گل ليلا -   جامع ترين گروه اينترنتي ارسال ايميلهاي فرهنگي مذهبي

ويژه نامه گل ليلا

با سلام خدمت دوستان و همراهان صميمي گل ليلا

 

 

بنا به تقاضاي دوستان ، مبني بر ايجاد امکان مطالعه ويژه نامه ها به صورت آفلاين ، از اين پس در هر شماره ، فايل pdf ويژه نامه قبلي تقديم شما عزيزان گرامي مي شه تا بتونيد با فراغ بال و آسايش خاطر در اوغات فراقت خود به مطالعه اين ويژه نامه ها و احياناً نگهداري اونها بپردازيد.اميدورام مورد رضايت شما همراهان گرامي قرار بگيره.ما رو از دعاي خير خودتون فراموش نفرماييد.التماس دعا

مشاهده ويژه نامه قبلي گل ليلا - 07/03/88

دانلود ويژه نامه قبلي به صورت فايل pdf

  اطلاعيه :  برنامه مجالس سخنراني استاد مهدي توکلي
جمعه 08/03/88 لغايت پنجشنبه 14/03/88 راس ساعت 18     
خيابان 17شهريور اتوبان شهيد محلاتي بعدازميدان محلاتي خيابان صاحب الزمان (عج)جنوبي - كوچه فاطميه - حسينيه حضرت زهرا(س)  مشاهده بر روي نقشه

  در طرح  صلوات تا ظهور مهدي(عج) جهت تعجيل در فرج منتقم پهلوي شکسته حضرت زهرا(س) شرکت بفرماييد

آرشيو ويژه نامه هاي قبلي گل ليلا

 

فقط Gmail يها بخوانند

بنا به تقاضاي دوستاني که از gmail و يا ساير سرويسهاي ايميل به غير از ياهو استفاده مي نمايند و تا کنون نتوانسته اند در گروه گل ليلا عضو شوند امکاني ايجاد گرديده تا دوستان بتوانند به جمع همراهان صميمي و دوست داشتني گل ليلا بپيوندند.براي اينکار مراحل زير رو دنبال کنيد.

1) بر روي لينک زير کليک کرده و در صفحه ظاهر شده ايميل خود را وارد کرده و تاييد نماييد

http://groups.yahoo.com/subscribe/goleleila

در اين صورت پيغام زير ظاهر میشود

مبنی بر اینکه یک ایمیل به پست الكترونيك شما فرستاده شده که حاوی لینک فعال سازی می باشد

با مراجعه به ايميل خود ملاحظه خواهيد نمود كه
2 روش براي عضويت شما در گروه وجود دارد

روش اول

ايميل ارسالي كه حاوي لينك فعال سازي مي باشد را به همان آدرس Reply‌ كنيد
يعني بعد از باز کردن ايميل با كليك بر روي گزينه Reply مستقيما Send را كليك نماييد
روش دوم

با كليك بر روي لينك فعال سازي ، صفحه اي به شكل زير ظاهر مي شود كه لازم است طبق تصوير عمل نماييد

در اين صورت ، پيغامي به شكل زير ظاهر خواهد شد كه نشان دهنده اتمام مراحل عضويت شماست

به جمع همراهان گل ليلا خوش آمديد.

 

 

قابل توجه وبلاگ نويسان :

استفاده از مطالب اين ويژه نامه ها با ذکر منبع و صلوات بر محمد و آل محمد(ص) جايز است
و ان شاءالله مورد رضايت  و دعاي خير حضرت ولي عصر(عج) قرار گيرد.

همچنين با قرار دادن کد ويژه نامه امام عصر(عج) در وبلاگ خود علاوه بر نمايش اين پنجره زيبا بر روي وبلاگ خود ،امکان مشاهده آخرين ويژه نامه هاي انتظار را به کاربران خود بدهيد.

دريافت کد

 

زندگي منهاي خدا

زندگي

از بهار بايد «الهام‏» گرفت و از پاييز، «عبرت‏»! جوانى، زيباترين گل بهارى است كه در بوستان عمر مى‏شكفد. كسى كه «نقد جوانى‏» را رايگان از كف بدهد ، كوله‏بارى از «حسرت‏» راتا دامنه قيامت‏بردوش خواهد كشيد.

اگر چشم ، درياى هوس شود ، قايق گناه در آن حركت مى‏كند. دريغ! اگر عمر، در خواب و غفلت‏بگذرد!

براى مقاومت در برابر سيل «تهاجم فرهنگى‏»، بايد سد ايمان زد و ازمرز عقيده و عفاف، نگهبانى كرد.

« خود » باختگان در برابر فرهنگ بيگانه ، به راحتى « خدا » را هم مى‏بازند.

جوانان آگاه و با فرهنگ ، آرامش روح را در زندگى آميخته به معنويت و خداجويى مى‏يابند و زندگى منهاى خدا را تكرار بى‏روح لحظه‏ها و هفته ‏ها مى‏دانند. خواهران عفيف ، مظهر نجابت‏ شيعه و وارث خون شهيدانند كه‏ رسالت تعهد و تقوا بردوش دارند. «حجاب‏» را، نه زندانى كه در آن محبوس‏ باشند ، بلكه قلعه و دژى مى‏شناسند كه از ورود غارتگران و مهاجمان‏ جلوگيرى مى‏كند. سيراب از «كوثر عفاف‏»اند و آسوده در «سايه سار حجاب‏».

از جوان جامعه ما انتظار است‏ سروى ريشه دوانده در اعماق تاريخ و فرهنگ ريشه‏ دار «خويشتن‏» باشد ، نه هرزه گياهى روييده در مزبله‏«بيگانگان‏».

آيا غرور « مسلمانى‏ » اجازه مى‏دهد « عروسك كوكى ‏» غرب باشيم؟...

از نخستين روز تكليف، تا پايان عمر، انسان بار امانتى را بر دوش‏مى‏كشد كه هر لحظه امكان افتادن و شكستن آن هست.

به قول حافظ: «آسمان بار امانت نتوانست كشيد...»

اينكه صاحب « عقل‏ » و « انتخاب ‏» هستيم ، از يك سو مايه مباهات‏است، از سوى ديگر تكليف را سنگين و وظيفه را حساس مى‏سازد.

