گل ليلا -   جامع ترين گروه اينترنتي ارسال ايميلهاي فرهنگي مذهبي

ويژه نامه انتظار شماره 17

 

با سلام خدمت دوستان و همراهان صميمي گل ليلا

ويژه نامه قبلي گل ليلا - 21/02/88

مشاهده ويژه نامه هاي قبلي گل ليلا

بنا به تقاضاي دوستان ، مبني بر ايجاد امکان مطالعه ويژه نامه ها به صورت آفلاين ، از اين پس در هر شماره ، فايل pdf ويژه نامه قبلي تقديم شما عزيزان گرامي مي شه تا بتونيد با فراغ بال و آسايش خاطر در اوغات فراقت خود به مطالعه اين ويژه نامه ها و احياناً نگهداري اونها کنيد.اميدورام مورد رضايت شما همراهان گرامي قرار بگيره.ما رو از دعاي خير خودتون فراموش نفرماييد.

التماس دعا

دانلود ويژه نامه قبلي به صورت فايل pdf

 

 فرا رسيدن ايام فاطميه حضرت زهراي مرضيه (س) تسليت باد.

  اطلاعيه :   در طرح  صلوات تا ظهور مهدي(عج) جهت تعجيل در فرج منتقم پهلوي شکسته حضرت زهرا(س) شرکت بفرماييد

بازديد از سايت جديد

قابل توجه وبلاگ نويسان :

استفاده از مطالب اين ويژه نامه ها با ذکر منبع و صلوات بر محمد و آل محمد(ص) جايز است
و ان شاءالله مورد رضايت  و دعاي خير حضرت ولي عصر(عج) قرار گيرد.

 

آقا بیا

امام زمان عليه السلام

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد

شاید دعای مادرت زهرا بگیرد

آقا بیا تا با ظهور چشم‌هایت

این چشم‌های ما کمی تقوا بگیرد

آقا بیا تا این شکسته کشتی ما

آرام راه ساحل دریا بگیرد

اقا بیا تا کی دو چشم انتظارم

شب‌های جمعه تا سحر احیا بگیرد

پایین بیا خورشید پشت ابر غیبت

تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد

اقا خلاصه یک نفر باید بیاید

تا انتقام دست زهرا را بگیرد

 

قسم

موعود

به فریاد قسم و به سوگنامه دل

زخمی‌ام و خسته

نه دل ماند و نه دلدار

چشمم چنان مست باریدن است که گیوه‌هایم در گل مانده

زبانم به شن نشسته

و دستانم در باتلاق زندگی فرو رفته و معذور از نوشتن‏

بگویید کجایند آدمیان و پیغمبران و امامان

آنان پاک بودند و استوار

آنان به درد دنیا خم نمی‌شدند

در چشمشان دنیا حقیر بود و پست

آری همین پست دنیا زهر بر آنان داد

سرشان بر نیزه هدیه داد و میخ در بر سینه‌شان کوبید

پستی دنیا تیغ بر فرق فرود آورد و گوشواره از گوش کشید

و این دنیای پست است که عشق را گریزان کرد و بشر را خودنما

حرمت را برچید و غیرت را خرد کرد

شرف را بر باد داد و حیا را تکه تکه کرد

این دنیای پست است که انسانیت را سر برید

موعود

برای چه ماندیم و برای چه نسل بعد از خود را می‌زاییم

که هر چه پیش می‌رویم بیشتر به گل می‌نشینیم

و سرمان را مغرورتر بر آسمان می‌کشیم

پس چه شد که اکنون همه به نمایش خود مشغولند

چه شد که همه خود را رنگین به دیگری می‌شناسانند

چه شد که دیگر از آن خود نیستیم

هیچ کس در طرح خود نیست

هیچ کس پایبند عهد ازلی‌اش نیست

هیچ کس خود را که نه، خدایش را نیز نمی‌شناسد

چه شد ما در پس پرده، پرده‌ای دیگر بر خود کشیدیم

چرا وجودمان را با رنگ ننگین می‌کنیم

چرا فراموش کرده‌ایم وجود کیستیم و چه در وجودمان جاری است‏

به خود آییم

آنگاه که زمان می‌آید و مکان نابود می‌شود

دیگر دستگیری نمی‌یابیم

موعود

کجایی ای دستگیر

تنها ماندیم، در نابودها بودنی نیافتیم

نیمی از آمدنت ترس دارند و نیمی تردید و اندکی با حضور قلب، آمدنت را طلب ‏می‌کنند

تنهاییم و قدممان یارای رفتن ندارد‏

هر آن وجود منجی‌ات را بیشتر خواهانیم

ما را به حال خود وامگذار

ما را دستگیری جز تو نیست

هان ای پرنده انسان باز ای به این پست خاک

و ما را رهنمون باش

 

 
<br/><a href="http://i44.tinypic.com/2d9225j.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>
امر حضرت به اقامه نماز جماعت صبح در اول فجر
ملاحبیب الله، که از متقین و مردی مورد اعتماد ، مؤذن مسجدی بود که مرحوم حاج سید محمد صادق قمی (ره) آن را تاسیس کرد. ایشان فرمود:
« عادت من این بود، که یک ساعت قبل از طلوع فجر، به مسجد می آمدم و نافله شب را در آن جا می خواندم و وقتی هوا گرم می شد بر پشت بام مسجد بجا می آوردم و بعد از خواندن نافله بر سطح ایوان مرتفع مسجد می رفتم و قبل از اذان قدری مناجات می کردم. وقتی که صبح می شد اذان می گفتم و برای نماز پایین می آمدم.
این برنامه را نزدیک به بیست سال اجرا می کردم. شبی از شبها که تاریک بود و باد می وزید، بنابر عادت به مسجد آمدم. دیدم در مسجد باز است و یک روشنایی در آن جا دیده می شود.
گمان کردم خادم، در مسجد را نبسته و چراغ را خاموش نکرده است. داخل شدم که ببینم جریان چیست؛ دیدم سیدی به لباس علماء ایران در محراب مشغول نماز است و آن روشنایی از چهره مبارک ایشان ساطع می شود نه از چراغ؛ درباره آن سید و صورت نورانیش تفکر می کردم. وقتی از نماز فارغ شد، رو به من نمود و مرا به اسم صدا زد و فرمود:
« به آقای خود ( سیّد محمد صادق قمی ) بگو بیاید. »

بدون تأمل امر او را اطاعت نمودم و رفتم که مرحوم حجت الاسلام سید محمد صادق قمی را خبر کنم. چون به خانه اش رسیدم در را به آرامی کوبیدم. دیدم، آن مرحوم در حالی که عمامه خود را به سر کرده، پشت در ایستاده و می خواهد از خانه خارج شود.
سلام کردم و عرض کردم: سید عالمی در مسجد است و شما را احضار نموده است.
فرمود: او را شناختی؟
گفتم: نه، نشناختم، ولی از علماء ولایت ما نیست. آقا! چقدر صورت او نورانی است؛ من چنین صورت نورانی در مدت عمرم ندیده ام. اما مرحوم سید محمد صادق به من جوابی نمی داد.
 با ایشان بودم، تا داخل مسجد شد. دیدم نسبت به آن سید، ادب خاصی را رعایت می کند و خضوع کاملی در برابر ایشان دارد. سلام کرد و نزدیک ایشان نشست و با آن شخص مذاکره ای نمود.
بعد از مدت زمانی، آن سید از مسجد خارج شد.
من که از خضوع ایشان تعجب کرده بودم پرسیدم این سید که بود؟ و چرا تا این حد نسبت به او خضوع می کردید؟
رو به من نمود و فرمود: او را نشناختی؟
گفتم: نه؛ از من تعهد گرفت که در مدت حیاتش، این جریان را بروز ندهم. بعد هم فرمود: آن آقا، مولای من و تو، حضرت صاحب العصر و الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بود.
در این جا من به سوی در مسجد دویدم. دیدم در بسته و مسجد تاریک است و احدی در آن جا نیست.
از سخنان حضرت با ایشان چیزی نفهمیدم؛ جز آن که امر به اقامه نماز جماعت صبح در اول فجر فرمودند.
ملا حبیب الله این مطلب را بروز نداد، مگر بعد از وفات حجت الاسلام سید محمد صادق قمی، و بر صدق این قضیه، سه بار به قرآن کریم قسم خورد. »



تجلی حضرت در مجلس منکِرین !

فاضل جلیل ملا ابوالقاسم قندهاری فرمود:
« در سال 1266 هجری در شهر قندهار، خدمت ملا عبدالرحیم ( پسر مرحوم ملا حبیب الله افغان ) کتاب « هیئت » و « تجرید » را درس می گرفتم ( این دو کتاب از دروسی است که سابقاً در حوزه خوانده می شد و الان هم کم و بیش آنها را می خوانند).
عصر جمعه ای به دیدن ایشان رفتم. در پشت بام شبستان بیرونی او، جمعی از علماء و قضات و خوانین افغان نشسته بودند. بالای مجلس، پشت به قبله و رو به مشرق، جناب « ملاغلام محمد قاضی القضات »، سردار « محمد علم خان » و یک نفر عالم عرب مصری و جمعی دیگر از علماء نشسته بودند.

بنده و یک نفر از شیعیان که پزشک سردار محمد بود، و پسرهای مرحوم ملا حبیب الله، پشت به شمال و پسر قاضی القضات و مفتی ها ( علمای اهل سنت ) برعکس ما؛ یعنی رو به قبله و پشت به مشرق که پایین مجلس می شد، به همراهی جمعی از خوانین نشسته بودند.

سخن در مذمت و نکوهش مذهب تشیع بود، تا به این جا کشید که قاضی القضات گفت: « از خرافات شیعه آن است که می گویند: ( حضرت) م ح م د مهدی پسر
(حضرت) حسن عسکری (علیهما السلام) سال 255 هجری در سامرا متولد شده و در سال 260 در سرداب خانه خود غایب گردیده و تا زمان ما هنوز زنده است و نظام عالم بسته به وجود او است ».

همه اهل مجلس در سرزنش و ناسزا گفتن به عقاید شیعه هم زبان شدند؛ مگر عالم مصری، که قبل از این سخن قاضی القضات بیشتر از همه، شیعه را سرزنش می کرد. او در این وقت خاموش بود و هیچ نمی گفت؛ تا این که سخن قاضی القضات به پایان رسید.
 در این جا عالم مصری گفت: « سال فلان، در مسجد جامع طولون، پای درس حدیث حاضر می شدم. فلان فقیه حدیث می گفت. سخن به شمایل (حضرت) مهدی (علیه السلام) رسید. قال و قیل برخاست و آشوب به پا شد. ناگهان همه ساکت شدند؛ زیرا جوانی را به همان شکل و شمایل ایستاده دیدند، در حالی که قدرت نگاه کردن به او را نداشتند ».

چون سخن عالم مصری به این جا رسید، ساکت شد. بنده دیدم اهل مجلس ما همگی ساکت شده اند و نظرها به زمین افتاده است و عرق از پیشانیها جاری شد. از مشاهده این حالت حیرت کردم. ناگاه جوانی را دیدم که رو به قبله در میان مجلس نشسته است.
به مجرد دیدن ایشان حالم دگرگون شد. توانایی دیدن رخسار مبارکشان را نداشتم و مانند بقیه اهل جلسه بی حس و بی حرکت شدم.
تقریباً ربع ساعت همه به این حالت بودیم و بعد آهسته آهسته به خود آمدیم. هر کس زودتر به حال طبیعی برمی گشت، بلند می شد و می رفت. تا آن که همه جمعیت به تدریج و بدون خداحافظی رفتند.
من آن شب را تا صبح هم شاد و هم غمگین بودم. شادی برای آن که مولای عزیزم را دیدار کرده ام، و اندوه به خاطر آن که نتوانستم بار دیگر بر آن جمال نورانی نظر کنم و شمایل مبارکش را درست به ذهن بسپارم.
فردای آن روز برای درس رفتم. ملاعبدالرحیم مرا به کتابخانه خود خواست و در آن جا تنها نشستیم. ایشان فرمود: دیدی دیروز چه شد؟ حضرت قائم آل محمد علیه السلام تشریف آوردند و چنان تصرفی در اهل مجلس نمودند که قدرت سخن گفتن و نگاه کردن را از آنها گرفته و همگی شرمنده و درهم و پریشان شدند و بدون خداحافظی رفتند.
من این قضیه را به دو دلیل انکار کردم. یکی این که از ترس، تقیه کرده و دیگر آن که، یقین کنم آنچه را دیده ام خیال نبوده است؛ لذا گفتم: من کسی را ندیدم و از اهل مجلس هم چنین حالتی را مشاهده نکردم.

