * * * * *

دعا از هر حیث مخصوصاً براى‏سلامتى‏امام زمان علیه السلام آثار و بركات فراوانى دارد كه برخى عبارتند از:

  • دعا نشان‏گر علاقه و محبت مسلمانان به ایشان است.

اگر چه دوستى‏تمام ائمه معصومین ‏علیهم‏السلام بخشى‏از ایمان و شرط قبولى‏اعمال است، در عین حال دعا كردن در حق امام زمان علیه السلام موجب ازدیاد محبت آن حضرت در دل و در نتیجه موجب تقویت ایمان مى‏گردد.

  • دعا اظهار تجدید عهد و پیمان با آن حضرت است و محتواى‏پیمان با آن حضرت را دین دارى، شریعت محورى‏و تصمیم قلبى‏بر اطاعت امر امام‏علیه‏السلام و یارى‏رساندن او با نثار جان و مال تشكیل مى‏دهد.

تجدید بیعت با آن حضرت علیه‏السلام كارى است كه بعد از هر نماز از نمازهاى پنجگانه یا در هر روز و یا در هر جمعه انجام آن مستحب است. هر روز بعد از نماز صبح، دعاهایى‏كه مربوط به وجود مبارك امام عصر علیه السلام است، خوانده شود، بسیار مفید و مؤثر خواهد بود.

دعاى‏شریف «اللهم بلغ مولاى‏صاحب الزمان صلوات الله علیه عن جمیع المؤمنین...» و نیز «دعاى‏عهد» شاهدى‏ براى‏این سخن است.

  • دعا سبب زنده نگه داشتن یاد امام غایب در دل منتظران مى‏گردد. یاد امام زمان علیه السلام توجه به ارزش هاى‏ دین و اصول اخلاقى را در دل‏ها زنده مى‏كند و غفلت از یاد امام، یكى‏از دلایل عمده پژمردگى‏و سستى‏ارزش هاى الهى ‏و انسانى ‏در جوامع اسلامى است.

دلت گر كه یك لحظه غافل نشیند                خدنگ بلا بر دل دل نشیند

ممكن است ایشان نیز مریض شوند و دچار كسالت گردند و از این نظر دعاى‏ما براى‏سلامتى‏حضرت و حفظ ایشان از این آفات و حوادث، بدون شك در سلامتى ‏وجود آن عزیز عالم وجود و آخرین دُرّ صدف امامت و ولایت، مؤثر و مفید است.

  • كسى‏كه سلامتى‏امام زمانش برایش مهم است، مسلما آزردن آن حضرت برایش سخت است؛ در نتیجه دعا براى‏سلامتى‏ آن حضرت، انسان را به انجام كارهایى‏ وامى‏دارد كه موجب خشنودى‏آن حضرت و در نتیجه سبب رسیدن به مقام رضوان الهى‏مى‏گردد.
  • دعا بسیار مؤثر است و موجب فرج آن حضرت و نیز فرج و گشایش در زندگى‏مؤمنان مى‏شود.
  • دعا موجب قرب الهى‏است. مثلا زیارت آل یاسین كه از جهات مختلف محتوایى عمیق دارد، بسیار مورد تأكید و سفارش قرار گرفته است. این زیارت از ابتدا تا انتها، دعاى براى سلامتى، تندرستى و بهروزى امام زمان علیه السلام است؛ «السلام علیك یا خلیفه الله و ناصر حقه... السلام علیك حین تصبح و تمسى، السلام علیك فى‏الیل اذا یغشى‏و النهار اذا تجلى... السلام علیك بجوامع السلام...؛ سلام بر تو اى جانشین خدا و یارى كننده حق... درود و سلام بر تو هنگامى كه صبح و شام كنى، درود و تهیت الهى‏بر تو در شب كه همه جا را فراگیرد و در روز، در وقتى‏كه نور دهد (یعنى‏سلام بر تو در هر صبح و شام)...، درود بر تو درودى‏همه جانبه...».

در دعاى بعد از این زیارت نیز معانى بلندى نهفته است؛ مانند: خدایا امام زمان علیه السلام را از شر هر متجاوز و سركشى‏و از شر همه خلق خود پناه ده و او را از حوادث یومیه، از پیش رو و از پشت سر و از طرف چپ، حفظ و نگه‏دارى‏كن و از این كه آسیب و گزندى به او برسد، جلوگیرى‏كن و در خصوص او، رسولت و خاندان رسولت را حفظ نما و به دست مباركش عدل و داد را پدیدار نما!

«اللهم اعذه من شر كل باغ و طاغ و من شر جمیع خلقك و احفظه من بین یدیه و من خلقه و عن یمینه و عن شماله و احرسه و امنعه من ان یوصل الیه بسوء واحفظ فیه رسولك و آل رسولك واظهر به العدل...»

دعا كردن براى‏سلامتى‏و فرج آن حضرت، اطاعت از امر خداوند و نیز اهل بیت پیامبر اكرم ‏صلى الله علیه و آله است.

آخرین نكته این است كه هر چند طبق وعده الهى‏حضرت زنده و باقى‏هستند تا زمانى‏كه پرچم توحید و عدل را در همه جهان به اهتزاز درآورند، ولى‏بالاخره بشر هستند و در معرض آفات جسمانى‏و بلاهاى طبیعى و ممكن است مریض شوند و دچار كسالت گردند و از این نظر دعاى‏ما براى‏سلامتى‏حضرت و حفظ ایشان از این آفات و حوادث، بدون شك در سلامتى‏وجود آن عزیز عالم وجود و آخرین دُرّ صدف امامت و ولایت، مؤثر و مفید است

 

صلوات

صلوات بهترين هديه از طرف خداوند براى انسان است . صلوات تحفه اى از بهشت است .

صلوات روح را جلا مى دهد. صلوات عطرى است كه دهان انسان را خوشبو مى كند.

صلوات نورى در بهشت است . صلوات نور پل صراط است .

صلوات شفيع انسان است . صلوات ذكر الهى است .

صلوات موجب كمال نماز مى شود. صلوات موجب كمال دعا و استجابت آن مى شود.

صلوات موجب تقرب انسان است . صلوات رمز ديدن پيامبر در خواب است .