انتخابگرى انسان، تعيين كننده « سرانجام ‏» و « سرنوشت ‏» اوست و اين عقل و خرد است كه در راه « بهترين ‏»، او را يارى و راهنمايى مى‏كند. تاچه اندازه به اين « راه‏ » نمايى اهميت دهيم، يا نسبت‏به آن كم توجه باشيم ‏و بى‏اعتنا.

ما، يك عمر، بار حساس و شكستنى شيشه بردوش مى‏كشيم. تنها بردوش گرفتن اين بار، افتخارآميز نيست; بلكه اگر سالم و بى حادثه آن را به ‏«مقصد» رسانديم و اين «شيشه امانت‏» نشكست، آنگاه پيروزيم وشايسته تبريك و تقدير.

لحظه لحظه عمر ما، همراه با همين «انتخاب‏»هاست.

اين، همان بر دوش گرفتن و حمل و تحمل بار شيشه است و هروسوسه شيطان، هر خواسته « نفس اماره‏ »، هر پاسخ مثبت‏به « هوس ‏»، مى‏تواند سنگى باشد كه اين بار شيشه را پيش از رسيدن به مقصد،بشكند.

به تعبير قرآن، ظلوم و جهول بودن انسان، موجب شد اين بار امانت رابه دوش بكشد، بارى كه آسمان‏ها و كوه‏ها و زمين از پذيرش مسؤوليت آن‏ابا كردند و بيمناك شدند و انسان آن را پذيرفت. (1)

غير از امانت الهى، امانت مردمى و مسؤوليت اجتماعى نيز همين‏حالت را دارد. كسى كه به مقام و مسؤوليتى برگزيده يا منصوب مى‏شود، اگرتا پايان توانست‏به وظايف عمل خويش كند و بار را سالم به مقصد برساند،جاى «تبريك‏» است.

از تبريك اول كار چه سود، اگر سالم به پايان نرسد؟

جوان

جوان عزيز : «اراده‏»، موهبت‏خدايى است كه در «اختيار» توست. به اندازه «بدبودن‏»، قدرت و استعداد «خوب شدن‏» دارى، بلكه بيشتر. پس چرا بدى راانتخاب كنى؟ بيشتر از سستى، مى‏توانى جدى و مصمم باشى، پس چرا بى‏حالى؟

به همان اندازه كه گنج ، رنج مى‏طلبد ، «انسان شدن‏» هم تمرين وتلاش مى‏طلبد. راه باطن هم نيازمند نور و روشنايى است.

براى « پرورش روح ‏»، ممارست و تمرين لازم است. براى « رسيدن‏ »،بايد فاصله‏ ها را كم كرد، فاصله خواستن تا هدف را، فاصله خودخواهى تاخداجويى را، فاصله « ايمان ‏» تا « عمل ‏» را، گفتار تا كردار را.

براى رويش و شكوفايى، «ريشه‏» لازم است و آبيارى و تغذيه و نور وحرارت، ريشه در حكمت و معنويت، آبيارى عقيده و باور، تغذيه فكر و روح،نور بصيرت و بينش، حرارت عشق و شوق.

نفسانيات، نهر عفن و رودخانه لجن بارى است كه بايد پلى از «عفاف‏»و «تقوا» بر روى آن زد و گذشت، تا به ساحل «فلاح‏» رسيد.

بهشت، آن سوى رود خروشان گناه است. كسى به «بهشت‏» مى‏رسد كه از «جهنم‏» بگذرد!

گذشتن از جهنم، يعنى گذر از دروغ، حسد، ريا، تكبر، نفاق، ظلم، غفلت‏و... شهوت!

نگذاريم «گل جوانى‏»، در برابر «طوفان‏هاى شيطانى‏» پرپر شود. بهار عمرمان را با پاييز حسرت و ندامت، بى‏رنگ و افسرده نسازيم.

 

نور بر نور

دست دعا

با شنيدن واژه نور، هر کس چيزي به ذهنش خطور مي کند! فيزيک دانها چيزي تصور ميکنند و شيمي دانها چيز ديگري، عکاسان از نور تعريفي دارند و اصلا نور پردازي خودش يک هنر است! اما نور در دين تعريف ديگري دارد! نور مطلق کسي جز خدا نيست و تمام خوبي ها نوري است که از ناحيه خداوند به عالميان رسيده است و به همين خاطر سمبل تمام خوبي ها نور است در روايات از علم تعبير به نور شده است که «العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء» يعني علم نوري است که خداوند در دل هر کس که بخواهد مي گذارد؛ در قرآن کريم، هم سوره نور داريم و هم آيه نور!

سوره نور که بيست و چهارمين سوره قرآن کريم است آيه نور را در خود جاي داده:

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَلا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الأمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (نور : 35)

خدا نور آسمانها و زمين است مثال نور او چون محفظه اي است که در آن چراغي باشد و چراغ در شيشه اي ، شيشه اي که گويي ستاره ايست درخشان، و آن چراغ با روغن زيتي صاف روشن باشد که از درخت پر برکت زيتون (سرزمين مقدس) گرفته شده باشد نه زيتون شرفي و نه غربي، در نتيجه آنچنان صاف و قابل احتراق باشد  که نزديک است خود به خود بسوزد هر چند که آتش به آن نرسد، و معلوم است که چنين چراغي نورش دو چندان و نوري بالاي نور است. خدا هر که را خواهد بنور خويش هدايت کند و اين مثل ها را خدا براي مردم مي زند که خدا به همه چيز داناست.

در دعاهايي که از ائمه اطهار عليهم السلام به دست ما رسيده، دعايي به نام دعاي نور وجود دارد که از وجود نازنين حضرت زهرا (سلام الله عليها) نقل شده است سيّدبن ‏طاوُس درمُهَج ُ‏الدَّعَوات‏ روايتى از سلمان نقل فرموده كه در آخرش آمده چيزى كه حاصلش اين است حضرت فاطمه ‏(عليها السلام) آموخت به من كلامى كه از حضرت رسول (‏صلى الله عليه وآله) آموخته بود و در وقت صبح و شام آن را مى‏خواند وفرمود اگر مى‏خواهى در دنيا هرگز، تو را تب نگيرد مداومت كن برآن و آن اين است:

چون وجود و هستي هرچيزي باعث ظهور آن چيز براي ديگران است، پس مصداق تام  نور، همان وجود است.