گفت: مطلب از آن روشن تر است که تو بخواهی آن را انکار کنی. بسیاری از مردم دیشب و امروز قضیه را برای من نوشته اند. برخی هم آمدند و شفاهاً جریان را نقل کردند.
روز بعد پزشک سردار محمد را که شیعه بود دیدم، گفت: چشم ما از این کرامت روشن باد.
سردار محمد علم خان هم از دین خود سست شده و نزدیک است او را شیعه کنم.
چند روز بعد، اتفاقاً پسر قاضی القضات را دیدم. گفت: پدرم تو را می خواهد. هر قدر عذر آوردم که نروم، نپذیرفت. ناچار با او به حضور قاضی القضات رفتم. در آن جا جمعی از مفتی ها و آن عالم مصری و افراد دیگری حضور داشتند.
 بعد از سلام و احوال پرسی با قاضی القضات، ایشان چگونگی آن مجلس را از من پرسید. گفتم: من چیزی ندیده ام و غیر از سکوت اهل مجلس و پراکنده شدن بدون خداحافظی ، متوجه مطلب دیگری نشدم.
آنهایی که در حضور قاضی القضات بودند، گفتند: این مرد دروغ می گوید؛ چطور می شود که در یک مجلس در روز روشن، همه حاضرین ببینند و این آقا نبیند؟
قاضی القضات گفت: چون طالب علم است، دروغ نمی گوید.

 شاید آن حضرت فقط خود را برای منکرین وجودش جلوه گر ساخته باشد، تا موجب رفع انکار ایشان شود. و چون مردم فارسی زبان این نواحی، نیاکانشان شیعه بوده اند و از عقاید شیعه، اعتقاد کمی به وجود امام عصر علیه السلام برای آنها باقی مانده است، ممکن است او هم ندیده باشد.
اهل مجلس بعضی از روی اکراه و برخی بدون آن، سخن قاضی القضات را تصدیق کردند. حتی بعضی مطلب او را تحسین نمودند. »
 

منبع : صالحين

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

مجموعه جديد سخنرانيهاي جذاب و شنيدني استاد مهدي توکلي   سري اول

فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (1)      حجم :4.44 مگا بايت

فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (2)     حجم :4.23 مگا بايت

فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (3)     حجم :4.57 مگا بايت

فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (4)     حجم :5.03 مگا بايت

*راهنماي دانلود

براي بازکردن فايلها از حالت فشرده در صورتيکه نرم افزار WinRar را در اختيار نداريد مي توانيد از اينجا دانلود نماييد.
فايلهاي صوتي با فرمت 3gp مي باشند که مخصوص استفاده بر روي گوشيهاي تلفن همراه مي باشد.لذا علاقمندان مي توانند علاوه بر  همراه داشتن سخنرانيها بر روي گوشي تلفن همراه خود با توجه به حجم کم اين فايلها آنرا براي ديگر دوستان ارسال نمايند تا در جهت  ترويج فرهنگ و معارف شيواي اسلام نقش داشته باشند.

همچنين در صورت نصب برنامه 3gp pluggin برروي کامپيوتر خود مي توانيد اين فايلها را از طريق مديا پلير گوش دهيد. جهت دانلود 3gp pluggin اينجا را کليک نماييد.

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

بیایید امروز خدا را خوشنود کنیم!

امام زمان

بخوانیم:

مفضل بن عمر

از امام صادق، علیه‏السلام، نقل مى‏كند:

كه آن حضرت فرمود: بهترین حالات تقرب مردم به خداى عزّ و جل

و بالاترین خشنودى او از آنها زمانى است كه حجت ‏خدا را نمی یابند و جاى او را نمی دانند، و با این حال، باور دارند كه حجتهاى حق هیچ‏گاه باطل نمى‏شود ( و آنان باید در راه خدا و دین او قدم بردارند ).

آن زمان، روز و شب منتظر فرج باشید...

بیندیشیم!

1- ارزش و اهمیت‏ باور و شناخت نسبت ‏به دین و حجت الهى در زمان غیبت، آن قدر زیاد

و والاست كه منتظران را به بالاترین و برترین مراتب تقرب و رضاى الهى مى‏رساند.

2- امام و حجت الهى گرچه در ظاهر غایب است، اما دین ‏حق را به بندگان مى‏رساند و

نمى‏گذارد كسانى كه طالب حق و حقیقت هستـنـد، به گمراهى و انحراف بیفـتـنـد.

3- انتـظار فرج باید در هر صبـح و شام باشد، و منـتظران به راستى چشم‏انتظار باشند.

4- انـــتـــظـــار راســتــیــن، ثــمــره و مــیــوه شــنــاخــت، یــقــیــن و بــصــیــرت اســت.

 

   حدیث:
دعا

عَن المُفَضل بنِ عُمر،

عَن اَبى‏عَبدِالله، عَلَیهِ ‏السلام، قَالَ:

اَقربُ ما یَكون العِبادُ اِلى‏ اللهِ عَزّ وَ جَلَّ وَ اَرضى ما یَكونُ عَنهُم

اِذا افتَقَدوا حُجَة‏الله وَ لَم یَعلَمُوا بمَكانِهِ، وَ هُم فِى ذلِكَ یَعلَمونَ اَنَّهُ

لَم تبطل حُجَجُ‏اللهِ فَعِندَها فَتَوَقعوا الفَرَج كُلَ صَباح و مَساء...

اثباة‏الهداة، شیخ حر عاملى، ج‏6، ص‏406.

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

آيا مي‌شود مرده دوباره زنده شود؟

هنگامه ظهور و شباهتهاى آن به قيامت  - قسمت چهارم

 

سنگ قبر

اشاره:

صحنه ‏هاى قيامت با هنگامه ظهور حضرت حجت از جهات گوناگون مشابه يكديگرند كه در اين مجموعه خلاصه‏اى از شباهتها را كه از تفسير و تأويل آيات قرآن برگرفته شده است در قالب 14 مقاله تقديم خواهد شد. در شماره پيشين با بيان مقدمه مفصل درباره اين ارتباط موضوع چهارده شماره همراه با چکيده مباحث آن ارائه گرديد تا خواننده محترم در جريان و پيوند مطالب باشد. اکنون سومين شباهت تقديم مي گردد.

شماره پيشين: شايد هيمن جمعه، ظهور باشد!؟ (ناگهانى بودن ظهور و قيامت) 

 

 

4 - برانگيخته شدن مردگان

در زمان‏ ظهور حضرت ‏بقيةاللَّه جمعى از اموات ‏مؤمنان به اذن خداوند زنده مى‏شوند و به زندگى دنيا باز مى‏گردند و اين امر چنان واضح و مسلّم است كه در برخى از دعاهاى مشهور به صورت يكى از حوايج و خواسته‏هاى مهم شيعيان و منتظران ياد شده است. به نمونه‏اى از احاديث و ادعيه‏اى كه در اين‏باره آمده توجه فرماييد:

حضرت اميرالمؤمنين ‏عليه السلام ضمن گفتارى طولانى فرمود:...اى شگفتا! و چگونه تعجب نكنم از مردگانى كه خداوند آنها را زنده برانگيزد، گروه گروه با تلبيه و پاسخگويى به دعوت كننده الهى به كوچه‏هاى كوفه وارد شوند....(1)

امام صادق عليه السلام فرمودند: و چون هنگام قيامش برسد در ماه جمادى الآخر و ده روز از ماه رجب بارانى خواهد باريد كه خلايق مانند آن را نديده باشند، پس خداوند متعال با آن گوشتهاى مؤمنان و بدنهايشان را در قبر خواهد روياند، و گويا آنها را مى‏بينم كه از سوى جهينه پيش مى‏آيند در حالى كه موهاى خود را از خاك مى‏تكانند.(2)

هنگامى كه قائم ما بپاخيزد خداوند گروهى از شيعيان ما را براى او زنده مى‏كند

همچنين از آن حضرت روايت شده كه فرمودند: هرگاه قائم آل محمدصلى الله عليه وآله به‏پا خيزد از پشت كعبه بيست و هفت مرد را بيرون مى‏آورد. پانزده تن از قوم موسى كه به سوى حق راهبرى و به آن دادگرى كنند، و هفت تن از اصحاب كهف، يوشع وصى حضرت موسى، و مؤمن آل فرعون، سلمان فارسى و ابودُجانه انصارى و مالك اشتر.

از ابوبصير آمده كه گويد به حضرت امام صادق ‏عليه السلام عرض كردم: اين‏كه خداوند تبارك و تعالى مى‏فرمايد: «وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلى وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ»؛(3) آنان به شدّت به خداوند سوگندها ياد كردند كه خداوند هرگز كسى را كه بميرد برنمى‏انگيزد، آرى اين وعده حتمى خداوند است ولى بيشتر مردمان نمى‏دانند. منظور چيست؟

فرمود: اى ابوبصير! در اين باره چه مى‏گويند؟ عرض كردم: مى‏پندارند و قسم مى‏خورند كه خداوند مردگان را زنده نمى‏كند. حضرت فرمود: مرگ بر كسى كه چنين سخنى مى‏گويد، از آنها بپرس كه آيا مشركين به اللَّه قسم مى‏خوردند يا به لات و عزّى؟

ابوبصير مى‏گويد گفتم: فدايت شوم پس برايم بيان فرما.

فرمود: هنگامى كه قائم ما بپاخيزد خداوند گروهى از شيعيان ما را براى او برمى‏انگيزد و زنده مى‏كند كه شمشيرشان بر شانه‏هايشان است. چون اين خبر به قومى از شيعيان ما كه نمرده باشند برسد به يكديگر مى‏گويند: فلان و فلان و فلان از قبر برانگيخته شده و با قائم‏ عليه السلام هستند. وقتي اين سخن به گوش گروهى از دشمنان ما رسيد، مى‏گويند: اى گروه شيعيان چقدر دروغگو هستيد! اين دولت و حكومت شما است و شما دروغ مى‏گوييد! نه واللَّه! اينها كه شما مى‏گوييد زنده نشده و زنده نخواهند شد تا روز قيامت، پس خداوند گفتار آنها را حكايت كرده مى‏فرمايد: «وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ».(4)

و چرا تعجب نكنم از مردگانى كه خداوند آنها را زنده برانگيزد، تا گروه گروه به پاسخ دعوت كننده الهى به كوچه‏هاى كوفه وارد شوند

در دعاى عهد است كه «اَلَّلهُمَّ اِنْ حالَ بَيْني وَبَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذي جَعَلْتَهُ لِعِبادِكَ حَتْماً مَقْضِيّاً فَاَخْرِجْني مِنْ قَبْري مُؤْتَزِاً كَفَني شاهِراً سَيْفي مُجَرِّداً قَناتي فِى الْحاضِرِ وَالْبادي»؛ خداوندا! اگر ميان من و (ظهور) او مرگ كه بر بندگانت قضاى حتمى قرار داده‏اى، جدايى انداخت؛ پس مرا از قبرم برانگيز در حالى كه كفنم را بر كمر بسته، شمشيرم را از نيام بركشيده دعوتِ دعوت كننده در هر شهر و ديار را اجابت نموده باشم. و اين به مهمترين ويژگيهاى قيامت شباهت دارد كه در آن روز تمامى مردگان زنده مى‏شوند تا مورد حسابرسى قرار گيرند و نيكان پاداش و بدان كيفر اعمال خود را ببينند.