صلوات سپرى در مقابل آتش جهنم است . صلوات انيس انسان در عالم برزخ و قيامت است .

صلوات جواز عبور انسان به بهشت است . صلوات انسان را در سه عالم بيمه مى كند.

صلوات از جانب خداوند رحمت است و از سوى فرشتگان پاك كردن گناهان و از طرف مردم دعا است .

صلوات برترين عمل در روز قيامت است . صلوات سنگين ترين چيزى است كه در قيامت بر ميزان عرضه مى شود.

صلوات محبوب ترين عمل است . صلوات آتش جهنم را خاموش مى كند.

صلوات زينت نماز است . صلوات گناهان را از بين مى برد.

صلوات بهترين داروى معنوى است.

با شرکت در طرح صلوات تا ظهور مهدي(عج)

نقشي هرچند کوچک در تعجيل فرج داشته باشيم

تعداد صلواتهاي فرستاده شده : پانصد و هزار گذشت

نيت کرده و وارد شويد...

 

موعود در آیین بودا

طلوع

 

آیین بودا یکی از شاخه های کیش هندوست. این آیین از هندوستان بیرون آمده و به خاطر گسترش در مناطق پر جمعیت جهان، پیروان زیادی دارد و اخیرا به اروپا و آمریکا نیز سرایت کرده است.

بودا (Buddha) به معنای بیدار، لقب گوتاماشاکیامونی بنیانگذار مکتب اصلاحی بودیسم است.

اندیشه های اصلاحی بودا در مخالفت با تعصب های برهمنان بود و اختلافات طبقاتی را باطل می شمرد. تعالیم اخلاقی وی در مجموعه هایی مانند تری پیتکا یعنی سه سبد، گرد آمده است. تری پیتکا-قدیمی ترین کتاب مقدس بوداییان-دارای سه بخش می باشد:

1-قواعد رهبانیت؛

2-وسیله ی رستگاری

3-مفهوم فلسفی و روانشناسی؛

غروب

در آیین بودا، اندیشه منجی موعود با مفهوم میتریه (واژه سنسکریت به معنای مهربان) تبیین می گردد. در الهیات بودایی، او را آخرین بودا از بودایان زمینی وی دانند که هنوز نیامده است، اما خواهد آمد تا همه انسان ها را نجات دهد. در نمانگاری بودا، او را به هیات مردی نشسته که آماده برخاستن است، نمایش می دهند تا نمادی باشد از آمادگی وی برای قیام!

در مهاونسه که به تاریخ سریلانکا می پردازد، روزشمار حوادث مربوط به قیام میتریه به وضوح چنین گفته شده است:

(پنج هزار سال پس از آخرین بودا، آفتاب آموزه های بودایی افول می کند و طول عمر آدمیان به ده سال فرو می کاهد. در این زمانه چرخه وارونه می گردد. زندگی متحول شده، به طوری که متوسط عمر مردم هشتاد هزار سال می رسد. با این عمرهای طولانی و زمینه مناسب برای تعالیم بودا، یک راهنما خواهد آمد. او برای مردم رفاه و بهروزی می آورد و آموزه های بودا را ترویج می کند. آنگاه که چنین فضایی بهشت گونفراهم آمد، میتریه از آسمان توشیته نزول می کند، بودایی خویش را به کمال می رساند و درمه را به فرهیختگان می آموزد.1

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

راز طولانی شدن ؟

1

عبارات و جملاتی هستند كه در وقت مطالعه خواننده را از ظرف زمان و مكان خارج كرده و به شرط آنكه چشمش خیره بر روز و اخبار و حوادث روزانه نمانده باشد او را متذكر می‌شوند.

اول:

 اولی آیه‌ای بود كه در لابه‌لای چند بیت شعر بر سنگ گور یك شهید والامقام، در بهشت زهرای تهران نوشته شده بود. عصاره آن همان آیه باشد که بر قلبم حك شده است:

«لن تنالوا البرّ حتّی تنفقوا مما تحبون»، هرگز به مقام ابرار، صاحبان بَر، نمی‌رسند مگر آنكه انفاق كنند آنچه را كه دوست‌تر دارند.

پوشیده نیست كه جنّات نعیم یكی از هدایا و نعمات خداوند به ابرار است.

این رتبه شایسته همان مردان است كه در طرفةالعینی جان شیرین را تقدیم حضرت دوست ساختند. «هر كه شد كشته او نیك سرانجام افتاد». كمیت و كیفیت خدمتگزاری هماره بسته «آگاهی و توانایی» است و كمیت و كیفیت صله و تحفه صاحب نعمت نیز در نسبت با قدرت و دارایی او نیست.

آن زمان كه آزاده‌مردی چون حسین، جمله دارایی خود را در ظهری داغ، بی‌طلب مابه‌ازاء، بر سر دست گرفت و تقدیم آستان حضرت دوست ساخت، آن شرف را یافت كه به قول جناب سید محمد مهدی میرباقری، روز حسین علیه السلام محور ایام‌الله شود. 

دوم:

پاسخ دلنشین امام محمد باقر علیه السلام خطاب به یكی از علاقمندان اهل بیت است كه خود را شیعه امام معرفی می‌كرد. حضرت می‌پرسند: اگر مالی داشته باشی در چه طریقی خرج می‌كنی؟ می‌گوید: (مثلاً) برای خود چنین و چنان خرید می‌كنم و... امام می‌فرماید: تو از دوستداران مایی و نه از شیعیان ما. ما اگر چیزی داشته باشیم همه را به شیعیان می‌بخشیم.

هر یك از ما، سهمی از دارایی را در طریق امام و اهل‌بیت علیهم السلام صرف می‌كنیم و سهم بزرگ‌تری را برای خود نگه می‌داریم. اصل و محور خودمانیم و امام در حاشیه زندگی ما جای دارد. سنت‌هایی را به جای می‌آوریم آن هم به امید پاداش و استخوان سبك كردن و با هزار ترفند نیز آن سهم را كم و كمتر می‌كنیم.