 

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

  بنام خداى بخشاينده مهربان‏

 بِسْمِ اللَّهِ النُّورِ، بِسْمِ اللَّهِ نُورِ النُّورِ، بِسْمِ اللَّهِ نُورٌ عَلى‏ نُورٍ، ‏

بنام خدا نور (عالم) بنام خدا نور نور (جهان هستى) بنام خدا كه نورى است فوق نور ‏

بِسْمِ اللَّهِ الَّذى‏ هُوَ مُدَبِّرُ الْاُمُورِ، بِسْمِ اللَّهِ الَّذى‏ خَلَقَ النُّورَ مِنَ‏ْالنُّورِ، ‏ِ

بنام خدايى كه تدبيركننده كارهاست بنام خدايى كه نور (عالم) را از نور (خود) آفريد ‏

اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذى‏ خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ، وَاَنْزَلَ النُّورَ عَلىَ الطُّورِ، ‏

ستايش خاص خدايى است كه نور را از نور آفريد و نازل فرمود نور را بر كوه طور در ميان نامه‏

فى‏ كِتابٍ مَسْطُورٍ، فى‏ رَقٍّ مَنْشُورٍ، بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ، عَلى‏ نَبِىٍّ مَحْبُورٍ، ‏ِ

نوشته شده و ورقه‏اى گشوده به اندازه معين بر پيامبرى دانشمند، ‏

اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذى‏ هُوَ بِالْعِزِّ مَذْكُورٌ، وَبِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ، وَعَلَى السَّرَّآءِ وَالضَّرَّآءِ مَشْكُورٌ،

ستايش خاص خدايى است كه او به عزت و شوكت ياد شده و به فخر مشهور است و در هر حال در خوشى و ناخوشى‏ سپاسگزارى شده

وَصَلَّى ‏اللَّهُ عَلى‏ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرينَ. ‏

و درود خدا بر آقاى ما محمد و آل پاكيزه ‏اش باد.

سلمان مي گويد بعد از آنکه از حضرت فاطمه‏ عليها السلام اين دعا را آموختم، بخدا قسم به بيشتر از هزار نفر از اهل مكّه و مدينه كه مبتلا به تب بودند آموختم، پس همه شفا يافتند به اذن خداى تعالى(1)

چرا خداوند خود را نور ناميده است؟

کلمه نور معناي معروف دارد، و آن عبارت است از چيزيکه اجسام کثيف و تيره را براي ديدن ما روشن مي کند، و هر چيزي بوسيله آن ظاهر و هويدا ميگردد، ولي خد نور براي ما خود بخود مکشوف و هويداست، چيز ديگري آن را ظاهر نمي کند، پس نور عبارت است از چيزي که ظاهر بالذات و مظهر غير است، مظهر اجسام قابل ديدن.

اين اولين معنايي است که کلمه نور را براي آن وضع کردند، بعدا بنحو استعاره يا حقيقت ثانويه بطور کلي به هر چيزي که محسوسات را مکشوف مي سازد، استعمال نمودند، در نتيجه خود حواس ظاهر ما را نيز نور خواندند، مانند حس سامعه و شامه و ذائقه و لامسه که هم نورش خواندند و هم نوراني، سپس از اين هم عمومي ترش کرده شامل غير محسوسش هم نمودند، در نتيجه عقل را نوري خواندند که معقولات را ظاهر مي کند، و همه اين اطلاقات با تحليلي در معناي نور است، که گفتيم معنايش عبارت است از ظاهر بنفسه و مظهر غير.

و چون وجود و هستي هرچيزي باعث ظهور آن چيز براي ديگران است، پس مصداق تام  نور، همان وجود است؛ و از سوي ديگر چون موجودات امکاني وجودشان به ايجاد خداوند متعال است، بنابراين خداوند متعال بالاترين و کاملترين مصداق نور مي باشد، اوست که ظاهر بالذات و مظهر ماسواي خويش است، و هر موجودي به وسيله او ظهور مي يابد، و موجود مي شود.(2)

به نظر شما براي نور چه ويژگيهايي مي توان در نظر گرفت که بخاطر آن خداوند متعال خود را نور معرفي نموده است.

 

شهادت پسر پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم)

شهید جنگ موته

همه او را در مکه و مدینه بنام زیدابن محمد می شناختند.اما در میان عرب مکی همگان می دانستند که محمد پسری ندارد .حتی او را بر بریده شدن نسلش مورد تمسخر واستهزا قرار می دادند.پس این پسر محمد کیست؟

زیددر واقع پسر خوانده پیامبر بود.پیامبر اورا عزیز می داشت تا آنکه در مدینه به سن ازدواج رسید .پیامبر زینب بنت جحش از دختران سر شناس قریش را به عقد او در آورد. ماجرای ازدواج و طلاق زید را در آیات36و37 احزاب می توانید جستجو  ومطالعه کنید.

 سریه زید بن حارثه در منطقه قَرَده - سال سوم هجری قمری

پس از جنگ بدر و شكست سنگین مهاجمان و مشركان مكه در نبرد با سپاهیان حضرت محمد(ص) و كشته شدن تعداد زیادی از سپاهیان شرك و كفر به دست مسلمانان، رعب و وحشتی در كافران و مشركان به وجود آمد. به طوری كه برای سفرهای بازرگانی خویش به شام، واهمه و ترس عجیبی از مسلمانان داشته و عبور از راه معمول بین مكه و شام را، كه از كنار دریای سرخ و از حوزه حكومتی پیامبر(ص) در حوالی مدینه منوره می گذشت، به مصلحت نمی دیدند. أشراف و اعیان قریش مكه پس از مشورت و گفت و گو به این نتیجه رسیدند كه سفرهای بازرگانی خویش را ادامه دهند، زیرا حیات آنان به این داد و ستدها بستگی دارد، ولیكن، از این پس، نه از راه معروف و معمول بین مكه و شام، بلكه از راه ناشناخته ای كه در صحرای عربستان، میان مكه و عراق قرار دارد عبور كنند و پس از رسیدن به عراق، از آن جا به سوی شام عازم گردند. تا از این طریق، بدون مواجه شدن با مسلمانان، به اهداف اقتصادی خویش دست یابند.