در آيات قرآن‏كريم استدلالها و احتجاجهاى فراوان راجع به معاد در برابر مشركان و ملحدان به كار رفته است و تأكيد شده كه خداوند متعال نه تنها قادر است آدميان را به حال سابق خود باز گرداند و به صورت اول برانگيزاند، بلكه مى‏تواند سرانگشتان انسان را هم به همان گونه كه بود ترتيب دهد و بازسازى كند. «بَلى قادِرينَ عَلى اَنْ نُسَوِىَّ بَنانَهُ»(5)؛ در حقيقت ما تواناييم كه (خطوط) سرانگشتان او را (بار ديگر) بسازيم.

ناگهان چقدر زود دير ميشود

در شماره‌ي آتي خواهيد خواند:

پنجمين شباهت قيامت و عصر ظهور؛ نزديک بودن ظهور

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

سلامی به خورشید قربانی

همخوانی زیارت ناحیه مقدسه

امام حسین علیہ السلام

دوست من سلام

این بار برایت تحفه‌ای از امام زمان را آورده‌ام.

آن عزیز می‌فرماید: هرگاه خواستی حسین علیه السلام را زیارت كنی، بایست و بگو... (زیارت ناحیه مقدسه).

اما من می‌خواهم در این مجموعه، در هر شماره قطعه‌ای از این زیارت را كه دریایی از نور و معرفت است برایت بیاورم و البته من چند خطی از نكته‌ای كه به ذهنم آمده برای تو خواهم نوشت و تو نیز همین كار را بكن. هرگاه كه خواندی بی‌معطلی آنچه برایت پر رنگ شد، از من دریغ نكن. تو نیز برای من بنویسید.

قسمت اول ؛ قسمت دوم ؛ قسمت سوم ؛ قسمت چهارم ؛ قسمت پنجم ؛ قسمت ششم ؛ قسمت هفتم

قسمت هشتم

 گوش دادن به همخواني

وَ [انک یا اباعبد الله] لِلْحَقِّ ناصِراً ، وَ عِنْدَ الْبَلآءِ صابِراً ، وَ لِلدّینِ كالِئاً ، وَ عَنْ حَوْزَتِهِ مُرامِیاً

یارى‌گر حق بودى، در هنگام بلاء شكیبا و صابر، حافظ و مراقب دین

تَحُوطُ الْهُدى وَ تَنْصُرُهُ ، وَ تَبْسُطُ الْعَدْلَ وَ تَنْشُرُهُ ، وَ تَنْصُرُ الدّینَ وَ تُظْهِرُهُ ، وَ تَكُفُّ الْعابِثَ وَ تَزْجُرُهُ

و مدافع حریم آئین بودى،(طریقِ) هدایت را حفظ و یارى می نمودى، عدل و داد را گسترش داده و وسعت مى بخشیدى، دین و آئینِ الهى رایارى نموده آشكارمى نمودى، یاوه گویان را (ازادامه راه) بازداشته جلوگیرى می كردی

وَ تَأْخُذُ لِلدَّنِىِّ مِنَ الشَّریفِ ، وَ تُساوی فِى الْحُكْمِ بَیْنَ الْقَوِىِّ وَ الضَّعیفِ

حقّ ضعیف را از قوى باز می ستاندى، در قضاوت و داورى بین ضعیف و قوى برابر حُكم مینمودى،

كُنْتَ رَبیعَ الاَْیْتامِ ، وَ عِصْمَةَ الاَْ نامِ ، وَ عِزَّ الاِْسْلامِ ، وَ مَعْدِنَ الاَْحْكامِ ، وَ حَلیفَ الاِْنْعامِ

تو بهار ِسر سبز ِیتیمان، نگاهبان و حافظ مردم، مایه عـزّت و سرافرازى اسلام، معدنِ احكام الهى، هم پیمان نیكیها بودى

سالِكاً طَرآئِقَ جَدِّك َ وَ أَبیك َ، مُشْبِهاً فِى الْوَصِیَّةِ لاَِخیـك َ

پوینده طریقه جدّ و پدرت و در سفارشات و وصایا همسانِ برادرت بودى

وَفِىَّ الذِّمَـمِ ، رَضِىَّ الشِّیَمِ ، ظاهِرَ الْكَرَمِ ، مُتَهَجِّداً فِى الظُّلَمِ ، قَویمَ الطَّرآئِقِ

وفادار به پیمانها، داراى سجایاىِ پسندیده، و باجود و كَرَمِ آشكار شب زنده دار دلِ شبهاىِ تاریك، معتدل ومیانه رو در روشها

كَریمَ الْخَلائِقِ ، عَظیمَ السَّوابِقِ ، شَریفَ النَّسَبِ ، مُنیفَ الْحَسَبِ ، رَفیعَ الرُّتَبِ

باسجایا و اخلاقِ كریمانه،داراى سوابقِ باعظمت وارزشمند، داراى نَسَبِ شریف، وحَسَبِ والا، با درجات و رتبه هاىِ رفیع

كَثیرَ الْمَناقِبِ ، مَحْمُودَ الضَّرآئِبِ ، جَزیلَ الْمَواهِبِ

مناقب وفضائلِ بسیار، سِرِشتهاو طبیعتهاى مورد ستایش، و با عطایا و مواهبِ بزرگ بودى

حَلیمٌ رَشیدٌ مُنیبٌ ، جَوادٌ عَلیمٌ شَدیدٌ ، إِمامٌ شَهیدٌ، أَوّاهٌ مُنیبٌ ، حَبیبٌ مَهیبٌ

حلیم و صبور،هدایت شده،بازگشت كننده بسوى خدا، باجود و سخاوت ـ دانا ـ توانا و قاطع،پیشواى شهید، بسیارنالان وگریان در پیشگاه خداوند، محبوب و با هیبت بودى

كُنْتَ لِلرَّسُولِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ وَلَداً ، وَ لِلْقُرْءانِ سَنَداً [مُنْقِذاً :خل] وَ لِلاُْمَّةِ عَضُداً ، وَ فِى الطّاعَةِ مُجْتَهِداً

تو براى پیامبر كه درود خدا براو وآل او باد فرزند، و براى قرآن پشتوانه[نجات بخش]، و براى امّتِ اسلام بازوى توانا، ودرطاعتِ حقّ كوشا بودى

حافِظاً لِلْعَهْدِ وَالْمیثاقِ ، ناكِباً عَنْ سُبُلِ الْفُسّاقِ [وَ :خل] باذِلاً لِلْمَجْهُودِ

تو حافظِ عهد و پیمانِ الهى، دورى كننده ازطُرُقِ فاسقان بودى، [و] آنچه درتوان داشتى (براى اِعلاءِ كلمه حقّ) بذل نمودی

طَویلَ الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ ، زاهِداً فِى الدُّنْیا زُهْدَ الرّاحِلِ عَنْها ، ناظِراً إِلَیْها بِعَیْنِ الْمُسْتَوْحِشینَ مِنْها

 داراى ركوع و سجود طولانى بودى، تو مانند كسیكه از دنیا رخت برخواهد بست ازآن روگردان بودى، و مانند كسانیكه از دنیا در وحشت وهراس بسر می برند به آن نگاه می كردى

آمالُك َ عَنْها مَكْفُوفَةٌ ، وَ هِمَّتُك َ عَنْ زینَتِها مَصْرُوفَةٌ ، وَ أَلْحاظُك َ عَنْ بَهْجَتِها مَطْرُوفَةٌ ، وَ رَغْبَتُك َ فِى الاْخِرَةِ مَعْرُوفَةٌ

آرزوهایت از (تعلّق به) دنیا بازداشته شده، و همّتت از زیوردنیا رو گردانده بود، دیدگانت ازبهجت و سرور دنیا بربسته، واشتیاق و مِیلَت به آخرت شهره آفاق است

حَتّـى إِذَا الْجَوْرُ مَدَّ باعَهُ ، وَ أَسْفَرَ الظُّلْمُ قِناعَهُ ، وَ دَعَا الْغَىُّ أَتْباعَهُ

تا آنكه جور دستِ تعدّى دراز نمود، و ظلم نقاب از چهره بركشید ، وضـلالت و گمـراهى پیروان خویش را فرا خواند

وَ أَنْتَ فی حَرَمِ جَدِّك َ قاطِنٌ ، وَ لِلظّـالِمینَ مُبایِنٌ ، جَلیسُ الْبَیْتِ وَ الْمِحْـرابِ

با آنـكه تو در حَرَمِ جدّت متوطّن بودى، و از ستمكاران فاصله گرفته بودى، و مُلازمِ منزل ومحرابِ عبادت بوده،

مُعْتَزِلٌ عَنِ اللَّـذّاتِ وَ الشَّـهَواتِ ، تُنْكِـرُ الْمُنْكَـرَ بِقَلْبِـك َ وَ لِسانِك َ ، عَلى حَسَبِ طاقَتِـك َ وَ إِمْكانِـك َ

پس ازآن علم و دانشت اقتضاى انكارِ آشكارنمود، و برتو لازم گشت [لازم نمود] با بدكاران رویاروى جهاد كنى

ثُمَّ اقْتَضاك َ الْعِلْمُ لِـلاِْنْكارِ، وَ لَزِمَك َ [أَلْزَمَك َ :ظ ]أَنْ تُـجـاهِدَ الْـفُجّـارَ

پس ازآن علم و دانشت اقتضاى انكارِ آشكارنمود، و برتو لازم گشت [لازم نمود] با بدكاران رویاروى جهاد كنى

× × × × × ×

به این فراز که می رسم حرفی برای گفتن ندارم جز اینکه با حیرت بگویم: حسین جان، ای جان پیامبر، تو چه خوب بودی!

و من مانده‌ام مگر آنان که تو را کشتند، جماعت کوران و کران بودند که این همه حُسن را ندیدند؟

هاتفی برایم قرآن می خواند: فَأَنجَیْنَاهُ وَ الَّذِینَ مَعَهُ فِی الْفُلْكِ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ كَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا إِنَّهُمْ كَانُواْ قَوْماً عَمِینَ و ما او و کسانی را که با او در کشتی بودند رهانیدیم و، آنان را که آیات ما را دروغ می انگاشتند غرق ساختیم ، که مردمی بی بصیرت بودند(1)

باید به حسین بپوندم که او کشتی نجات است. آری درست حدس زده بودم، آنان کور بودند و حسین را ندیدند، آنان مردمی بودند که فریاد هل من ناصر حسین را نشنیدند.

دوباره هاتف می خواند: وَ مَن یَهْدِ اللّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَن یُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِیَاء مِن دُونِهِ وَنَحْشُرُهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْیًا وَبُكْمًا وَصُمًّا مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِیرًا و هر که را خدا هدایت کند، هدایت شده است و آنهایی که گمراهشان سازد، جز او هیچ یاوری نیابند و در روز قیامت در حالی که چهره هایشان رو به زمین است، کور و لال و کر محشورشان می کنیم و جهنم جایگاه آنهاست که هرچه شعله آن فرو نشیند بیشترش می افروزیم (2)

خدایا تو را سپاس که دستم را به دست مردی سپردی که از تبار حسین شهید بود و او را امام من قرار دادی.

خدا تو را سپاس که مهرش را در دلم نهادی. و اکنون من جانم را به پیشگاه وی پیش نهادم.

 

صلوات

صلوات بهترين هديه از طرف خداوند براى انسان است . صلوات تحفه اى از بهشت است .

صلوات روح را جلا مى دهد. صلوات عطرى است كه دهان انسان را خوشبو مى كند.

صلوات نورى در بهشت است . صلوات نور پل صراط است .

صلوات شفيع انسان است . صلوات ذكر الهى است .

صلوات موجب كمال نماز مى شود. صلوات موجب كمال دعا و استجابت آن مى شود.

صلوات موجب تقرب انسان است . صلوات رمز ديدن پيامبر در خواب است .

صلوات سپرى در مقابل آتش جهنم است . صلوات انيس انسان در عالم برزخ و قيامت است .

صلوات جواز عبور انسان به بهشت است . صلوات انسان را در سه عالم بيمه مى كند.