وه كه اگر دانسته شود آن مردان نیك از قبیله ایمان و رستگاری چگونه جبران می‌كنند و چه‌سان می‌نوازند، به یكباره چونان حسین علیه السلام در طریق حق، همه دانسته‌ها را در طریق امام حق و مبین ایثار می‌كردیم. 

 سوم:

این عبارت متكی به برهان محكم است كه آیت‌الله جوادی آملی فرموده‌اند: «انسان در عصر غیبت یا منتظر است یا گرفتار جاهلیت». در عصر غیبت قسم سوم نداریم: یا مردم منتظران راستین ظهور ولی‌عصر ـ ارواحنا له الفدا ـ اند یا اگر منتظر نشدند در جاهلیت به سر می‌برند».

عموماً چیزی را پاس می‌داریم و برایش هزینه می‌كنیم كه آن را بیشتر می‌شناسیم، بدان نسبت داریم و بدان دلبسته‌ایم. میزان هزینه «جان و مال» در هر طریق، نسبت و علقه ما را به آن طریق می‌نماید.

گاه، هدایا و نذورات ما نیز در پیشگاه حضرات معصومین علیهم السلام به امید دستیابی به مال بیشتر و یا دیگر خواسته‌های دنیایی است و نه خود حضرات.

چهارم:

این عبارت زیبا از حضرت زین‌العابدین علیه السلام است كه فرمودند «خود را وقف ما(امام و اهل بیت)كنید».

راز طولانی شدن دوری و غیبت را تنها خدا می‌داند و زمان به سر آمدنش را امّا، برخی عبارات صادره از سوی آن امام عزیز برای مردانی خاص چون شیخ مفید(ره) حكایت از آن می‌كند كه به قول حافظ شیرازی، «تو خود حجاب خودی» چنان‌كه فرموده‌اند:

«از ما دور نساخته است آنان را مگر به عهدی كه با ما دارند وفا نمی‌كنند» و یا «مگر كردارهای آنان كه به ما می‌رسد و برای ما ناخوشایند و دور از انتظار است».

بی‌آنكه واقف بر وسعت و ژرفای عمل خود باشیم، باعث طولانی‌تر شدن غیبت شده‌ایم. عمل ما فضا را تنگ و ناامن ساخته و زمینه‌های حضور حضرتش را از بین برده است.

مگر جز این است كه جمله دارایی و نعمات آشكار و نهان، به اذن الله، در ملكیت حضرت صاحب‌الزّمان علیه السلام است؟ و همة خلایق روزی خوار او و او نیز شاهد بر آشكار و نهان ما؟

چه سهمی از همه آنچه را از سوی او دریافت می‌كنیم برای او، در مسیر او و به نام او هزینه می‌كنیم؟ چه سهمی از اوقات، اموال و دارایی و توانایی فراوانمان را؟

با این شیوه چگونه می‌توان در صف ابرار درآمد، در خیل شیعیانش، در جمع منتظرانش و بالاخره زمینه‌سازان ظهور مقدسش؟!

آیا مجالی برای سر در جیب تفكر فرو بردن مانده است؟

 
مجموعه زمزمه های عصر جمعه با امام عصر عجّل اللّه تعالی فرجه    

Imageزمزمه‌هایی در چشم انتظاری و فراق محبوب با ترنّم نیایشی ویژه‌ی واپسین ‏ساعات روز های جمعه، محصولي از موسسه رسائل

فرمت: MP3 /  کیفیت: 64Kbps    سري دوم

 عصر جمعه با امام عصر (عج) (6)

عصر جمعه با امام عصر (عج) (7)

عصر جمعه با امام عصر (عج) (8)

عصر جمعه با امام عصر (عج) (9)

عصر جمعه با امام عصر (عج) (10)

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

دانلود سخنرانيهاي

جذاب و دلنشين

« استاد مهدي توکلي »

 

آثار اطاعت و بندگي خداوند

تاريخ به روز رساني : 18/12/87

دانلود 10 جلسه با فرمت 3gp و حجم کم

براي سفارش CD اين مجموعه با کيفيت MP3  بر روي تصوير رو به رو کليک نماييد.  

دانلود ساير مجموعه هاي سخنراني

خود شناسي

شرح نکات زيباي سوره لقمان

دلايل دين گريزي

آثار و برکات ايمان

قساوت فلب

 

تشابه نهضت امام حسين (ع) با قيام امام زمان (عج)

ايمني از مکر خدا

خصوصيات انسان کامل

بررسي روايات پيرامون امام حسين (ع)

 

اگر تا اين لحظه به گروه گل ليلا نپيوسته ايد همين حالا اقدام نماييد.

ارزش مطالب به انتشار آن است . بياييد با ارسال اين مطالب به دوستانمان آگاهي و شناخت آنها را از معارف و حقايق دين مبين اسلام و فرهنگ زيباي تشيع  بيشتر کنيم.

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

گنجينه سوالات راجع به امام زمان (عج)

آیا امام زمان ازدواج كرده و همسر و فرزند دارند؟

دوست عزیز!

در مورد این كه امام زمان(عج ) ازدواج نموده و یا اولادی دارند یا خیر، ‌باید گفت: اگر چه از ظاهر بعضی از روایات و ادعیه معصومین(ع) ‌چنین استفاده می شود كه آن حضرت دارای همسر می باشند، ‌لیكن این روایات ضعیف بوده و قابل اعتماد نمی باشند.

از طرفی روایات دیگری كه از اعتبار زیادی برخوردارند به فرزند نداشتن آن حضرت تصریح می كنند. مانند این روایت كه می گوید: شخصی علی بن ابی حمزه، ابن سراج و ابن سعید مكاری ‌بر حضرت رضا(ع) ‌وارد شدند.

علی بن ابی حمزه در این خصوص سئوال كرد. حضرت فرمودند: هر امامی فرزند دارد، به جز امامی كه حسین(ع) برای او از قبر بیرون می آید؛ ‌او فرزند ندارد. عرض كرد: فدایت شوم! درست فرمودی؛ شنیدم كه جدّت نیز همین را فرمود.(الغیبة، ‌شیخ طوسی،

هم او می گوید: به حضرتش عرض شد: روایت كرده ایم كه امام زمان از دنیا نمی رود تا فرزندش را ببیند. حضرت فرمود : آیا در این حدیث روایت كرده اید: "الا القائم"؟ عرض كردند: بلی

خلاصه اینكه اگر چه همسر و فرزند داشتن حضرت محتمل است ،‌ اما روایت معتبری كه موجب اطمینان باشد، ‌در این زمینه وجود ندارد؛ بلكه شاید عكس آن محتمل باشد.