پس از جنگ بدر و شكست سنگین مهاجمان و مشركان مكه در نبرد با سپاهیان حضرت محمد(ص) و كشته شدن تعداد زیادی از سپاهیان شرك و كفر به دست مسلمانان، رعب و وحشتی در كافران و مشركان به وجود آمد.

بدین منظور تعدادی از سربازان قریش مكه با كالاهایی مختلف از راه صحرای عربستان به سوی عراق راه افتاده، تا از آن جا به شام روند. این خبر به اطلاع پیامبر(ص) رسید و آن حضرت برای كاهش قدرت شیطانی قریش، تصمیم گرفت كه بر آنان ضربه ای وارد سازد. بدین جهت پسرخوانده اش زید بن حارثه را در رأس یكصد مرد جنگی به سوی آنان اعزام كرد. زید بن حارثه و سربازان او در نخستین روز ماه جمادی الآخر سال سوم قمری، از مدینه منوره حركت و به سمت كاروان قریش رهسپار شدند. سربازان اسلام، پس از چند روز راه پیمایی، در منطقه "قرده" كه در مسیر بیابانی میان مكه و عراق است، به كاروان قریش نزدیك گردیده و به آنان هجوم آوردند. اعیان و اشراف قریش، مانند ابوسفیان، صفوان بن امیه، ابوزمعه، عبدالله بن ابی ربیعه و حویطب بن عبدالعزی، كه صاحبان اصلی این كاروان بودند، به محض رویارویی با سپاهیان اسلام، از منطقه گریخته و خود را رهانیدند. ولی سربازان مسلمان، موفق گردیدند كه سه نفر از همراهان آنان را اسیر و مقدار زیادی از اموالشان، از جمله تعداد زیادی شتر را به غنیمت گرفته و با پیروزی به مدینه منوره برگردند. پیامبر(ص) پس از دریافت غنایم، آن ها را تخمیس و خمس آن ها را كه به مبلغ بیست هزار درهم می شد دریافت كرد و مابقی را در میان رزمندگان تقسیم نمود. یكی از اسیران آن سریه، مردی به نام فُرات بن حیّان عجلی بود، كه مسئولیت راهنمایی كاروان قریش از مكه به سمت عراق را بر عهده داشت و پیش از این، در واقعه بدر اسیر شده و با رأفت پیامبر(ص) آزاد گردیده بود. بدین جهت، در این سریه در معرض اعدام قرار گرفت، ولی با وساطت ابوبكر بن ابی قحافه، كه از پیش با وی رابطه حسنه ای داشت، مسلمان شد و از مرگ حتمی رهایی یافت. گفتنی است كه این سریه، نخستین سریه ای بود كه زید بن حارثه، فرماندهی آن را بر عهده گرفته بود.(1) از آن پس وی سریه های دیگری را نیز فرماندهی كرد و سرانجام در یكی از سریه ها، به نام جنگ موته به شهادت رسید.

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

سوال ؟

 بهترین موقع دعا کردم چه موقعی است که دعای ما مستجاب شود چرا بعضی از دعاهای ما مستجاب نمیشه.

پاسخ : با سلام.. خداوند هرگز به بنده ای که او را میخواند بی توجه نیست بنده ای که دعا به او داده شده اجابت هم به وی داده شده است دعای شما به درگاه الهی نشانه ی این است که خداوند به شما نظر لطف و توجه دارد .خداوند جهان را بر اساس نظام اسباب و مسببات استوار كرده است و تحقق هر پدیده ای تنها از راه اسباب و علل آن ممكن خواهد بود.

 یكی از اموری كه به عنوان تمام سبب و یا جزء سبب در تحقق پدیده هاست دعا و در خواست از درگاه الهی است لكن باید توجه داشت : 1-دعا و در خواست از خداوند باید در كنار به كار گیری اسباب و علل طبیعی باشد.

2- خواسته و حاجت انسان باید امری مشروع و معقول باشد.

3- گاهی بر نیامدن خواسته ناشی از فعل خودمان است مانند ظلم و گناه مگر ما دستور خدا را سریع اجابت کرده ایم که توقع داریم خدا هم سریع خواسته ی ما را اجابت کند (نمونه : راننده ی تاکسی ای می گفت خواسته ای دارم هر چه دعا و نذر میکنم بر آورده نمی شود چرا؟ اتفاقا همان موقع مسافری پیاده شد و راننده برای مسیری که باید دویست تومان بگیرد درخواست پانصد تومان کرد و به زور از مسافر بیچاره گرفت . اهل دلی به راننده گفت حالا فهمیدی چرا دعا و نذرهایت مستجاب نمیشود.) لازم است به افعال خود هم نظری بیافکنیم. گناه مانع از رسیدن سریع به خواسته ها میشود

4-گاهی زمان مناسب برای تحقق خواسته انسان فرا نرسیده است وطول كشیدن زمان اجابت حالت انابه و تضرع به درگاه الهی را تشدید می كند و این دعاو تضرع ،اوج عبودیت و بندگی و نشانه لطف و عنایت حضرت حق به انسان است و موجب الطاف بزرگتری می شود به قول مولوی :گفت لبیكم نمی آید جواب زان همی ترسم كه باشم رد باب گفت آن الله تو لبیك ماست وان نیاز و سوز و دردت پیك ماست ترس و عشق تو كمند لطف ماست زیر هر یا رب تو لبیك ها ست

5-گاهی هم بر آورده شدن حاجت شخص به مصلحت وی نیست ( عسی ان تكرهوا شیئا و هو خیر لكم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لكم و الله یعلم و انتم لا تعلمون )بقره/216 دراین صورت ،خداوند به جهت دعا اجر عظیمی به وی اعطا می كند .

استجابت دعا شرایطی دارد :

1- به حقیقت دعا كه خواستن از موجود برتر از روی فروتنی و درماندگی است ، دست یابیم یعنی دل غافل نباشد و بدانیم كه را میخوانیم . 2- با فروتنی و در ماندگی باشد وگرنه اصلا دعای حقیقی شكل نگرفته است .

3- امید داشته باشیم كه خواسته مان بر آورده می شود .