صلوات از جانب خداوند رحمت است و از سوى فرشتگان پاك كردن گناهان و از طرف مردم دعا است .

صلوات برترين عمل در روز قيامت است . صلوات سنگين ترين چيزى است كه در قيامت بر ميزان عرضه مى شود.

صلوات محبوب ترين عمل است . صلوات آتش جهنم را خاموش مى كند.

صلوات زينت نماز است . صلوات گناهان را از بين مى برد.

صلوات بهترين داروى معنوى است.

با شرکت در طرح صلوات تا ظهور مهدي(عج)

نقشي هرچند کوچک در تعجيل فرج داشته باشيم

تعداد صلواتهاي فرستاده شده از مرز پانصد و شصت هزار گذشت

نيت کرده و وارد شويد...

 

دعایی برای ملاقات امام زمان

دعاى فرج بخوان تا ظهور را دریابى!

دعا

در فرهنگ اسلامى «نیت‏» و قصد، ارزش و جایگاه خاصى دارد، تا آنجا كه رسول گرامى اسلام صلی الله علیه و آله مى‏فرماید: «نیت مؤمن از عملش برتر است‏» (1) از این رو كسى كه در دلش نیت انجام عمل خیرى را داشته باشد، از ثواب آن عمل بهره‏مند مى‏شود حتى اگر توفیق انجام آن عمل خیر را نیابد (2) .

براساس همین در فرهنگ اسلامى، انتظار فرج و امید تحقق دولت آل محمد صلی الله علیه و آله چنان قدر و قیمتى دارد كه شاید كمتر عملى مى‏تواند به آن برسد . كسى كه صادقانه انتظار ظهور آقا و مولایش را مى‏كشد و از ته دل براى فرج آل محمد دعا مى‏كند; ثوابش برابر با كسى است كه ظهور را دریابد و با مولایش همراه شود .

در این زمینه سخن بسیار است و احادیث فراوانى با مضامین مختلف وارد شده‏اند و ما در این مجال شما را تنها به شنیدن یكى از این احادیث مهمان مى‏كنیم .

امام صادق (ع) فرمود: مَن قَالَ بَعد صَلوةِ الفَجرِ وَ بَعدَ صَلوةِ الظُهر اللهم صَلَّ عَلى مُحمدٍ وَ آل مُحمدٍ وَ عَجل فَرَجَهُم‏ لَم یَمُت‏ حتى یُدركَ القائمَ . (3)

هر كس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید: «خداوندا! بر محمد و خاندان او درود فرست و در فرج ایشان تعجیل فرما» نمیرد تا قائم علیه السلام را دریابد .

امیدواریم كه این حدیث همواره به یاد ما باشد تا با عمل به آن، بعد از هر نماز یاد انتظار و امید فرج در دل ما زنده شود و ان‏شاءالله ظهور مولایمان را درك كنیم .

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

چقدر مومن بودن سخت است

دشواری حفظ دین در دوران غیبت امام علیه السلام

روح ایمان

در دوران امام حسین علیه السلام براساس بدعتهای خلفا و تبلیغات بنی امیه، دین بی ارزش و بازار دنیا، پررونق بود «الناسُ عَبیدُ الدُنیا وَ الدینُ عَلی اَلسِنَتِهِم یَحوطونَه ما دَرَت مَعایِشُهُم فَاذا مَحَصوا بالبَلاءِ قَل الدَیانون» 1 مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبانشان می باشد، مادامی که زندگی دنیای آنها تأمین شود. اما همین که در بوته امتحان قرار گرفتند، دین داران کم خواهند بود.

اگر نبود حسین علیه السلام، این خط روشن ولایت و وارث پیامبران،‌ چراغ دین، آخرین کورسوهای خود را می زد.

برای صاحب این امر، غیبتی است که در روزگار دشوار غیبت، هر بنده خدایی باید تقوا پیشه کند و دینش را حفظ نماید

در عصر انتظار نیز حفظ دین، از سخت ترین کارها است.

 امام صادق (ع) می فرماید: «اِنَّ لِصاحِبِ هذا الاَمرِ غَیبَةٌ، المُتَمَسِّکُ فِیها بدِینِهِِِِِِِِِِِ کَالخارِطِ لشوک القِتاد بیَدِهِ ثُم اَوما ابوعبدالله بیَدِهِ هکذا. قال : فَاَیُّکُم تَمَسَّکَ شوک القتاد – ثُم اَطوقَ مَلیاً ثُم قَال : اِن لِصاحبِ هَذا الامرِ غَیبةٌ فَلیَتَّق اللهَ عَبد عند غَیبته و لیتَمَسّک بدِینه»2

برای صاحب این امر، حضرت مهدی عجل الله فرجه، غیبتی خواهد بود. هر کس در روزگار غیبت او دین خود را حفظ کند، مانند کسی است که تیغهای تیز گیاه قتاد را با دستش صاف و هموار سازد؛ سپس حضرت با دست [مبارک] خویش اشاره فرمود که چگونه با دست، تیغهای قتاد را باید هموار ساخت. آنگاه افزود: کدام یک از شما تا به حال توانسته است، خارهای خنجر گونه قتاد را به دست بگیرد؟

سپس حضرت سر به زیر افکند و مدتی سکوت کرد؛ آن گاه افزود:

برای صاحب این امر، غیبتی است که در روزگار دشوار غیبت، هر بنده خدایی باید تقوا پیشه کند و دینش را حفظ نماید.

 

حافظ و مهدویت

حافظ

مهدویت و نوید ظهور مصلح غیبی در اسلام بسیار قدیمی و ریشه‏دار است، لیكن نباید غافل بود كه این امر اختصاص به شیعیان ندارد، بلكه این اعتقاد در میان عامه مسلمین وجود دارد و همچنین ادیان دیگر نیز ظهور آن حضرت را قطعی می‏دانند، ولی هركدام، از این منجی، به‏گونه‏ای تعبیر كرده‏اند. حافظ درباره غیبت آن حضرت می‏گوید:

تا نیست غیبتی نبود لذت حضور ازدست غیبت تو شكایت نمی‏كنم

یا در جای دیگر:

ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت   جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

امام رضا، علیه‏السلام، درباره غیبت آن حضرت چنین می‏فرماید:

چهارمین فرزند من، خداوند او را در پشت پرده غیبت پنهان می‏سازد. تا وقتی كه خود می‏خواهد.(1)

در كتاب مجموعه زندگی چهارده معصوم آمده است: عارف نامی حافظ شیراز كه به زیارت جان باهرالنور امام زمان، عجّل‏اللّه‏تعالی‏فرجه، تشرّف حاصل كرده است، شرایط زیارت حجت عصر را چنین وصف می‏كند:

در خرابات مغان نور خدا می‌بینم   این عجب بین که چه نوری ز کجا می‌بینم

جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو   خانه می‌بینی و من خانه خدا می‌بینم

خواهم از زلف بتان نافه گشایی کردن   فکر دور است همانا که خطا می‌بینم

استاد علی دوانی در كتاب شوق مهدی مطلبی را درمورد حافظ و حضرت مهدی آورده است:

در اشعار هیچ یك از شاعران بزرگ غیر از حافظ نمی‏بینیم كه تا این حد ابیاتی مناسب با اعتقاد شیعیان درباره امام زمان، علیه‏السلام، آمده باشد و تقریبا كمتر غزلی است كه بیتی یا ابیاتی از آن مناسب با وصف‏حال امام غایب ازنظر نباشد.

لسان‏الغیب در غزلهای شورانگیز خود بارها سروده است:

روی بنما و وجود خودم از یاد ببر   خرمن سوختگان را همه‏گو باد ببر

اشكم احرام طواف حرمت می‏بندد   گرچه از خون دل ریش دمی طاهر نیست

عمریست تا به راه غمت رو نهاده‏ایم   روی و ریای خلق به‏یك سو نهاده‏ایم

ای خرّم از فروغ رخت لاله‏زار عمر   بازآ كه ریخت بی‏گل رویت بهار عمر

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی   دل بی‏تو به‏جان آمد وقت است كه بازآیی

بنمای رخ كه خلقی واله شوند و حیران   بگشای لب كه فریاد از مرد و زن برآید

از اینها جالبتر اینكه حافظ نام «مهدی» را صریحا آورده و از ظهور و نابودی «دجّال» ـ مظهر ریا و تزویر و بدی و پلیدی ـ سخن گفته است:

كجاست صوفی دجّال چشم ملحد شكل   بگو بسوز كه «مهدی» دین پناه رسید!

شباهت حضرت مهدی به ‏پیامبران الهی درشعر حافظ

در حضرت نشانه‏ هایی از پیامبران الهی وجود دارد كه به احادیثی در این رابطه اشاره می‏كنیم:

مهدی قائم از نسل علی‏بن ابیطالب، علیه‏السلام، است كه در اخلاق و اوصاف، شكل و سیما، شكوه و هیبت چون عیسی‏بن مریم است. خداوند به همه پیامبران هرچه داده، به او نیز داده، با اضافاتی.(2)

همچنین در روایت دیگری از كتاب اثبات‏الرجعة فضل‏بن شاذان از امام صادق، علیه‏السلام، آورده است:

هیچ معجزه‏ای از معجزات انبیأ و اوصیا نیست مگر اینكه خداوند تبارك و تعالی مثل آن را به‏دست قائم، علیه‏السلام، ظاهر می‏گرداند تا بر دشمنان اتمام حجت كند.(3)

و در حدیث دیگری امام صادق، علیه‏السلام، می‏فرمایند:

و در آن هنگام كه آقای ما قائم، علیه‏السلام، به خانه خدا تكیه زده می‏گوید: ای مردم هركس می‏خواهد آدم و شیث را ببیند، بداند كه من آدم و شیث هستم و هركس می‏خواهد نوح و فرزندش سام را ببیند، بداند كه من نوح و سامم و هركس كه می‏خواهد ابراهیم و اسماعیل را ببیند، بداند كه من همان ابراهیم و اسماعیل می‏باشم، و هركس می‏خواهد موسی و یوشع را ببیند، من همان موسی و یوشع هستم، و هركس می‏خواهد عیسی و شمعون را ببیند من همان عیسی و شمعون هستم و هركس می‏خواهد محمد، صلّی‏اللّه‏علیه‏وآله، و علی، علیه‏السلام، را ببیند من همان محمد و امیرالمؤمنین، علیهماالسلام، هستم و هركس می‏خواهد حسن و حسین را ببیند من همان حسن و حسینم و هر كس می‏خواهد امامان از ذریه حسین، علیه‏السلام، را ببیند بداند كه من همان ائمه اطهار هستم، دعوتم را بپذیرید و به‏نزدم جمع شوید كه هرچه گفته‏اند و هرچه نگفته‏اند به‏شما خبر دهم.(4)

احادیث فوق دلالت دارد كه تمام صفات انبیا و ائمه، علیهم‏السلام، در وجود حضرت جمع است و چه خوش گفته‏اند: «آنچه خوبان همه دارند تو یكجا داری».

حافظ نیز این نكته را زیبا سروده:

حافظ مكن اندیشه كه آن یوسف مه‏روی   باز‌اید و از كعبه احزان به در آیی

یا:

گفتند خلایق كه تویی یوسف ثانی   چون نیك بدیدم به حقیقت به از آنی

 

گنجينه صوتي

گلچین مداحی ایام فاطمیه (س) از محمود کریمی - MP3

Imageگلچین  روضه و سینه زنی ایام فاطمیه (س) از محمود کریمی تقدیم به کاربران عزیز

54 قطعه - دانلود در ادامه مطلب

Imageمجموعه صوتی شب هجران (سرودهای زیبا در مدح امام زمان (عج)) کاری از گروه ساقی کوثر، تقدیم به کاربران عزیز

 فرمت: MP3  /  کیفیت: 128 Kbps    سري دوم

شب هجران (8)

شب هجران (9)

شب هجران (10)

شب هجران (11)

شب هجران (12)

شب هجران (13)

شب هجران (14)

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

دانلود سخنرانيهاي

جذاب و دلنشين

« استاد مهدي توکلي »

 

آثار اطاعت و بندگي خداوند

تاريخ به روز رساني : 18/12/87

دانلود 10 جلسه با فرمت 3gp و حجم کم

براي سفارش CD اين مجموعه با کيفيت MP3  بر روي تصوير رو به رو کليک نماييد.  