جهت مطالعه این روایت به كتاب جزیره خضراء افسانه یا واقعیت ، علامه سید مرتضی جعفر عاملی ، ترجمه سپهری ، ص 221 مراجعه فرمایید

آیا در زمان ظهور، امام زمان(عج) از ابزار جنگی امروزی استفاده میكند؟

دوست عزیز!

در مورد وسائل و ابزاری كه حضرت از آنها استفاده می كنند باید گفت اگر چه در برخی روایات آمده است كه حضرت حجت(عج) با شمشیر خروج و قیام می كند، ولی شاید مقصود از آن توسل به مطلق اسلحه است. به عبارت دیگر، شمشیر كنایه از قدرت و نیروی نظامی است. پس منظور از قیام با شمشیر همان اتكای بر قدرت است، تا مردم نپندارند كه مصلح بزرگ فقط به شكل یك واعظ عمل می كند.

البته بر اساس بعضی از تحقیقات، كه در مجال دیگری می توان بدان پرداخت، گاه در باره شكل نهضت حضرتش و این كه خونهای زیادی در آن ریخته می شود، اغراق شده است. ولی قدر مسلم آن است كه نهضت ایشان با مبارزه جدی همراه است.

نكته ای كه شایان توجه است آن كه اصولا قیام ایشان، مانند قیام همه پیامبران الهی، از راه بهره گیری از وسایل و اسباب طبیعی خواهد بود، و هیچگاه اعجاز، شاكله اصلی آن را تشكیل نمی دهد، بلكه معجزات جنبه استثنایی دارند. به همین دلیل همه پیامبران از ابزار روز و احیانا تاكتیكهای نظامی زمان خود برای پیشبرد اهدافشان استفاده كرده و در انتظار معجزه نمی نشستند. البته این به معنای نفی تاییدات خاص الهی به ایشان و یارانشان نمی باشد، چنان كه خداوند پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را توسط ملائكه یاری فرمود. مؤید عرائض فوق حدیث "أبی الله أن یجری الأمور إلا بأسبابها" است، كه لااقل بنا به یك تفسیر معنای آن این است كه اصل اولیه در تحقق مشیت الهی، رعایت عادت و اسباب طبیعی در عالم می باشد و خداوند پرهیز دارد از اینكه امور را بر خلاف حالت عادی به انجام برساند.

مشاوره مذهبی_ قم.

وجود حضرت بقیه ا..الاعظم (ع) را با دلایل عقلی چگونه می توان اثبات نمود ؟

دوست محترم!

سؤال شما را دو گونه می توان فهمید:

الف) وجود امام عصر(ع) را عقل چگونه اثبات می كند؟ یعنی لزوم وجود امامی بالفعل و زنده چگونه با دلیل عقلی اثبات می شود؟ به دیگر سخن چرا عقلاً محال است عالم بی امام باشد؟

ب) زنده بودن امام عصر(عج) با عمر بیش از هزار سال چگونه به تأیید عقل می رسد؟

ظاهرا مراد شما همان سؤال اول باشد.

اگر مراد شما سؤال اول است، باید گفت وجود انسانهای معصوم و حجت با دلیل عقلی قابل اثبات هست، ولی اثبات لزوم حیات او در این زمان كار با دلیل عقلی مشكل است. البته ادله نقلی قاطع این مسئله برای اثبات حضرتش به اندازه كافی موجود است.

اما سؤال دوم، به نظر عقل چیزی محال است كه مستلزم تناقض باشد، (ر.ك. به عقاید استدلالی، علی ربانی گلپایگانی، ج2، ص169)

حال دقت كنید زنده بودن و زندگی بیش از هزار سال آیا در خود تناقص دارد؟! به دیگر سخن آیا حیات به خودی خود مقتضی مرگ است، آن هم مرگ در عمری كوتاه؟!

توضیح این كه هر چیزی اقتضائی دارد كه اگر مانعی بر سر راه آن قرار نگیرد همان اقتضاء انجام می شود مثلاً سنگینی جسم اقتضاء سقوط به سوی زمین را دارد؛ البته اگر مانعی مثل خلاء یا بسته بودن آن در كار نباشد. حال سؤال این كه خود حیات و زندگی اقتضائش چیست؟ آیا اقتضاء آن مرگ و عدم است، یا مرگ نوعی مانع بر سر راه آن است؟!(دقت كنید)

پرواضح است با دقت عقلی در نفس حیات و زندگی می یابیم كه آن هیچ اقتضایی جز حیات و استمرار ندارد، یعنی مادامی كه علت موجد آن برداشته نشده یا مانعی بر سر راه آن قرار نگیرد، حیات مقتضی استمرار و ادامه دارد.

بیماریها، حوادث، بلایا و... همه موانعی در سر راه زندگی می باشند كه موجب می شود اقتضاء آن سدّ، و زندگی به مرگ تبدیل شود.

تدبیر و تقدیر بلایا، حوادث و بیماریها، و در یك كلام موانع حیات به دست علت حیات آفرین، یعنی خدای متعال است؛ و عقل محال نمی بیند كه خداوند به اراده خویش چنین موانعی را پیش نیاورده تا زندگی بیشتر به طول انجامد.

نكته مهم این كه ممكن است گفته شود جسم قابلیت بقاء و اقتضاء استمرار هزارساله و بیشتر را ندارد و حیات یك فرد غیر از زنده بودن روح، وابسته به بقاء جسم او نیز هست.

در این باره نیز هیچ دلیل عقلی محكم مبنی بر اقتضاء داشتن عدم استمرار و بقاء برای جسم قائم نشده است بلكه حكماء قدیم استدلال می كردند كه در صورت اعتدال امزجه جسم انسان هرگز فرتوت نمی شود و پزشكی امروز نیز بر اساس این پیش فرض است كه می خواهد جلوی پیری یا مرگ را بگیرد!