4- كسی را كه از او درخواست میكنیم را بشناسیم چون تا به قدرت و توان او و علم او به خواسته اطمینان نداشته باشیم ، نمی توانیم امید داشته باشیم كه دعایمان مستجاب میشود

5- حسن ظن به خداوند داشته باشیم ، در روایات آمده هیچ كس گمان نیكی به خداوند نبرد مگر اینكه خداوند با او همان طور معامله كرد

6- پاكی در همه ابعاد ، از جمله در مال و آبرو بر دیگران ستم نكند . اگر به دستورات خداوند عمل کردیم در این صورت توقع اجابت دعا داشته باشیم.

7-رعایت وسایل استجابت دعا از جمله : با طهارت بودن ، خضوع ، صدا زدن خدا با نامهای مخصوصش ، ذكر نعمتها ، یاد آوری گناهان ، اصرار و پا فشاری در دعا كه كمترین آن تكرار سه بار در دعاست ، در پنهان دعا كند ، دعا را تعمیم دهد ، در اول و آخر دعا صلوات بفرستد و به ائمه توسل جوید .

 8- دل را از غیر خدا پاك سازد و تنها به او تكیه كند

9- دو دست را بالا گرفتن مثل در مانده ای كه غذا طلب میكند كه رسول خدا چنین میكرد .

 10- در زمان مخصوص دعا كردن كه در روایات اشاره شده و بیشتر آن شب و روز جمعه است و نیمه شب

11- در مكان های مخصوص مثل زیر قبه ی امام حسین و صحرای عرفات ( المراقبات / میرزا جواد ملكی تبریزی / ج 2 )

 

بیست ترین آدم ها

حتما شنیده اید که میگن فلانی آدم کار درستی است و یا خیلی از این حرفها بالاتره،اصلا آدم کار بیستیه!اما اگر بخواهی خودت یک آدم درست حسابی رو معرفی کنی ،باید چه ویژگی هایی داشته باشه؟

بیست ترین آدم

خیلی خوبه معلومه که داری فکر می کنی ،سوال یه هوا جدی وسخته.اما غصه نخور خودم یک راهنمایی اساسی تقدیمتان می کنم.پاسخ این سوال را از زبان حضرت محمد مصطفی صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله وسلم،می شنویم

   پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله فرمودند:خَیرُكُم مَن أطعَمَ الطَّعامَ ، وأفشَى السَّلامَ ، وصَلّى وَالنّاسُ نِیامٌ 

بهترین شما، كسى است كه [به دیگران] اطعام كند و سلام را آشكارا بگوید و آن گاه كه مردم در خواب‏اند، به نماز برخیزد.

الكافی : ج 4 ، ص 50 ، ح 3 (الخیر والبركه فى الكتاب والسنة : ح 48)

ما جای این پرسش همچنان باقی است که چرا اطعام ،سلام آشکار گفتن ونماز شب خواندن معیار برتری درنزد رسول خداست.

 پاسخ دشوار نیست هر کدام از این سه عمل نشانه رابطه سه گانه انسان ساز است یعنی رابطه با مردم که بهترین نوع آن توجه به نیاز های اساسی مردم،یعنی غذا ونیاز مادی است.بلند و آشکار سلام کردن نشانه پخش بذر محبت و دوستی در میان مردم است.نماز شب نیز نهایت نزدیکی بنده دررابطه با خدا و مولای خویش است.امید آنکه با عمل به این کلام گهر بار ما نیز درگروه برترین مومنان داخل شویم.

 آمین

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

دانلود  مجموعه سخنرانيهاي

جذاب و شنيدني

  استاد مهدي توکلي

آخرين مجموعه :

 شرح فضائل حضرت زهرا (س)

 7 جلسه - با فرمت 3gp و حجم کم

فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (1)      حجم :4.44 مگا بايت
فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (2)
     حجم :4.23 مگا بايت
فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (3)
     حجم :4.57 مگا بايت
فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (4)
     حجم :5.03 مگا بايت
فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (5)
      حجم :4.40 مگا بايت

 
فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (6)
     حجم :3.86 مگا بايت

 
فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (7)
     حجم :3.19 مگا بايت

 
شرح خطبه فدکيه
     حجم :5.03 مگا بايت

*راهنماي دانلود

براي بازکردن فايلها از حالت فشرده در صورتيکه نرم افزار WinRar را در اختيار نداريد مي توانيد از اينجا دانلود نماييد.

فايلهاي صوتي با فرمت 3gp مي باشند که مخصوص استفاده بر روي گوشيهاي تلفن همراه مي باشد.لذا علاقمندان مي توانند علاوه بر  همراه داشتن سخنرانيها بر روي گوشي تلفن همراه خود با توجه به حجم کم اين فايلها آنرا براي ديگر دوستان ارسال نمايند تا در جهت  ترويج فرهنگ و معارف شيواي اسلام نقش داشته باشند.

همچنين در صورت نصب برنامه 3gp pluggin برروي کامپيوتر خود مي توانيد اين فايلها را از طريق مديا پلير گوش دهيد. جهت دانلود 3gp pluggin اينجا را کليک نماييد.
   

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 امام علي وهفت دليل بر اهميت نماز

نماز

 

تَعَاهَدُوا أَمْرَ الصَّلاَةِ، وَ حَافِظُوا عَلَيْهَا، وَ اسْتَكْثِرُوا مِنْهَا، وَ تَقَرَّبُوا بِهَا، فَإِنَّها (كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنينَ كِتَاباً مَّوْقُوتاً)..

امام على عليه السلام در بخشى از خطبه (199) در رابطه با اهميّت فوق العاده نماز،به آثار مهم معنوى و تربيتى نماز و عاقبت شوم تاركان و سبك شمرندگان آن پرداخته، نمازگزاران واقعى را معرفى مى كند، نخست مى فرمايد: «برنامه نماز را به خوبى مراقبت كنيد و در محافظت آن بكوشيد. بسيار نماز بخوانيد و به وسيله آن به خدا تقرّب جوييد زيرا نماز بر همه مؤمنان در اوقات مخصوص واجب است».

در اين عبارت كوتاه چهار دستور درباره نماز داده شده است: تعاهد، محافظت، استكثار، و تقرب جستن به آن.