دانلود ساير مجموعه هاي سخنراني

خود شناسي

شرح نکات زيباي سوره لقمان

دلايل دين گريزي

آثار و برکات ايمان

قساوت فلب

 

تشابه نهضت امام حسين (ع) با قيام امام زمان (عج)

ايمني از مکر خدا

خصوصيات انسان کامل

بررسي روايات پيرامون امام حسين (ع)

 

اگر تا اين لحظه به گروه گل ليلا نپيوسته ايد همين حالا اقدام نماييد.

ارزش مطالب به انتشار آن است . بياييد با ارسال اين مطالب به دوستانمان آگاهي و شناخت آنها را از معارف و حقايق دين مبين اسلام و فرهنگ زيباي تشيع  بيشتر کنيم.

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

گنجينه سوالات راجع به امام زمان (عج)

علائم و نشانه های ظهور امام زمان (عج) چیست؟

دوست محترم!

به استحضار می‌رسد كهعلائم ظهور به دو دسته كلی تقسیم می‌شوند: علائم حتمی و علائم غیر حتمی.

فضیل بن یسار از امام باقر (ع) روایت كرده كه فرمودند: «نشانه‌های ظهور دو دسته است: یكی نشانه‌های غیرحتمی و دیگر نشانه‌های حتمی؛ خروج سفیانی از نشانه‌های حتمی است كه راهی جز آن نیست.» (غیبت نعمانی، با ترجمه غفاری، باب18، ص429)

منظور از علائم حتمی آن است كه تقدیر قطعی خدا به وقوع آن تعلق گرفته، و مشروط به هیچ قید و شرطی نیست؛ و مقصود از علائم غیر حتمی آن است كه وقوع آن ممكن است مشمول بداء گردد، چرا كه فی الجمله مشروط به شروطی است كه اگر آن شروط تحقق یابد آن علائم واقع می شوند، و اگر آن شروط مفقود باشد، آن علائم نیز تحقق نمی‌یابند.

علائمی در مورد حتمی بودن آنها نصی نداشته باشیم، تنها احتمال وقوع آن می رود، و قطعی نیستند.

علائم غیر حتمی بسیارند. ما در اینجا روایتی مفصلی از امام امام صادق(ع) را برای شما می آوریم كه تعداد بسیاری از آن را برشمرده است. این روایت مشهوری است، ولی برای آن كه حق زحمات مؤلفین ادا شده باشد، می گوییم كه این روایت را با تغییرات عبارتی اندكی از كتاب "یكصد پرسش و پاسخ پیرامون امام رمان(عج)" نوشته علیرضا رجالی تهرانی نقل می كنیم.

قیلا لازم است تذكر دهیم كه گرچه هر یك از این علائم حتمی الوقوع نیست، ولی به طور كلی احوال آخرالزمان را به ما معرفی می كند. با مطالعه آن شباهتهای زیاد آن را با شرائط زمان خودمان می یابیم.

در این روایت، امام صادق(ع) به یكی از یاران خود فرمودند:

هر گاه دیدی كه حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند؛ و ظلم و ستم فراگیر شده است؛ و قرآن فرسوده و بدعت‌هایی از روی هوا و هوس در مفاهیم آن بوجود آمده است؛ و دیدی دین خدا، عملاً، توخالی شده، همانند ظرفی كه آن را واژگون سازند!

و همچنین هر گاه دیدی كه اهل باطن بر اهل حق پیشی گرفته‌اند؛ و كارهای بد آشكار شده و از آن نهی نمی‌شود، و بد كاران باز خواست نمی‌شوند؛ و مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا می‌كنند.

و هنگامی كه دیدی ‌افراد باایمان سكوت كرده، و سخنشان را نمی‌پذیرند؛ و دیدی كه شخص بدكار دروغ گوید، و كسی دروغ و نسبت ناروای او را رد نمی‌كند؛ و دیدی كه بچه‌ها به بزرگان احترام نمی‌گذارند؛ و قطع رحم می شود.

و وقتی دیدی كه بد كار را ستایش كنند و او شاد شود، و سخن بدش به او برنگردد؛ و دیدی كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان كنند [یعنی به مانند آنان خود را زینت می كنند]؛ و زنان با زنان ازدواج كنند.

و هنگامی كه دیدی انسانها اموال خود را در غیراطاعت خدا مصرف می‌كنند و كسی مانع آنها نمی‌شود؛ و دیدی كه افراد با دیدن كار و تلاش مؤمنانه [از آن تعجب می كنند] و به خدا پناه می‌برند.

و دیدی كه مداحی دروغین از اشخاص زیاد شود؛ و همسایه همسایه خود را اذیت می‌كند و از آن جلو گیری نشود؛ و دیدی كه : كافران از صعوبت زندگی مؤمن، شاد می شوند؛ و دیدی مردم شراب را آشكار می ‌آشامند، و برای نوشیدن آن كنار هم می‌نشینند و از خداوند متعال نمی‌ترسند؛ و‌ كسی كه امر به معروف می‌كند خوار و ذلیل است.

و همچنین هنگامی كه دیدی آدم بدكار در چیزی مورد ستایش ست كه خداوند آن را دوست ندارد؛ و دیدی كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند؛ و راه نیك بسته و راه بد باز است؛ و دیدی كه انسان ها به زبان می‌گویند، ولی عمل نمی‌كنند.

و وقتی دیدی خانه كعبه تعطیل شده، و به تعطیلی آن دستور داده می‌شود؛ و مؤمن، خوار و ذلیل شمرده شود؛ بدعت و زنا آشكار شود؛ و مردم به شهادت و گواهی ناحق اعتماد كنند.

و دیدی كه حلال حرام، و حرام حلال می شود؛ و دین بر اساس میل اشخاص معنی می شود، و كتاب خدا و احكام آن تعطیل می گردد؛ و جرأت بر گناه آشكار شود، و دیگر كسی برای انجام آن منتظر تاریكی شب نگردد.

و آنگاه كه دیدی مؤمن نتواند نهی از منكر كند مگر در قلبش؛ و ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد؛ و سردمداران به كافران نزدیك شوند و از نیكوكاران دور شوند؛ و والیان در قضاوت رشوه بگیرند؛ و پستهای مهم والیان بر اساس مزایده است، نه بر اساس شایستگی.

و آن زمان كه دیدی مردم را به تهمت و یا سوء ظن بكشند؛ و دیدی كه مرد به خاطر همبستری با همسران خود مورد سرزنش قرار گیرد. و هنگامی كه زن بر شوهر خود مسلط شود و كارهایی كه مورد خشنودی شوهر نیست انجام می‌دهد و به شوهرش خرجی می‌دهد.

و همچنین آنگاه كه دیدی سوگند های دروغ به خدا بسیار گردد؛ و آشكارا قماربازی ‌شود؛ و مشروبات الكلی به طور آشكار بدون مانع خرید و فروش می‌شود.

و وقتی دیدی كه مردم محترم توسط حاكمان قلدر خوار شوند؛ و نزدیك ترین مردم به فرمانداران آنانی هستند كه به ناسزاگویی به ما، خانواده عصمت(ع)، ستایش شوند؛ و هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده، و گواهی اش را قبول نمی‌كنند.

و آنگاه كه دیدی مردم در گفتن سخن باطل و دروغ با هم رقابت می كنند؛ و شنیدن سخن حق بر مردم سنگین، ولی شنیدن باطل برایشان آسان است؛ و دیدی كه همسایه از ترس زبان همسایه به او احترام می‌كند.

و وقتی دیدی حدود الهی تعطیل شود، و طبق هوی و هوس عمل گردد؛ و دیدی كه مسجدها طلا كاری (زینت داده) شود؛ و دیدی كه‌ راستگوترین مردم نزد آنها مفتری و دروغگو است.

هنگامی كه دیدی بدكاری آشكار شده، و برای سخن چینی كوشش می‌شود؛ و‌ ستم و تجاوز شایع شده است؛ و غیبت، سخن خوش آنها شود و بعضی بعض دیگر را به آن بشارت دهند.

وقتی دیدی حج و جهاد برای خدا نیست؛ و‌ سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند؛ و خرابی بیشتر از آبادی است؛ و معاش انسان از كم فروشی به دست می‌آید؛ و خون ریزی آسان گردد؛ و مرد به خاطر دنیایش ریاست می‌كند.

و هنگامی كه دیدی مردم نماز را سبك شمارند؛ و‌ انسان ثروت زیادی جمع كرده، ولی از آغاز آن تا آخر، زكاتش را نداده است؛ و‌ قبر مرده‌ها را بشكافند و آنها را اذیت كنند؛ و هرج و مرج بسیار شود؛ و‌ مرد روز خود را با مستی به شب می‌رساند، و شب خود را نیز به همین منوال صبح می كند، و هیچ اهمیتی به آیین مردم ندهد.

آنگاه كه مرد به مسجد (محل نماز) می‌رود و وقتی برمی‌گردد لباس در بدن ندارد؛ [ یعنی لباسش را دزدیده اند].

هنگامی كه دیدی حیوانات هم دیگر را بدرند؛ و دلهای مردم سخت، و دیدگانشان خشك، و یاد خدا برایشان گران است؛ و بر سر كسبهای حرام آشكارا رقابت می‌كنند؛ و دیدی كه نمازخوان برای خودنمایی نماز می‌خواند؛ و فقیه برای دین خدا فقه نمی‌آموزد، و طالب حرام ستایش و احترام می‌گردد؛ و‌ مردم در اطراف قدرتمندان هستند؛ و طالب حلال، مذمت و سرزنش می‌شود، و طالب حرام ، ستایش و احترام می‌گردد.

آنگاه كه در مكه و مدینه كارهایی می‌كنند كه خدا دوست ندارد، و كسی از آن جلو گیری نمی‌كند، و هیچ كس بین آنها و كارهای بدشان مانع نمی‌شود؛ و آلات موسیقی و لهو و لعب در مدینه و مكه آشكار گردد؛ و مرد سخن حق گوید و امر به معروف و نهی از منكر كند، ولی دیگران او را از این كار برحذر می‌دارند.

هنگامی كه دیدی مردم به همدیگر نگاه می‌كنند [یعنی چشم همچشمی می كنند، یا معیارشان بر خوب و بد اعمال خدا نیست] ، و از مردم بدكار پیروی نمایند؛ و راه نیك پیرو ندارد؛ و مرده را مسخره كنند و كسی برای او اندوهگین نشود؛ و دیدی كه : سال به سال بدعت و بدیها بیشتر شود؛ و مردم جز از سرمایه داران پیروی نكنند؛ و‌ به فقیر چیزی را دهند كه برایش بخندند، ولی در راه غیرخدا ترحم می كنند.

وقتی كه دیدی علائم آسمانی آشكار شود، و كسی از آن نگران نشود؛ و مردم مانند حیوانات در انظار یكدیگر عمل جنسی انجام می دهند و كسی از ترس مردم از آن جلو گیری نمی‌كند؛ و انسان در راه غیر خدا بسیار خرج كند، ولی در راه خدا از اندك هم مضایقه دارد.

و آنگاه كه دیدی عقوق پدر و مادر رواج دارد، و فرزندان هیچ احترامی برای آنها قائل نیستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند.

هنگامی كه دیدی زنها بر مسند حكومت بنشینند و هیچ كاری جز خواسته آنها پیش نرود، و دیدی پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، پدر و مادر را نفرین كند و از مرگشان شاد شود؛ و دیدی كه اگر روزی بر مردی بگذرد، و او در آن روز گناه بزرگی مانند بدكاری‌ ، كم فروشی، و زشتی انجام نداده ناراحت است.