از آن چه گذشت می توان نتیجه گرفت كه حیات امام عصر(عج) بالغ بر هزارسال هیچ منع عقلی ندارد، گر چه یك خرق عادت است، و البته عقل خرق عادت را محكوم نمی كند. به خصوص كه نصوص پذیرفته شده از سوی عقل(مثل قرآن) چنین چیزی را تأیید می كند.(عمر 950 ساله حضرت نوح(ع) و خواب سیصد و چند ساله اصحاب كهف و...)

برای مطالعه بیشتر به كتاب دادگستر جهان ـ، نوشته آیت الله ابراهیم امینی رجوع نمایید

 

متمهدیان و مدعیان مهدویت(2)

متمهدیان و مدعیان مهدویت

                      (نگاهى تاریخى به دعاوى و نسبت‏هاى دروغین مهدویت)

 

در مقاله گذشته گفته شد که اندیشه مهدویت در طول تاریخ دستخوش پاره ای آفتها و آسیبها از جمله مدعیان دروغین مهدویت گردیده، در این شماره نقاب دروغ از چهره برخی از این مدعیان مهدویت برخواهیم افکند.

سبائیه:

پیدایش این فرقه، بعد از شهادت حضرت على(ع)، سال 40ق، مى‏باشد. اینان اولین دسته‏اى هستند كه در اسلام قائل به غیبت على(ع) و بازگشت او شدند و ادعا كردند كه او نمرده است.(1) آنها مى‏پنداشتند كه على(ع) تا آخرالزمان باقى است و روزى خروج خواهد كرد و زمین را از عدل پر خواهد كرد؛ چنان كه از ظلم پر شده است.(2) اولین بار «عبدالله‏بن سبا» قائل به رجعت على(ع) شد و فكر رجعت را میان شیعه القا كرد. بغدادى مى‏گوید: «سبائیه نسبت به على(ع) غلو كردند و گمان كردند او نبى است و حتى گمان كردند او خداست».(3)

سبائیه غلو را درباره على(ع) به حد اعلا رسانده بودند و معتقد به ویژگى خارق‏العاده على(ع) بودند. البته بنابر قولى به آنان «طیاره»(4) و بنابر قولى «سحابیه»(5) هم مى‏گویند. آنها معتقدند كه على(ع) نمرده و در ابرهاست. البته اهل اخبار، مخالفان عثمان را مطلقاً «سبائیه» مى‏نامیدند.(6)

در میان مورخان، اولین بار طبرى این روایات را از زبان سیف‏بن عمرو نقل كرده و بعد این افسانه به دیگر تاریخ ‏نویسان رسیده است. البته مورخان بزرگى همچون یعقوبى (درگذشت 284هـ)، بلاذرى (درگذشت 279هـ)، ابن سعد (درگذشت 230هـ) از ابن سبا اسمى نیاورده‏اند.

در مورد خود «عبدالله بن سبا» باید گفت، كه اولین بار نام او در كتاب تاریخ طبرى، با روایت سیف بن عمرو، آمده است، كه نقل مى‏كند: «او مردى یهودى از صنعا، با مادرى سیاه‏پوست بود و در زمان عثمان مسلمان شد؛ به این قصد كه در پوشش اسلام شروع به فساد كند و اسلام را براندازد؛ و در قتل عثمان هم شریك بود.»(7) و در جاى دیگر، طبرى بنابر قول سیف‏بن عمرو روایتى را نقل مى‏كند كه: «دو سپاه على(ع) و بصره توافق به صلح كردند (در جنگ جمل)؛ اما قاتلان عثمان این امر را به صلاح خود نمى‏دیدند؛ از این رو شبانه توطئه كردند و به هر دو سپاه حمله كردند و هر دو را به جان هم انداختند.»(8)

در میان مورخان، اولین بار طبرى این روایات را از زبان سیف‏بن عمرو نقل كرده و بعد این افسانه به دیگر تاریخ‏نویسان رسیده است. البته مورخان بزرگى همچون یعقوبى (درگذشت 284هـ)، بلاذرى (درگذشت 279هـ)، ابن سعد (درگذشت 230هـ) از ابن سبا اسمى نیاورده‏اند.

علامه عسكرى در كتاب عبدالله‏بن سبأ(9) به تفصیل درباره شخصیت عبدالله بن سبا سخن گفته است و ساختگى بودن آن را ثابت مى‏كند؛ و در مورد سیف‏بن عمرو تمیمى (درگذشت 170 ق) هم مى‏فرماید كه، وى عدنانى بوده و سعى فراوانى در تصرف تاریخ نموده است؛ از این رو عبدالله بن سبا هم از طراحى‏هاى اوست؛ تا بدین وسیله اختلافات مهم دنیاى اسلام و عقاید مهم شیعه را به عبدالله بن سبا نسبت دهد؛ تا چنین وانمود كند كه اصل این عقاید از یهود گرفته شده است.

البته سیف‏بن عمرو در میان رجال نویسان اهل سنت متهم به زندقه و كفر شده است.

همان گونه كه معلوم شد، سبائیه چنین ادعایى را نسبت به امام على(ع) داشتند. ولى پر واضح است كه هیچ گاه امام على(ع) چنین ادعایى نكرده بودند.

انگیزه اصلى سبائیه یا سحابیه، غلوگویى نسبت به امام على(ع) است؛ البته نباید دست‏هاى معاندان شیعه را در انتساب تحریف گونه این عقاید به ابن سبا را فراموش كرد. متأسفانه حتى برخى از شیعیان هم (مانند نوبختى در فرق‏الشیعه و اشعرى در المقالات و الفرق) بدون توجه به لوازم این انتساب، در كتب خود نام او را ذكر كرده‏اند؛ در حالى كه جمع كثیرى از اهل سنت وجود ابن سبا را انكار كرده‏اند؛ مانند: طه حسین(10)، دكتر على وردى(11)، محمد كردعلى(12)، احمد محمود(13)، دكتر كامل مصطفى شیبى(14) و برخى مستشرقان؛ مانند: دكتر برناد لویس، ولهاوزن، فرید لیندر و دیگران(15).