سپس امام(عليه السلام) به ذكر دليل براى اين دستورات مهم در مورد نماز پرداخته و به هفت نكته اشاره مى كند و به آياتى از قرآن مجيد و سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله) استدلال مى فرمايد؛

نخست مى گويد: «زيرا نماز به عنوان فريضه واجب (در اوقات مختلف شب و روز) بر مؤمنان مقرّر شده است»;

 سپس به ذكر دليل دوم پرداخته، مى فرمايد:«آيا پاسخ دوزخيان را در برابر اين سؤال كه «چه چيز شما را به دوزخ كشانيد؟» نمى شنويد كه مى گويند: «ما از نمازگزاران نبوديم»

امام در بيان سومين و چهارمين دليل براى اثبات اهميّت نماز مى فرمايد: «نماز گناهان را فرو مى ريزد، همچون فروريختن برگ از درختان (در فصل پاييز) و طناب هاى معاصى را از گردن ها مى گشايد»

آرى همان گونه كه نماز از گناهان آينده به مضمون آيه شريفه(إِنَّ الصَّلوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنْكَرِ)(1) جلوگيرى مى كند، نسبت به گناهان گذشته نيز از طريق توبه و انابه به درگاه الهى كه نماز بستر آن را فراهم مى سازد اثر مى گذارد و گناهانى را كه همچون طناب بر گردن انسان قرار گرفته و او را از پيشرفت و ترقّى مانع مى شود، از بين برده، انسان را آزاد مى سازد.

در حديثى از سلمان فارسى مى خوانيم كه مى گويد: من با رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در سايه درختى نشسته بوديم، پيامبر شاخه اى از آن درخت را گرفته، تكان داد در اين هنگام برگها فرو ريختند، سپس فرمود: آيا نمى پرسيد چرا اين كار را كردم؟ عرض كردند: اى رسول خدا خودت به ما خبر ده! فرمود: بنده مسلمان هنگامى كه به نماز بر مى خيزد گناهان او فرو مى ريزد همان گونه كه برگهاى اين درخت فرو ريخت.

سپس امام در پنجمين استدلال خود به كلام معروف رسول خدا درباره اهميّت نماز استناد مى جويد و مى فرمايد: «پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلّم نماز را به چشمه آب گرمى تشبيه فرمود كه بر در خانه انسان باشد و او هر شبانه روز پنج مرتبه خود را در آن شستشو دهد كه بى شكّ چرك و آلودگى در بدنش باقى نخواهد ماند (نمازهاى پنج گانه روزانه نيز چنان روح و قلب انسان را شستشو مى دهد و آثارى از گناه در آن باقى نمى گذارد)»

با توجه به اينكه در متن خطبه تعبير به «حمّه» (چشمه آب گرم يا آبهاى گرمى كه به عنوان درمان بيمارى ها مورد استفاده قرار مى گيرد) شده روشن مى شود كه نماز همچون چشمه آب معمولى نيست، بلكه چشمه خاصّى است كه آثار فوق العاده اى در زدودن آلودگى ها دارد; اين تأثير ممكن است از اين جهت باشد كه نماز روح تقوا را در انسان زنده مى كند و به مضمون (إِنَّ الصَّلوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنْكَرِ) او را از فحشا و منكرات، در آينده باز مى دارد و طبعاً نسبت به گذشته نيز دعوت به توبه مى نمايد.

امام(عليه السلام)در ادامه سخن در ششمين استدلال خود به آيه ديگرى در قرآن مجيد كه مقام والاى نمازگزاران را بيان مى كند استناد مى جويد و مى فرمايد: «گروهى از مؤمنان كه زينت متاع دنيا و فرزندان اموالى كه مايه چشم روشنى است آنها را به خود مشغول نداشته، حق نماز را خوب شناخته اند. خداوند سبحان درباره آنها مى فرمايد:

«آنها مردانى هستند كه تجارت و بيع آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز و پرداختن زكات باز نمى دارد»;

سرانجام در بيان هفتمين و آخرين دليل براى اهميّت نماز اشاره به برنامه پيامبر اكرم كه برگرفته از قرآن مجيد است كرده، مى فرمايد: «رسول خدا بعد از بشارت به بهشت خويش را براى نماز به تعب و مشقّت مى انداخت، زيرا خداوند به او فرموده بود: «خانواده خويش را به نماز دعوت كن و در برابر آن شكيبا باش» (زيرا نماز كليد ورود به بهشت است) لذا آن حضرت پى در پى اهل بيت خود را به نماز دعوت مى كرد و خود را بر آن وادار مى كرد (و در انجام آن اصرار و شكيبايى داشت)».

اين دلائل هفت گانه كه اميرمؤمنان على(عليه السلام) براى بيان اهميّت نماز از آيات قرآن و سنّت پيامبر آورده و ده ها دلايل ديگر كه به يقين، امام در مقام بيان همه آنها نبوده است، نشان مى دهد كه نماز چه گوهر گرانبهايى است و چه تأثيرى در تربيت و سعادت انسان دارد و دورماندن از نماز و بركات آن چه خطراتى ايجاد مى كند.(2)

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

"شهربازي" عمليات خيبر!

لاله

اواخر سال 1362 عمليات خيبر  تازه آغاز شده بود. من پسرک لوسي بودم که فکر مي کردم جبهه مثل شهر بازي است ، چرخ و فلک سوار مي شيم و ترقه بازي مي کنيم، به خاطر همين طرز نگاه، از يکي از نزديکانم که از فرماندهان سپاه بود تقاضا کردم اين بار که به جبهه رفتي مرا هم با خودت ببر. گفت باشه.

چند روز بعد، راهي فرودگاه مهرآباد شديم و پس از سوار شدن بر هواپيما به اهواز رسيديم در همان مدخل ورودي نگراني و پشيماني عجيبي بر روانم سايه افکند، چرا که سالن فرودگاه تا چشم کار مي کرد، مجروح و زخمي خوابيده بود و از هر گوشه اي صداي ناله اي بلند بود. ولي ديگه روم نمي شد بگم من مي خوام برگردم.