و وقتی دیدی قدرتمندان، غذای عمومی مردم را احتكار می كنند؛ و‌ اموال خمس در راه باطل تقسیم گردد، و با آن قماربازی و شراب خواری شود، و به وسیله شراب بیمار را مداوا، و برای بهبودی، آن را تجویز كنند؛ و دیدی كه مردم در امر به معروف و نهی از منكر و ترك دین بی تفاوت و یكسانند؛ و دیدی كه سر و صدای منافقان برپا، اما صدای حق طلبان خاموش است؛ و دیدی كه برای اذان و نماز مزد می‌گیرند؛ و مسجدها پر است از كسانی كه از خدا نمی ترسند و غیبت هم می نمایند.

هنگامی كه دیدی خورندگان اموال یتیمان ستوده شوند؛ و قاضیان بر خلاف دستور خداوند قضاوت كنند؛ و استانداران از روی طمع، خائنان را امین خود قرار دهند؛ و فرمانروایان میراث مستضعفان را در اختیار بدكاران از خدا بی خبر قرار دهند؛ و دیدی كه بر روی منبرها از پرهیزكاری سخن می‌گویند، ولی گویندگان آن پرهیزكار نیستند.

و بالخره هنگامی كه دیدی صدقه را با وساطت دیگران، بدون رضای خداوند، و به خاطر درخواست مردم بدهند؛ و دیدی وقت نمازها را سبك بشمارند؛ و همّت وهدف مردم شكم و شهوتشان است؛ و دنیا به آنها روی كرده است؛ و دیدی نشانه‌های برجسته حق ویران شده است؛ [این آخرالزمان است] در این وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد. (بحارالانوار، علامه مجلسی، ج52، ص260 ـ 256 ـ با تصرف اندك در متن)

این بود روایت امام صادق ( ع ) كه به ذكر گوشه‌ای از مفاسد جهان در آستانه قیام وانقلاب بزرگ حضرت مهدی (عج) فرا گیر خواهد شد.

و اما "علائم حتمی الوقوع" ظهور با استفاده از روایات معصومین علیه السلام، اندك است.

در روایتی امام صادق(ع) می فرمایند: «پیش از ظهور قائم(عج) پنج نشانه حتمی است: قیام یمانی، فتنه سفیانی، صیحه آسمانی،‌ قتل نفس زكیه و شكافتن زمین و فرو رفتن عده ای در بیابان» (كمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق ، ص650)

همچنین امام صادق فرموده است: «وقوع ندا[ی آسمانی] از امور حتمی است؛ و سفیانی از امور حتمی است و یمانی از امور حتمی است و كشته شدن نفس زكیه از امور حتمی است و كف دستی كه از افق آسمان برون آید از امور حتمی است. و سپس اضافه فرمودند: «و نیز وحشتی در ماه رمضان است كه خفته را بیدار كند و شخص بیدار را به وحشت انداخته و دوشیزگان پرده نشین را از پشت پرده بیرون می‌آورد.» (غیبت نعمانی،‌ با ترجمه غفاری، باب14، ص365)

امیرالمؤمنین(ع) از رسول خدا(ص) روایت نموده كه فرمودند: «ده چیز است كه پیش از قیامت حتماً به وقوع خواهد پیوست : فتنه سفیانی و دجال ، واقعه دخان [دود]، ظهور دابه، خروج قائم، طلوع خورشید از مغرب، نزول عیسی، خسوف در مشرق، خسوف در جزیرة العرب، و آتشی كه از مركز عدن شعله می‌كشد و مردم را به سوی بیابان محشر هدایت می‌كند»(بحارالانوار، علامه مجلسی، ج52، ص209 و غیبت شیخ طوسی، ص 267)

امام محمد باقر(ع) فرموده است: « در كوفه، پرچمهای سیاهی كه از خراسان بیرون آمده است، فرود می‌آید و وقتی مهدی(ع) ظاهر شد، برای بیعت گرفتن به سوی آن می‌فرستد.» (غیبت شیخ طوسی، ص274)

برای اطلاع كامل از علائم و نشانه ها و اوضاع و احوال آخرالزمان شما را توصیه می كنیم به كتاب "نوائب الدهور فی علائم الظهور" نوشته مرحوم میرجهانی كه در 3 جلد نگاشته شده، و همچنین كتاب عصر ظهور نوشته علی كورانی مراجعه كنید.

مشاوره مذهبی_ قم.

 

متمهدیان و مدعیان مهدویت(4)

مهدی

اشاره

نوشتار حاضر در ادامه مجموعه مقالاتی است كه از چندی پیش در واكاوی و شناخت یكی از جدی ترین آسیبها و آفتهای تنیده شده با فرهنگ مهدویت، یعنی فرقه ها و مدعیان دروغین مهدویت، یه صورت سلسله وار تقدیم شما كاربران عزیز می شود. در مقالات گذشته چنانكه دیدیم دعاوی و هویت پاره ای از فرق یاد شده در ترازوی نقد فرو ریخت؛ اینك برآنیم تا مدعیات كذب و هویت پوچین برخی دیگر از این فرقه ها را بر آفتاب افكنیم؛ پس با ما همراه باشید.

عمربن عبدالعزیز:

سعیدبن مسیب قائل به مهدویت وى شده است.(1) عمربن عبدالعزیز، هشتمین خلیفه امویان بود، كه به مدت دو سال و 5 ماه خلافت كرد؛ یعنى از صفر سال 99 هـ تا رجب سال 101 هـ(2). روایت است كه وى توسط مروانیان مسموم و با زهر از پاى درآمد. نسب وى از طرف مادر به عمربن خطاب مى‏رسد؛ یعنى مادرش دختر عاصم‏بن خطاب بوده است(3) و برادرزاده عبدالملك مروان.

عمربن عبدالعزیز در مدینه میان مسلمانان پارسا و آشنا به سنت اسلام تربیت شده بود. وى در مدت كوتاه خلافت خود كوشید تا بدعت‏هایى را كه پیشینیان او نهاده بودند، منسوخ كند. البته خدمات او را باید با توجه به اوضاع تاریخى بررسى كرد؛ كه آیا در واقع نیت او نسبت به اهل بیت(ع) خیر بوده، یا نه؟ كه این مقاله جاى بحث آن نیست.

سعیدبن مسیب در سال 94 هـ / 712م از دنیا رفته است.(4) وى از امام سجاد(ع) روایت نقل كرده و در محضر حضرت درس آموخته است(5). سعیدبن مسیب امام را والاترین فقیه زمان مى‏دانست و احترام خاصى براى او قائل بود.

منابع و مأخذ شیعه، سعید را یكى از پیروان امام سجاد(ع) مى‏دانند؛ ولى این موضوع نمى‏تواند درست باشد. در حقیقت گرچه سعید احترام خاصى به امام سجاد(ع) مى‏گذاشت و یكى از دوستان صمیمى آن حضرت نیز بود؛ ولى در مسائل حقوقى و شرعى نظریات مشتركى با آن حضرت نداشت؛ و حتى بعد از شهادت امام سجاد(ع) بر پیكر آن حضرت نماز نخواند.(6)

وى همان گونه كه بیان شد، مدعى مهدویت عمربن عبدالعزیز شده بود. در حالى كه نشانه‏هایى كه از مهدى موعود در منابع روایى ذكر شده، هیچ كدام در عمربن عبدالعزیز وجود ندارد و چیزى دال بر اینكه خود عمربن عبدالعزیز هم مدعى مهدویت بوده، در منابع یافت نشد.

توجه به این نكته مناسب است كه درگذشت سعیدبن مسیب سال 94 هـ. بوده؛ ولى درگذشت عمربن عبدالعزیز سال 101هـ. مى‏باشد.

گروه و یا فرقه‏اى كه پیرو این ادعا باشند، یافت نشده است و كاملاً منقرض شده‏اند همچنین در منابع چیزى درباره غرض سعید از چنین ادعایى یافت نشده است.

باقریه:

این فرقه معتقد بودند كه امام باقر (شهادت 114هـ.) زنده است و مهدى موعود واقعى ایشان مى‏باشد و ظهور خواهد كرد و جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود. پیروان این فرقه آن حضرت را امام مى‏دانستند؛ ولى رحلت او را قبول نداشتند و منتظر رجعت (بازگشت) او بودند.(7)

به نظر مى‏رسد این گروه همان كیسانیه سابق باشند؛ كه ابوهاشم را ترك كرده و به پیروى امام باقر(ع) گردن نهاده بودند.(8) این گروه هم، چه زیر مجموع كیسانیه و غیر آن باشند یا نباشند، منقرض شده‏اند و كسى چنین ادعایى ندارد. از خود امام محمدباقر(ع) هم در هیچ منبعى، حتى غیر معتبر، چنین ادعایى ثبت نشده؛ بلكه طبق روایت ابوبصیر نقل شده، كه امام باقر(ع) فرمودند: «بعد از حسین(ع) نُه امام مى‏آیند، نُهم از آنان قائم ایشان است.»(9)

در روایت دیگر، ابراهیم‏بن عمركناسى مى‏گوید: از امام باقر(ع) شنیدم كه مى‏فرمود: «همانا براى صاحب این امر دو غیبت خواهد بود؛ و قائم، قیام مى‏كند، در حالى كه بیعت كسى بر گردنش نیست.»(10)

 

هالیوود و مهدویت

مهدویت

گفت ‏وگو با دکترحسن بلخارى

چكیده:

این گفت‏وگو با عنوان فرعى «فیلمسازان آمریكایى، مهدویت را نشانه گرفته‏اند» به چاپ رسیده است . جهان امروز جهان تصویر است و مساله آینده‏نگرى (فیوچریسم) در دهه‏هاى گذشته براى غرب بسیار مطرح بوده است. آینده‏نگرى در غرب، ریشه در روش علم تجربى، نگرش‏هاى سیاسى و اندیشه‏هاى مذهبى دارد . آمریكا با نشان دادن آینده تاریك و خونین بشر در فیلم‏هاى خود، سعى دارد خود را منجى آینده بشریت معرفى كند . مساله مهدویت‏براى غرب پس از انقلاب اسلامى ایران مطرح شد .

جهان امروز، جهان تصویر است و عمده‏ترین مصداق این تصویر، سینماست . پستمن در كتاب زندگى در عیش، مردن در خوشى سه دوره یا سه سپهر را براى انتقال معلومات ذكر مى‏كند: دوره انتقال معلومات به وسیله زبان، دوره مكتوب و بالاخره دوره تصویر (سینمایى و تلویزیونى) .

امروز نه تنها قدرت‏ها از عنصر تصویر بالاترین استفاده را مى‏كنند، بلكه ذهنیت مخاطب‏ها هم چنین قدرت و جایگاه پذیرشى را دارد . ما در شبانه‏روز بین 78 تا 79 درصد اطلاعات دریافتى را از چشممان به دست مى‏آوریم . طبق تحقیقاتى كه طى 10 تا 15 سال گذشته صورت گرفته، انسان با نیمكره راست مغزش با اطلاعات برخورد شهودى مى‏كند و این اطلاعات، بزرگ‏ترین و عمیق‏ترین تاثیرات را روى شخصیت انسان مى‏گذارد . بنابراین، تصویر، كارآمدترین عامل نه تنها براى انتقال معلومات، بلكه براى تاثیرگذارى روى شخصیت و روان افراد است .

تنها تمدنى كه منجى و موعودش یك موجود زنده عینى است، شیعه است . تمدن‏هاى دیگر، منجى‏شان را قاب كرده‏اند، زده‏اند به سینه آسمان

غرب در ذات تكنولوژیكى خودش تفوق‏طلب است . در فلسفه علم مطرح مى‏شود كه علم فى حد نفسه قدرت مى‏آورد و به قول فرانسیس بیكن در آغاز رنسانس: «هدف نهایى علم، قدرت است‏» . در چنین فضایى، غرب براى اعمال این قدرت و كسب مطامع بیشتر، از تصویر بهترین استفاده را مى‏كند . هالیوود مركز فیلمسازى آمریكاست كه در هر سال 700 فیلم تولید مى‏كند و سالانه حدود 15 میلیارد دلار سود خالص دارد و نزدیك به 78% سینماها و تلویزیون‏هاى جهان از آن تغذیه مى‏شوند . در غرب فیلم خنثى وجود ندارد . الآن مهمترین كارى كه غرب مى‏كند این است كه مبانى نظرى خودش را كه محصول ایده‏ها و اهدافش است‏به زبان تصویر ترجمه مى‏كند . من بزرگ‏ترین ویژگى غرب را ترجمه معنا به تصویر مى‏دانم; چون روان‏شناسى مدرن بیانگر این است كه تاثیرى كه تصویر دارد، هیچ كلامى ندارد و بحثى در روان‏شناسى داریم كه هر تصویر معادل هزار كلمه است .