در مورد نام دیگر سبائیه؛ یعنى سحابیه، باید متذكر شد كه این مطلب موهوم است. اصل مطلب از این قرار است كه پیامبر اكرم(ص) عمامه‏اى داشت به نام سحاب، كه در عید غدیرخم یا در مناسبت دیگر آن را به امام على(ع) بخشید. پس از آن گاهى كه امام على(ع) با آن عمامه بر پیامبر اكرم(ص) وارد مى‏شد، پیامبر(ص) مى‏فرمود جاء على فى السحاب. «على(ع) در حالى كه عمامه سحاب بر سر اوست، آمد» نه این كه على(ع) كه در ابرهاست آمد. بعدها فرقه‏نویسان این جمله را تحریف كرده و آن را به طرفداران ابن‏سباى ساختگى نسبت دادند.(16)

موالى، كه ستون فقرات نهضت مختار بودند، خود را شیعة‏المهدى یا حزب المهدى مى‏نامیدند(27). امام سجاد(ع) هم بر اساس شرایط و مصالح، از به عهده گرفتن قیام خوددارى كرد؛ و مختار هم قیام خود را منتسب به محمدبن حنفیه نمود.

در مورد سبائیه چند نكته قابل ذكر است:

الف) این طائفه منقرض شده ‏اند و ادعاى آنان هم باطل است.

ب) روایات فراوانى وجود دارد، كه در آنها به تعداد ائمه(ع) تصریح شده است.

ج) مسأله به شهادت رسیدن حضرت على(ع)، از مشهورترین حوادث تاریخ است.

د) حضرت على(ع) در هیچ جا چنین ادعایى نداشته؛ بلكه خبر از آمدن قائم آل محمد(عج) مى‏دهد.

اصبغ‏بن نباته مى‏گوید: «نزد امیرالمؤمنین(ع) رفتم و او را متفكر و خیره شده به زمین یافتم. عرض كردم: یا امیرالمؤمنین! چگونه است كه شما را متفكر و خیره شده به زمین مى‏بینم؟ آیا نسبت به آن راغب شده‏اى؟ فرمود: نه والله! هرگز نه راغب زمین و نه راغب دنیا گشته‏ام؛ ولى درباره فرزندى كه از صلب من و یازدهم از اولاد من است، تفكر مى‏نمودم. اوست آن مهدى كه زمین را پر از عدل و داد مى‏كند، پس از آن كه از ظلم و جور پر شده باشد. او را حیرتى و غیبتى است، كه در آن گروهى هدایت و گروهى گمراه مى‏شوند...»(17)

كیسانیه

كیسانیه از واژه «كیسان» گرفته شده، كه صفتى از ماده «كَیِّس»(18)؛ یعنى زیرك، مى‏باشد و درباره علت این اسم گزارى چهار قول است:

الف) لقب یكى از غلامان آزاد شده امام على(ع) است؛ كه در قیام مختار بر ضد بنى‏امیه نقش اصلى را داشته است؛

ب) لقب «ابوعَمره» رئیس پلیس كوفه، در زمان تسلط مختار بر كوفه مى‏باشد؛

ج) لقب محمدبن حنفیه، فرزند امام على(ع) مى‏باشد؛

د) لقب مختار ثقفى است؛ كه محمدبن حنفیه به جهت زیركى به او گفته است؛(19)

و) امام على(ع) مختار را بر زانوى خود نشاند و او را كیس خواند؛(20)

مراد از كیسانیه، پیروان مختاربن ابى عبیده ثقفى است. این فرقه پنداشتند كه محمدبن حنفیه بعد از حسین‏بن على(ع) امام و مهدى موعود(عج) است و در كوه رضوا به سر مى‏برد و نزد او آب و عسل نهاده شده و از آنجا ظهور و قیام خواهد كرد(21) البته خود محمدبن حنفیه چنین ادعایى نداشته است.(22)

در مورد مختار هم باید گفت كه برخى از عقاید را با انگیزه‏هاى خاص به وى نسبت داده‏اند؛ از جمله عقیده به مهدویت و مهدى موعود بودن محمدبن حنفیه؛ در حالى كه مختار هیچ ادعاى گزافى نداشته و هیچ عقیده كفرآمیزى ابراز نكرده است(23) و هیچ فرقه و مذهبى تشكیل نداده است و نام كیسانیه در آن زمان اصلاً مشهور و معروف نبوده است. منشأ این اتهامات و دشمنى‏ها در مورد مختار و تبلیغات بر ضد او را مى‏توان به چند دسته تقسیم كرد:

الف) عاملان و شركت كنندگان در واقعه خونین كربلا و امویان كوفه؛

ب) اشراف و بزرگان كوفه. چون جمع كثیرى از سپاهیان مختار غلامان آزاد شده بودند؛

ج) عبدالله بن زبیر و طرفداران و یاران او؛ كه مختار را مانع بزرگى براى خود مى‏دانستند؛

د) امویان مستقر در شام، به رهبرى عبدالملك‏بن مروان(24)؛

مختار سال 66هـ / 685م در كوفه قیام كرد. هدف او انتقام گرفتن از قاتلان كربلا و قیام بر ضد بنى‏امیه(25) بود. این قیام 6 سال پس از شهادت امام حسین(ع) واقع شد. این گروه را مختاریه هم نامیده‏اند.(26)

موالى، كه ستون فقرات نهضت مختار بودند، خود را شیعة‏المهدى یا حزب المهدى مى‏نامیدند(27). امام سجاد(ع) هم بر اساس شرایط و مصالح، از به عهده گرفتن قیام خوددارى كرد؛ و مختار هم قیام خود را منتسب به محمدبن حنفیه نمود. برخى گفته‏اند محمدبن حنفیه نماینده تام‏الاختیار امام سجاد(ع)(28) بوده است. مختار هم بعد از شكست دادن لشكر عبدالملك‏بن مروان، به سردارى عبیدالله‏بن زیاد، در «نصیبین»؛ در نهایت، در جنگ با مصعب‏بن زبیر در بصره شكست خورد و در رمضان سال 67 هـ.ق به شهادت رسید.(29)

در مجموع درباره فرقه كیسانیه مى‏توان گفت:

اولاً: محمدبن حنفیه اصلاً ادعاى مهدویت نداشته است.