از فرودگاه اهواز يکسره رفتيم به مقر "ستاد امداد و درمان جنوب"  واقع در خيابان کيانپارس و شب را در آنجا به استراحت پرداختيم.

به هر بدبختي بود وضو گرفتم و چند بار نماز خواندم، نمي دونستم نماز خوف بود و يا نماز صبح ، به خاطر حجم زياد آتش و صداهاي سهمگين ، نمازهايم معمولاً به اتمام نمي رسيد و خلاصه نفهميدم نمازم قضا شد يا نه؟

فردا صبح، پس از نماز صبح راهي منطقه "عمليات خيبر"  شديم از دو سه تا جاده امکان رفتن به طرف منطقه جزيره مجنون ، طلائيه و جفير بود، از يکي از اين راهها رفتيم و  در سه راهي جفير از کنار ايستگاه صلواتي ، وارد بيمارستان صحرايي خاتم الانبياء (صلي الله عليه و اله و سلم) شديم و در يک سنگري مستقر گشتيم که بهش مي گفتند سنگر فرماندهي. آنجا با عده اي آشنا شدم که گل سر سبدشون  "دکتر محمدعلي رهنمون"  بود که چند تا ويژگي داشت، بسيار خوش اخلاق بود ، خوش سيما بود و دوستداشتني، ديگريشون دکتر عراقي زاده بود ، خيرآبادي، اباذري، جديدي، دکتر خاتمي، دکتر طهماسبي، دکتر ديانت و عده اي ديگر که نامشون در خاطرم نيست در آن سنگر حضور داشتند. همه چي به آرامي پيش مي رفت و البته کم و بيش سر و صداي گلوله هاي 80 و 81 و 155 و 135 و 120 فرانسوي و راکد و اينجور چيزها مي اومد، ولي زياد نبود. شب را در سنگر به استراحت پرداختيم و صبح براي نماز صبح از خواب بلند شديم. من تازه طلبه شده بودم. به همين خاطر ، در اداي "حرف ضاد" در "ولاالضالين" سوره حمد مشکل داشتم و سخت تلفظ مي کردم و براي اينکه يه وقت خدايي نکرده مشکلي پيش نياد وضو را خيلي محکم مي گرفتم، تا به اين زوديها باطل نشه، خلاصه رفتم دنبال آب و گلاب بروتون دستشويي و مقدمات و موخراتش،  از سنگر که اومدم بيرون ، برخلاف آرامش نسبي شب ، وضع عجيبي  بود، بيرون سنگر،  جهنمي بود وصف نشدني، چرا که سنگرهايي که در خط  اول جبهه مي ساختند که کمي عقبتر از خط مقدم بود ، تيرآهن هاي به هم چسبيده اي بود که روي آنرا با پليت هاي گالواليزه مي پوشاندند و روي آن را به ارتفاع بيش از يک متر يا شايد هم بيشتر خاک مي ريختند ، اين سنگرها معمولاً در بسيار کوچکي داشت و از ساير جوانب نيز هيچ راه دررويي نداشت و در عمق چهار ، پنج متري زمين بنا مي گرديد ، بنابراين طبيعي بود که صداها کمتر از خارج سنگر به داخل بيايد.

لاله هاي واژگون

مي گفتم : وضع عجيبي بود، چرا که  - گلوله دوشگا، کاليبر50 ، راکت، موشک، توپ و خمپاره از هر طرف مي باريد.

به هر بدبختي بود وضو گرفتم و چند بار نماز خواندم، نمي دونستم نماز خوف بود و يا نماز صبح ، به خاطر حجم زياد آتش و صداهاي سهمگين ، نمازهايم معمولاً به اتمام نمي رسيد و خلاصه نفهميدم نمازم قضا شد يا نه؟

سلانه سلانه با تعقيب و گريز اومدم به طرف سنگر، نزديک سنگر يکي به من گفت؛ سنگرتان را زدند، پيش خودم گفتم دروغ مي گه اشتباه مي کنه اما اومدم هر چي گشتم سنگر را نديدم، بعد متوجه شدم يک جايي هست که قبلاً نزديک سنگر ما بود، رفتم نزديک، ديدم که در همانجا سرو قامتي بدون سر خوابيده است دقت کردم ديدم دکتر خيرآبادي است که سر در بدن نداشت و کوهي بر زمين افتاده ، متوجه شدم او نيز عراقي زاده است ، هر دو سر نداشتند و سرهايشان در ميان خاکهاي سنگر بود ، خودم ديدم .

از اين ماجرا؛ نگرانيم بيشتر شد، چرا که يکي از نزديکانم نير در ميان آنها بود به سرعت به سوي اورژانس بيمارستان صحرايي دويدم در همان تخت اول ديدم که "دکتر محمدعلي رهنمون" دستها و پاهايش قطع شده و گويا سالهاست که به بهشت جاودان پرکشيده است .

 

صلوات

صلوات بهترين هديه از طرف خداوند براى انسان است . صلوات تحفه اى از بهشت است .

صلوات روح را جلا مى دهد. صلوات عطرى است كه دهان انسان را خوشبو مى كند.

صلوات نورى در بهشت است . صلوات نور پل صراط است .

صلوات شفيع انسان است . صلوات ذكر الهى است .

صلوات موجب كمال نماز مى شود. صلوات موجب كمال دعا و استجابت آن مى شود.

صلوات موجب تقرب انسان است . صلوات رمز ديدن پيامبر در خواب است .

صلوات سپرى در مقابل آتش جهنم است . صلوات انيس انسان در عالم برزخ و قيامت است .

صلوات جواز عبور انسان به بهشت است . صلوات انسان را در سه عالم بيمه مى كند.

صلوات از جانب خداوند رحمت است و از سوى فرشتگان پاك كردن گناهان و از طرف مردم دعا است .

صلوات برترين عمل در روز قيامت است . صلوات سنگين ترين چيزى است كه در قيامت بر ميزان عرضه مى شود.

صلوات محبوب ترين عمل است . صلوات آتش جهنم را خاموش مى كند.

صلوات زينت نماز است . صلوات گناهان را از بين مى برد.

صلوات بهترين داروى معنوى است.

با شرکت در طرح صلوات تا ظهور مهدي(عج)

نقشي هرچند کوچک در تعجيل فرج داشته باشيم

تعداد صلواتهاي فرستاده شده از مرز ششصد هزار گذشت

نيت کرده و وارد شويد...