كار دیگر تصویر و سینما، درگیر كردن احساس و ادراك به صورت توامان است . وانگهى، تصویر یك زبان بین‏المللى است كه حتى بدون دانستن زبان و كلام دیگرى مى‏توان از طریق تصویر، پیام را به همه كس در هر شرایطى منتقل ساخت . یكى از اهداف اصلى غرب، جلب افكار عمومى است . در فضایى كه دموكراسى اصل مى‏شود، راى عمومى قدرت‏ساز است و به همین دلیل باید روى افكار عمومى تاثیرگذارى كنیم .

در دهه 90 دو نظریه جدى پیرامون «مدینه فاضله‏» یا آرمان‏شهر مطرح شد: یكى «نظم نوین جهانى‏» كه از سوى جورج بوش مطرح شد و دیگرى «پایان تاریخ‏» فوكویاما . این دو مساله به نحوى از نیت‏سیاسى غرب در جهانى شدن (globalization) و ایجاد یك فرهنگ جهانى و تحمیل آن بر جهان پرده برمى‏دارد . مجموعه فیلم‏هایى كه در این دو دهه، به‏ویژه پس از طرح نظم نوین ساخته شده، اهداف غرب را به‏خوبى نشان مى‏دهد . براى مثال، آمریكایى‏ها فیلمى به نام «روز استقلال‏» ساخته‏اند كه جلوه‏هاى ویژه بسیارى دارد و به‏شدت بر روى آن تبلیغ شد . در این فیلم، یك گروه فضایى به كره زمین حمله مى‏كنند و آمریكایى‏ها دفاع مى‏كنند و در نهایت، در روز استقلال آمریكا اینها دشمنان را دفع مى‏كنند . پیام این گونه فیلم‏ها این است كه آمریكا و نظام حاكم بر غرب تنها سیستمى است كه جهان را از خطراتى كه در آینده رخ مى‏دهد، حفظ مى‏كند . در فیلم پیشگویى‏هاى نوستر آداموس نیز آمریكاست كه در مقابل مسلمانان مى‏ایستد; یا مثلا بازى كامپیوترى خیلى مشهور «یا مهدى‏» كه اسم اصلى‏اش «جهنم خلیج فارس‏» است، خلیج فارس را مركز حركت‏هاى تروریستى جهان جلوه مى‏دهد . از بعد روان‏شناسى، این بازى، افراد را نسبت‏به امام زمان و لفظ «یا مهدى‏» شرطى مى‏كند; ولى وقتى باطن قضیه را نگاه مى‏كنید، مى‏بینید پیام دیگرى هم دارد كه حضور نظامى آمریكا در خلیج فارس را توجیه مى‏كند . هالیوود در سال 2000 فیلم «ماتریكس‏» را ساخت كه فروش و استقبال غیرمنتظره‏اى داشت . در این فیلم، هویت انسان آینده كه به ماشین تبدیل شده است، زیر سؤال مى‏رود، اما نجاتى كه براى فرار از این بحران ذكر مى‏شود، شهرى است‏به نام صهیون . (Zion) در دهه 50 نیز میلیون‏ها دلار براى ساختن فیلم‏هایى مثل «بن هور» و «ده فرمان‏» هزینه شد تا اسرائیل را كه در آن دوره شدیدا دچار بحران مشروعیت‏ بود، نجات دهد .

بحث‏هاى آخرالزمان (فیوچریسم) كه توسط كسانى چون تافلر، فوكویاما، هانتینگتون، برژینسگى و ... مطرح مى‏شود، در سینماى غرب نیز بازتاب دارد . واقعیت این است كه بحث آینده‏نگرى در غرب خیلى جدى‏تر از فضاى ماست . هرچند این موضوع در فرهنگ تشیع ناب در همه ابعاد سیاسى و اجتماعى و فرهنگى مطرح است، ولى در ذهن عامه تنها در بعد مذهبى مطرح است . در غرب این موضوع در تمام ابعاد فوق‏العاده جدى است . آینده‏نگرى در غرب، ریشه در روش تجربى علم دارد كه به پیش‏بینى پدیده‏ها مى‏پردازد . در تمدن‏هاى علم‏گرا، روان‏شناسى و جامعه‏شناسى و سیاست نیز آینده‏نگر مى‏شوند و دنبال سیستم‏هایى مى‏گردند كه به آینده نفوذ كند . فیلم آمریكایى «روح‏» یا «شبح‏» (Goast) كه چند اسكار گرفت، به نوعى همین مضمون را دنبال مى‏كند و مى‏خواهد بگوید انسان معاصر، شیداى شكستن دیوار تاریخ است; مى‏خواهد به آینده نفوذ كند و چون قدرت علمى دارد، مى‏خواهد آینده را خودش بسازد . البته این آینده‏نگرى در غرب ریشه در مسائل سیاسى هم دارد . مثلا در فیلم «نوستر آداموس‏» مى‏خواهد بگوید چنین حوادثى محقق خواهد شد; اما ما مى‏توانیم تغییرش بدهیم .

یكى دیگر از اسباب آینده‏نگرى در بین اندیشمندان غربى، مساله مذهب است . شما به كاركرد افرادى مثل جرى فالول و مؤسسه «كلوپ اخلاقى‏» نگاه كنید . در اكثر تمدن‏ها اعتقاد بر این بوده است كه در پایان هر هزاره یك سرى تحولاتى رخ مى‏دهد . در سال 2000، حدود 61 فرقه منتظر ظهور عیسى مسیح بودند و یهودى‏ها آمده بودند در دروازه شرقى بیت‏المقدس دوربین گذاشته بودند كه حضرت مسیح اگر نزول اجلال كرد، فیلمش را بگیرند.

مجموع این قضایا یك پیوندى بین نظریه‏پردازان، سیاست‏بازان و تصویربرداران غرب ایجاد مى‏كند . مثلا آقاى گاسپار وان برگر، وزیر دفاع سابق آمریكا، كتاب جنگ بعدى (War Next) را مى‏نویسد و بخشى از آن را به سال 1999 و 2000 و بخشى از آن را به ظهور محمد منتظرى [!؟] در ایران اختصاص مى‏دهد و چیزهایى را كه نوستر آداموس گفته بود مجددا زنده مى‏كند .

در اكثر تمدن‏ها اعتقاد بر این بوده است كه در پایان هر هزاره یك سرى تحولاتى رخ مى‏دهد . در سال 2000، حدود 61 فرقه منتظر ظهور عیسى مسیح بودند و یهودى‏ها آمده بودند در دروازه شرقى بیت‏المقدس دوربین گذاشته بودند كه حضرت مسیح اگر نزول اجلال كرد، فیلمش را بگیرند.

تنها تمدنى كه منجى و موعودش یك موجود زنده عینى است، شیعه است . تمدن‏هاى دیگر، منجى‏شان را قاب كرده‏اند، زده‏اند به سینه آسمان . یعنى موعود آنان یك موجود ذهنى است (1) و در زندگى تجلى ندارد، برخلاف موعود منجى شیعه كه كاملا عینى است . منتهى ما نیاز به مترجمانى داریم كه این تجلى باطنى مذهب شیعه را بیاورد و وارد جامعه كند . در شیعه، دلیل حجیت اجماع را هم حضور معصوم مى‏دانند . نقش حضور امام زمان علیه السلام در پیروزى انقلاب اسلامى ایران نیز جدى است . میشل فوكو، كلر بریر و دیگران در این بحث ابتدا امام حسین علیه السلام و بعد امام زمان را مطرح مى‏كنند و در كنفرانس تل آویو افرادى مثل برنارد لوئیس، مایكل ام . جى . جنشر، برونبرگ و مارتین كرامر بر این بحث‏خیلى تكیه مى‏كنند . آنها در تحلیل انقلاب اسلامى، به «نگاه سرخ‏» شیعیان، یعنى عاشورا و «نگاه سبز» شان یعنى انتظار مى‏رسند . (2) جمله مشهورى دارند كه: «اینها به اسم امام حسین علیه السلام قیام مى‏كنند و به اسم امام زمان علیه السلام قیامشان را حفظ مى‏كنند .» یعنى حضور امام علیه السلام براى ما در بطن سیاست و فقه ما یك حضور زنده و عینى است . اما شیعه در ترجمه معانى خودش به زبان روز مشكل دارد . ما برخلاف غربى‏ها این معنا و مفهوم را به زبان عامه و برهان عامه ترجمه نكرده‏ایم . ما نیاز به حكیم داریم . فعل حكیم، ترجمه و تنزیل و تمثیل معناست . غرب قدرتش به بیانش است; نه محتوایش . ما خیلى چیزها را همیشه مى‏بینیم; اما چون به دیدن عادت كرده‏ایم، دیگر به رمز و رازش پى نمى‏بریم . گاهى شما براى فهم كامل یك چیز باید جایت را عوض كنى; باید فاصله بگیرى تا آن را از بیرون ببینى . ما چون عاشقى مى‏كنیم، نمى‏دانیم حامل چى هستیم . من وقتى بدانم چه دارم، حافظش هم هستم . مسلمین اگر نمى‏فهمند كه سرمایه‏شان دارد به تاراج مى‏رود، از بى‏عرضگى آنها نیست; نمى‏دانند چه دارند . شما اگر حامل معنا باشید، مرعوب ابزار [سینما] نمى‏شوید . آنكه حامل معنا باشد، حامل ابزار مى‏شود; نه محمول ابزار . ما مى‏توانیم از ابزار آنها هم استفاده كنیم و امام زمان (عج) را مطرح كنیم.

براى غرب، مساله مذهب تشیع پس از ظهور صفویه در ایران و اوج‏گیرى اهداف استعمارى غرب نسبت‏به شرق و ایران جدى شد . منتها مساله مهدویت پس از پیروزى انقلاب اسلامى براى اینها مطرح شد . اینها وقتى با انقلاب اسلامى مواجه شدند، غافلگیر شدند . رئیس سازمان سیا این نكته را در سخنان خود گفته بود . از این جهت در فیلم «نوستر آداموس‏» كه در سال 80 و 81 مطرح شد، خیلى خام با این مساله برخورد مى‏كنند . در سال‏هاى اولیه انقلاب، مقالات، كتاب‏ها و فیلم‏هاى مختلفى در این باره ساخته شد; اما از دهه 90 سبك كار را عوض كردند . دیدند اگر بیایند امام زمان شیعیان را نفى كنند، به نحو دیگرى اثباتش كرده‏اند; چون در جهان این حالت وجود دارد كه چیزى را كه غرب نفى كند، حتما یك ارزشى دارد . لذا در این دهه فیلم‏هایى مثل «صهیون‏» و «آمارگدون‏» و ... ساخته مى‏شود كه به جاى تخریب این طرف، به اثبات مدعاى غربیان در زمینه آینده جهان مى‏پردازد.