ثانیاً: مختار ثقفى هم مدعى مهدویت محمدبن حنفیه نبوده است. این اتهامى است كه عباسیان و برخى از دشمنان، با انگیزه‏هایى كه به آن اشاره شد، دامن زده‏اند.

ثالثاً: در روایاتى كه در خصوص امامت دوازده امام(ع) و پیامبر(ص) از طریق شیعه و سنى بیان شده است، نامى از محمدبن حنفیه نیست.

رابعاً: این فرقه منقرض شده است و كسى در عصر فعلى اعتقاد به امامت محمدبن حنفیه ندارد.

البته عده‏اى مثل كُثَیِّرَه عزه (درگذشت 105هـ / 723م) از شعراى اهل بیت محمدبن حنفیه را مهدى موعود دانستند. او شعر ذیل را سروده است:

فهدیت یا مهدینا ابن المتهدى  أنت الذى نرقى به و نرتجى

انت ابن خیر الناس بعد النبى انت امام الحق لسنا نمترى

یابن على سِر و من مثل على

بنابر قولى به آنان «طیاره»(4) و بنابر قولى «سحابیه»(5) هم مى‏گویند. آنها معتقدند كه على(ع) نمرده و در ابرهاست. البته اهل اخبار، مخالفان عثمان را مطلقاً «سبائیه» مى‏نامیدند.

راه یافتى اى مهدى ما پسر راه یافته. تو كسى هستى كه ما به تو خشنودیم و امیدواریم. تو پسر بهترین مردم پس از پیغمبرى. تو امام بر حق هستى و ما در آن شكى نداریم. اى پسر على! برو؛ و چه كسى مانند على است.(30)

كربیه هم از فرقه‏ هایى است كه به عنوان زیر مجموعه فرقه كیسانیه در زمان امام باقر(ع) مطرح شده بود؛ كه معتقد بودند محمدبن حنفیه ملقب به مهدى است و او نمرده و نخواهد مرد و هم اكنون غایب است و مكان او معلوم نیست و روزى ظهور خواهد كرد و مالك زمین خواهد شد و تا رجوع او، هیچ امامى نخواهد بود.(31)

بعضى از این فرقه هم مى‏گویند محمدبن حنفیه در كوهستان رضوا است و بار دیگر خروج خواهد كرد.(32)

این گروه، كه عده‏اى از اهل مدینه و كوفه بودند، با انگیزه غلو رو به این سوى آوردند؛ البته تبلیغات بنى‏امیه هم در این انحراف بى‏تأثیر نبود. در ضمن این گروه مورد لعن امام باقر(ع) واقع شدند.(33)

 

گنجينه صوتي زيباي مناجات با امام زمان(عج)

براي دانلود کليک نماييد.

بي تو        حجم :4.35 مگا بايت

الا اي آخرين    حجم : 2.67 مگا بايت

اون كيه كه     حجم : 2.23  مگا بايت

ارسالي از طرف دوست عزيز و صميمي :

Sabf

 

دویست داستان از فضایل ،مصایب و کرامات حضرت زینب - ویژه تلفن همراه

نرم افزار موبايل

دویست داستان از فضایل ،مصایب و کرامات حضرت زينب(س) و اشعار ويژه
 

زينب کبري (س) روز پنجم جمادي الاول سال 5 يا 6 هجرت در مدينه چشم به جهان گشود. خبر تولد نوزاد عزيز، به گوش رسول خدا(ص)رسيد. رسول خدا(ص)براي ديدار او به منزل دخترش ‍ حضرت فاطمه زهرا(س)آمد و به دختر خود فاطمه(س)فرمود: «دخترم، فاطمه جان، نوزادت را برايم بياور تا او را ببينم».
فاطمه(س)نوزاد کوچکش را به سينه فشرد، بر گونه هاي دوست داشتني او بوسه زد، و آن گاه به پدر بزرگوارش داد. پيامبر(ص)فرزند دلبند زهراي عزيزش را در آغوش کشيده صورت خود را به صورت او گذاشت و شروع به اشک ريختن کرد. فاطمه(ص)ناگهان متوجه اين صحنه شد و در حالي که شديدا ناراحت بود از پدر پرسيد: پدرم، چرا گريه مي کني؟!

 دانلود با حجم 225 کيلو بايت

 

مجموعه شعر خوانی مرحوم آغاسی23 دوره ترتیل کامل قرآنمجموعه کامل روضه های مرحوم کافیفیلم هایی از سرداران

مجموعه مداحی ماه محرمگلچین شورمجموعه سخنرانی های محرمگلچین روضه ماه محرم

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/2570x2v.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>    

گل ليلا<br/><a href="http://i41.tinypic.com/2rnzn0k.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>     گل ليلا<br/><a href="http://i42.tinypic.com/2ce2r0w.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

کارت پستال بفرستيد

بر روي لينک زير کليک نماييد

http://www.rasekhoon.net/PostalCard/Show-322-323.aspx

معرفي چند کتاب اينترنتي

 

 

دانلود سخنراني بسيار جذاب از

استاد مهدي توکلي

مطالبي که تاکنون نشنيده ايد....

 

جديدترين مجموعه سخنراني

آثار اطاعت و بندگي خداوند

تاريخ به روز رساني : 18/12/87

10 جلسه با کيفيت 3gp و حجم کم

حتماً دانلود کنيد

گل ليلا<br/><a href="http://s5.tinypic.com/24drm0j.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

جديد ترين هاي موبايل را

در سايت "گل ليلا" ببينيد.

زيارت عاشورا ،دعاي توسل ،دعاي کميل ،دعاي ندبه ،دعاي سمات ،زيارت حضرت عباس(ع) ، زيارت آل ياسين ، آية الکرسي ، ختم سوره يس ،نرم افزار الغوث ، نرم افزار روز نيايش ، نرم افزار مهمان خدا ، نرم افزار حديث عشق و ...

ورود به بخش نرم افزار موبايل

آیا حرف زدن با نامحرم گناه دارد؟

اگر موجب التذاذ شهوی نباشد (یعنی از صحبت کردن با نامحرم لذّت نبرد اشکالی ندارد. همین طور کسانی که در فیلم ها بازی می کنند و با هم گفتگو می نمایند، اگر از صحبت با یکدیگر لذّت شهوانی نبرند، اشکالی ندارد.[1] در روایات از گفتگوی مرد با زن نامحرم یا زن با مرد نامحرم مذّمت شده است: امام صادق(ع) از پیامبر(ص) نقل می فرماید: "نهی أن تتکلم المرأة عند غیر زوجها و غیر ذی محرم منها اکثر من خمس کلمات ممّا لابدّ لها منه؛[2] پیامبر از سخن گفتن زن در برابر مرد نامحرم بیشتر از پنج کلمه ضروری، نهی کرده است"، یعنی اگر حرف ضروری دارد، بیش از پنج کلمه نباشد. باز از پیامبر(ص) نقل است: "اربعٌ یمتن القلب: الذنب علی الذنب و کثره مناقشه النساء (یعنی محادثتهنّ) و مما راه الاحمق یقول و تقول و لا یؤول إلی خیر أبداً و مجالسه الموتی. قیل و ما الموتی؟ قال: کلّ غنیّ مترف؛[3] چهار چیز قلب را می میراند: گناه روی گناه [مداومت بر انجام گناهان و توبه نکردن از گناه]، گفتگوی زیاد با زنان، بحث و جدل با انسان کودن و کم فهم. همنشینی و مجالست با مُرده ها". پرسیدند: مرده ها یعنی چه؟ فرمود:‌ یعنی کسانی که ثروتمند اسراف کارند یا ثروتمندان دنیا گرا". ابوبصیر می گوید: من به زنی قرآن می آموختم. روزی با او شوخی کردم. وقتی نزد امام باقر(ع) رفتم، حضرت فرمود: چه چیزی به زن گفتی؟ من از خجالت صورت خود را پوشاندم، حضرت فرمود:‌ دیگر به او قرآن درس نده (و درس را تعطیل کن).[4] طبیعی است که گفتگوی مرد با زن نامحرم خواه ناخواه در علاقه و ایجاد روحیة شهوی کم و بیش تأثیر دارد، مخصوصاً اگر زن، جوان یا در مکان خلوت باشد. فقها گفتگوی غیر شهوی مرد با زن نامحرم را مکروه دانسته اند و نگارندة وسائل بخشی از کتاب حدیثی خود را به عنوان "باب کراهه محادثه النساء لغیر حاجه (کراهت گفتگوی غیر ضروری با زنان نامحرم)" آورده است.[5] از این روایات و روایات فراوان دیگر استفاده می شود گفتگوهایی که همراه با لذت و شهوت باشد، حرام است و باید از آن ها اجتناب کرد و بدون شهوت و لذت هم کراهت دارد

منبع :  درگاه پاسخگویی به مسایل دینی   http://www.porsojoo.com

عزيزان مي توانند سئوالات شرعی وپيشنهادهای خود را از طريق لينک زيربفرستند

پاسخ به سوالات شرعي شما

بانک پرسش و پاسخهاي شما

منبع : سايت پاسخگو

<br/><a href="http://i43.tinypic.com/t05fs7.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

ارسالي توسط : نداي صالح

 

    goleleila , گل ليلا<br/><a href="http://i36.tinypic.com/2gxidty.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>    
    امام علی (ع) می فرمایند:   غرر الحكم، ح 9226

كَفى بِالتَّجارِبِ مُؤَدِّبا
برای ادب آموزی، تجربه ها کافی اند

 

اگر تا اين لحظه به گروه گل ليلا نپيوسته ايد همين حالا اقدام نماييد.

نظرات خود را راجع به ويژه نامه امروز براي ما ارسال بفرماييد      ارسال نظرات شما    

واکثروا الدعا بتعجیل الفرج، فان ذلک فرجکم؛   برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید، زیرا که آن فرج خود شماست

بازديد از سايت ديدني گل ليلا     www.goleleila.ir

 

 

استاد مهدي توکلي - سخنرانيهاي ويژه شناخت درست جوانان از اسلام و مکتب تشيع

جلسات سخنراني هفتگي

حسينيه حضرت علي اکبر(ع)  دوشنبه شبها  راس ساعت 8:30 شب

آدرس : خ هاشمي - نرسيده به خ خوش - دست چپ - کوچه شهيد طاهر راستگو - حسينيه حضرت علي اکبر(ع)

مسجد حضرت سيدالشهدا (ع)   سه شنبه شبها راس ساعت 9 شب

حسينيه حضرت سيدالشهدا (ع)   شبهاي جمعه راس ساعت 9 شب

تکيه شهدا   جمعه ها ساعت 7:30 شب

مشاهده کامل جزييات

دانلود سخنراني ها

دانلود نرم افزارهاي موبايل

دانلود مجموعه هاي سخنراني

ويژه نامه قرآني

نرم افزار حديث عشق

آثار بندگي و اطاعت خداوند

مشاهده  قرآن با خط بسيار زيبا

نرم افزار زيارتنامه

ايمني از مکر خدا

دانلود نرم افزار کتاب الکترونيکي قرآن

زيارت عاشورا

خصوصيات انسان کامل محرم87

آموزش صوتي و تصويري قرآن کريم

مناجات کوفه اميرالمومنين

بررسي روايات پيرامون امام حسين(ع)

قرآني زيبا در قالب فلش

دعاي کميل

قساوت قلب

 

دعاي توسل

آثار و برکات ايمان

 

قرآن کريم

عوامل دين گريزي

 

مفاتيح الجنان

تشابه قيام امام زمان با امام حسين

 

نهج البلاغه

شرح نکات زيباي سوره لقمان

 

صحيفه سجاديه

خود شناسي  

 

مهمان خدا - ويژه ماه رمضان

 

 

 

مژده به دارندگان سايت و وبلاگ

با قرار دادن کد زير در سايت يا وبلاگ خود ،احاديث مربوط به امام عصر و حکايات و تشرفات به محضر آن حضرت را در قالب يک ويژه نامه پويا و زيبا به صورت زير به نمايش بگذاريد.

دريافت کد

 

info@goleleila. ir

Free Hit Counter