 

 نرم افزار موبايل

نرم افزار موبايل اوقات شرعي نسخه 3.8

۱ - امکان پخش هشدار n دقیقه قبل از اذان صبح (یکی از کاربردهای آن بیدار شدن برای سحری در ماه مبارک رمضان).
۲ - امکان پخش هشدار n دقیقه قبل از طلوع خورشید (برای کسانی که صدای اذان را نشنیده اند مثلا ده دقیقه قبل از طلوع آخرین فرصت برای ادای نماز صبح).۳ - امکان اختیاری بودن پخش اذان صبح.
۴ - تغییرات ظاهری و باطنی برنامه جهت سهولت استفاده از آن.
5- زدن آلارم کوچک و انجام لرزاننده يا ويبراتور قبل از هشدار يا اذان
6- نمايش نيمه شب شرعي 7- تفکيک تنظيم تاريخ و انتخاب شهر
8 - نمايش مدت زمان باقيمانده تا اولين وقت اذان و همچنين براي طلوع خورشيد

دانلود با حجم 958 کيلو بايت

 

مجموعه شعر خوانی مرحوم آغاسی23 دوره ترتیل کامل قرآنمجموعه کامل روضه های مرحوم کافیفیلم هایی از سرداران

مجموعه مداحی ماه محرمگلچین شورمجموعه سخنرانی های محرمگلچین روضه ماه محرم

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/2570x2v.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>    

گل ليلا<br/><a href="http://i41.tinypic.com/2rnzn0k.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>     گل ليلا<br/><a href="http://i42.tinypic.com/2ce2r0w.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

کارت پستال بفرستيد

بر روي لينک زير کليک نماييد

http://www.rasekhoon.net/PostalCard

معرفي چند کتاب اينترنتي

آخرالزمان را باور کنيم

غيبت صغري امام عصر (عج)

پاسخ به مشکلات جوانان

فقط دخترها بخوانند

 

دانلود سخنراني بسيار جذاب از

استاد مهدي توکلي

مطالبي که تاکنون نشنيده ايد....

 

جديدترين مجموعه سخنراني

آثار اطاعت و بندگي خداوند

10 جلسه با کيفيت 3gp و حجم کم

حتماً دانلود کنيد

گل ليلا<br/><a href="http://s5.tinypic.com/24drm0j.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

جديد ترين هاي موبايل را

در سايت "گل ليلا" ببينيد.

زيارت عاشورا ،دعاي توسل ،دعاي کميل ،دعاي ندبه ،دعاي سمات ،زيارت حضرت عباس(ع) ، زيارت آل ياسين ، آية الکرسي ، ختم سوره يس ،نرم افزار الغوث ، نرم افزار روز نيايش ، نرم افزار مهمان خدا ، نرم افزار حديث عشق و ...

ورود به بخش نرم افزار موبايل

علت اختلاف شیعه و اهل سنت در وضو چیست ؟

اختلاف شیعه و اهل سنت در این مسائل به اختلاف در مبانی استنباط احكام دینی بر می گردد.
هر یك از مذاهب فقهى اسلامى براى استنباط احكام دین، از یكسرى اصول و مبانى بهره می گیرند. طبیعى است كه اگر در اصول، مبانى و منابع استنباط با هم اختلاف داشته باشند، نتیجه و ره آورد استنباط ها متفاوت خواهد شد. بسیارى از اختلافات فقهى شیعه و سنی،‌ ریشه در تفاوت دیدگاه ها در اصول و مبانى استنباط دارد، مثلا‍ً اهل سنت افزون بر قرآن و سنت پیامبر(ص) به سنت صحابه و گاهى به سنت تابعین ارزش مى دهند،‌ ولى شیعه افزون بر قرآن و سنت پیامبر (ص)، به سنت اهل بیت پیامبر(ص) بها مى دهند و سنت صحابه را اگر مستند به سنّت پیامبر نباشد، به عنوان منبع شرعى نمى پذیرند.
برخى از اختلافات فقهى ریشه در همین نكته دارد. اختلاف در وضو هم از همین نوع است. شیعیان با تمسك به حدیث ثقلین، به اهل بیت و امامان معصوم(ع) مراجعه مى كنند و احكام شرعى خویش را فرا مى گیرند، امّا اهل سنّت این چنین عمل نمی کنند.
در زمان خلفا به ویژه خلیفة دوم (عمر) سیاست جلوگیرى از نشر حدیث رواج داشت و خلفاى بعدى تا زمان عمر بن عبدالعزیز، همین سیاست را در پیش گرفتند كه سرانجام بسیارى از روایت هاى پیامبر اسلام(ص) و حوادث صدر اسلام به فراموشى سپرده شد و نسل هاى بعدى نسبت به آن بیگانه شدند. زین پس شیعیان با مراجعه به امامان معصوم(ع) توانستند سنت فراموش شده پیامبر(ص) را دریابند و آن را سرمشق زندگى خویش قرار دهند؛ به عنوان مثالدر مورد وضو: امام باقر(ع) در این راستا ظرف آبى برداشت و به وضو پرداخت و فرمود: پیامبر (ص) چنین وضو مى ساخت.(1)كیفیت وضوى اهل سنت به جهت تفسیرى است كه ایشان از آیه "فاغسلوا وجوهكم و ایدیكم الى المرافق" (2) دارند.ظاهر معناى آیه چنین است كه صورت و دست‏ها را تا آرنج بشویید. اهل سنت از كلمه "الى" خیال مى‏كنند كه آیه مى‏گوید دست‏ها را از سرانگشتان به طرف آرنج بشویید، ولى با اندكى دقّت روشن مى‏شود كه كلمه "الى" تنها براى بیان حدّ شستن است، نه كیفیّت شستن.توضیح: آیه درست به آن مى‏ماند كه انسان به كارگرى سفارش مى‏كند دیوار اتاق را از كف تا یك متر رنگ كند. بدیهى است منظور این نیست كه دیوار از پایین به بالا رنگ شود، بلكه منظور این است كه این مقدار باید رنگ شود، نه بیشتر و نه كمتر. بنابراین فقط مقدارى از دست كه باید شسته شود، در آیه ذكر شده ، اما كیفیت آن در سنت پیامبر (كه به وسیله اهل بیت به ما رسیده) آمده است و آن شستن آرنج است به طرف سر انگشتان.(3)
البته مذاهب چهارگانه اهل سنت، شستن دست هنگام وضو از سر انگشتان تا آرنج را واجب نمى‏دانند و مى‏گویند بهتر است كه بدین طریق وضو گرفته شود.امامیه(شیعه) گفته ‏اند: از آرنج واجب است و عكس آن باطل است، هم چنان كه مقدّم داشتن دست راست بر چپ واجب است. باقى مذاهب گفته‏اند: شستن آن‏ها به هر طریقى كه باشد، واجب بوده و تقدیم دست راست و شروع از انگشتان تا آرنج افضل است؛ (4) یعنى ثواب بیشترى دارد.شستن پا به جاى مسح كه میان اهل سنت رواج دارد، تفسیر خاصى است كه از ادامه همان آیه ارائه داده‏اند. به نظر آنها كلمه "ارجلكم" (پاها) بر "وجوهكم" (صورتها) عطف شده و باید مانند آن شسته شود، اما شیعه معتقد است این كلمه بعد از كلمه رؤوس (سرها) ذكر شده و عطف به آن است و باید پاها را مانند سر مسح كنید.
در هر حال اختلاف عمل در مذاهب اسلامى ناشى از اختلاف برداشت و فهم متفاوت از آیات بوده و سنت پیامبر را هر دو گروه طبق عقیده خود مى‏دانند، اما شیعه افتخار دارد كه پیرو ائمه اطهار بوده و پیشوایان معصوم(ع) از آیات الهى و روش و سنت و گفتار رسول خدا(ص) آگاه‏تر بوده و درست‏تر تفسیر مى‏كنند.و همان گونه كه بیان شد در روایات ائمه(ع) بیان شده كه روش وضوى پیامبر(ص) به روش شیعه بوده است.در مورد نماز نیز فرق هایی بین شیعه و سنی هست مانند مسئله دست بسته بودن (تكفیر و یا تكتّف) در حال نمازكه اهل سنت انجام می دهند، از زمان خلیفه دوم مرسوم شد و از بدعت هاى ایشان است . در زمان پیامبر و خلیفه اول این طور نماز می خواندند هنگامى كه اسیران جنگى ایرانى بر عمر وارد شدند، همین كار را كردند. عمر از این كار خوشش آمد و گفت : خوب است در نماز در برابر پروردگار همین كار را بكنیم . اما شیعه با توجه به روایات امامان معصوم آن را درست نمی داند.
امام باقر(ع) فرمود: و علیك بالاقبال على صلاتك ... قال : ولا تكفّر فانّما یصنع ذلك المجوس؛ بر تو باد به توجه قلبى بر نمازت ... و دست بر روى دست در حال نماز نگذار، زیرا این كار مجوس است.(5)
بنابر این به عقیده شیعه این نحو نماز خواندن درست نیست وتكفیر یكى از مبطلات نماز است، زیرا بدعت در دین محسوب می شود.پیامبر(ص)فرمود: صلّوا كما رأیتمونى أصلى ؛ همانطور كه من نماز مى خوانم نماز بخوانید. پیامبر و اصحاب دست بسته نمى خواندند

منبع :  واحد پاسخ به سوالات ديني   http://pasokhgoo.ir

عزيزان مي توانند سئوالات شرعی وپيشنهادهای خود را از طريق لينک زيربفرستند

پاسخ به سوالات شرعي شما

بانک پرسش و پاسخهاي شما

 

ارسالي توسط : نداي صالح

 

امام صادق(ع) فرمودند :

 

مَنْ ساءَ خُلْقُهُ عَذَّبَ نَفْسَهُ.
هر کس خوی بد دارد خود را شکنجه می‌دهد.
Whoever is bad-tempered tortures himself.
کافی، ج 2، ص 250

 

اگر تا اين لحظه به گروه گل ليلا نپيوسته ايد همين حالا اقدام نماييد.

نظرات خود را راجع به ويژه نامه امروز براي ما ارسال بفرماييد      ارسال نظرات شما    

واکثروا الدعا بتعجیل الفرج، فان ذلک فرجکم؛   برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید، زیرا که آن فرج خود شماست

بازديد از سايت ديدني گل ليلا     www.goleleila.ir

 

 

استاد مهدي توکلي - سخنرانيهاي ويژه شناخت درست جوانان از اسلام و مکتب تشيع

جلسات سخنراني هفتگي

حسينيه حضرت علي اکبر(ع)  دوشنبه شبها  راس ساعت 9 شب

آدرس : خ هاشمي - نرسيده به خ خوش - دست چپ - کوچه شهيد طاهر راستگو - حسينيه حضرت علي اکبر(ع)

مسجد حضرت سيدالشهدا (ع)   سه شنبه شبها راس ساعت 9 شب

حسينيه حضرت سيدالشهدا (ع)   شبهاي جمعه راس ساعت 9 شب

تکيه شهدا   جمعه ها ساعت 6 بعد از ظهر

مشاهده کامل جزييات

دانلود سخنراني ها

دانلود نرم افزارهاي موبايل

دانلود مجموعه هاي سخنراني

ويژه نامه قرآني

نرم افزار حديث عشق

آثار بندگي و اطاعت خداوند

مشاهده  قرآن با خط بسيار زيبا

نرم افزار زيارتنامه

ايمني از مکر خدا

دانلود نرم افزار کتاب الکترونيکي قرآن

زيارت عاشورا

خصوصيات انسان کامل محرم87

آموزش صوتي و تصويري قرآن کريم

مناجات کوفه اميرالمومنين

بررسي روايات پيرامون امام حسين(ع)

قرآني زيبا در قالب فلش

دعاي کميل

قساوت قلب

 

دعاي توسل

آثار و برکات ايمان

 

قرآن کريم

عوامل دين گريزي

 

مفاتيح الجنان

تشابه قيام امام زمان با امام حسين

 

نهج البلاغه

شرح نکات زيباي سوره لقمان

 

صحيفه سجاديه

خود شناسي  

 

مهمان خدا - ويژه ماه رمضان

 

 

 

مژده به دارندگان سايت و وبلاگ

با قرار دادن کد زير در سايت يا وبلاگ خود ،احاديث مربوط به امام عصر و حکايات و تشرفات به محضر آن حضرت را در قالب يک ويژه نامه پويا و زيبا به صورت زير به نمايش بگذاريد.

دريافت کد

 

info@goleleila. ir

Free Hit Counter