 

دعا اختراع می کنم،پس هستم!

دعا

یکی از موضوعاتی که در ادبیات فارسی وادبیات عرفانی ایرانی -اسلامی همواره مورد توجه بوده است و برآن سفارش شده است، دعا کردن به هر زبان و در حالت است. البته درتایید این مطلب آیات قرآن نیز دلالت داردبه عنوان نمونه می توان به آیه زیر استناد جست:

وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ «البقرة/186»

و چون بندگان من از تو درباره من بپرسند (بگو كه) من حتما (به همه) نزدیكم، دعاى دعاكننده را هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى‏كنم، پس دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، شاید كه راه یابند.

اما من چگونه و با چه ضمانتی دعا کنم که کاملا مطمئن باشم دعای من برآورده می شود؟

مولوی در شعر معروف خویش پاسخی به  این سوال داده است که جای دقت و بررسی دارد:

 انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان         

دید موسی یک شبانی را براه                                                او  همی‌گفت ای خداوای اله 

تو کجایی تا شوم من چاکرت                                            چارقت دوزم کنم شانه سرت 

دستکت بوسم بمالم پایکت                                             وقت خواب آید بروبم جایکت 

ای فدای تو همه بزهای من                                            ای بیادت هیهی و هیهای من 

این نمط بیهوده می‌گفت آن شبان                                    گفت موسی با کی است این ای فلان 

گفت با آنکس که ما را آفرید                                              این زمین و چرخ ازو آمد پدید 

گفت موسی های بس مدبر شدی                                   خود مسلمان ناشده کافر شدی

گر نبندی زین سخن تو حلق را                                          آتشی آید بسوزد خلق را 

دوستی بی‌خرد خود دشمنیست                                     حق تعالی زین چنین خدمت غنیست 

با کی می‌گویی تو این با عم و خال                                   جسم و حاجت در صفات ذوالجلال 

گفت ای موسی دهانم دوختی                                         وز پشیمانی تو جانم سوختی 

جامه را بدرید و آهی کرد تفت                                           سر نهاد اندر بیابانی و رفت 

 عتاب کردن حق تعالی موسی را علیه السلام از بهر آن شبان

وحی آمد سوی موسی از خدا                                          بنده‌ی ما را ز ما کردی جدا 

تو برای وصل کردن آمدی                                                  یا برای فصل کردن آمدی 

تا توانی پا منه اندر فراق                                                   ابغض الاشیاء عندی الطلاق 

ما زبان را ننگریم و قال را                                                  ما روان را بنگریم و حال را 

ناظر قلبیم اگر خاشع بود                                                  گرچه گفت لفظ ناخاضع رود 

  وحی آمدن موسی را علیه السلام در عذر آن شبان

چونک موسی این عتاب از حق شنید                                در بیابان در پی چوپان دوید 

بر نشان پای آن سرگشته راند                                         گرد از پره‌ی بیابان بر فشاند 

گام پای مردم شوریده خود                                               هم ز گام دیگران پیدا بود 

عاقبت دریافت او را و بدید                                                 گفت مژده ده که دستوری رسید 

هیچ آدابی و ترتیبی مجو                                                 هرچه می‌خواهد دل تنگت بگو 

کفر تو دینست و دینت نور جان                                          آمنی وز تو جهانی در امان 

ای معاف یفعل الله ما یشا                                               بی‌محابا رو زبان را بر گشا 

 آنچه در این شعرقابل تامل است عدم توجه به تفاوت میان دعا و مناجات است. آنچه چوپان بینوامی گفت دعا نبود بلکه راز و نیاز عاشقانه ای با خدای محبوب خویش می کرد.اما باید بدانیم که دعا کردن حقیقتا دقت و هنر مندی می خواهد .زیرا دعا از راههای آسمانی به در گاه و عرش الهی می رسدو نه از راههای زمینی لذا حضرت علی -علیه لسلام-فرمود از من بپرسید قبل از آنکه مرا ازدست بدهید. به خدا قسم من به راههای آسمانی آگاه ترم تا به راههای زمینی.بنابراین اگر  در دعا کردن  هشیار نباشی معلو م نیست تیر دعایت به سوی کدامین آسمان رها شود .آیا به عرش می رسد ویا اینکه به سوی خمدت باز می گردد!اگر دعی صائب  ومستجاب می خواهی این مطلب را بخوانید.

مرحوم کلینی در الکافی از عبدالرحیم قصیر، روایت کرده که گفت: بر حضرت صادق(علیه السلام) وارد شدم و عرض کردم: فدای تو شوم! از پیش خود، دعایی اختراع کرده ام، فرمود:«واگذار مرا از اختراع خود ! هرگاه تو را حاجتی روی دهد، پس پناه بر به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و دو رکعت نماز بخوان و هدیه کن آن را به حضرت رسول (ص). عرض کردم: به چه نحو بخوانم این نماز را؟ فرمود: غسل می کنی و دو رکعت نماز می گذاری، مثل نماز فریضه در افتتاح و اختتام و چون سلام گفتی، می گویی:

اللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ وَ مِنکَ السَّلامُ وَ اِلَیکَ یَرجِعُ السَّلامُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آل مُحَمَّدٍ و بَلِّغ رُوحَ مُحَمَّدٍ مِنّی السَّلامَ وَ اَرواحَ الاَئِمَّةِ الصّادِقینَ سَلامی وَاردُد عَلیَّ مِنهُمُ السَّلامَ وَ السَّلامُ عَلَیهِم وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ اَللهُمَّ اِنَّ هاتَینِ الرَّکعَتینِ هَدیَّةٌ مِنّی اِلی رَسُولِ اللهِ فَاَثِبنی عَلَیهِما ما اَمَّلتُ وَ رَجَوتُ فیکَ وَ فی رَسُولِکَ یا وَلِیَّ المُومِنین

پس به سجده می روی و چهل مرتبه می گویی:

یا حَیُّ یا قَیُّومُ یا حَیّاً لا اِلهَ اِّلا اَنت یا ذَالجَلالِ وَ الاِکرامِ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ.

   پس جانب راست صورت را بر زمین می گذاری و این دعا را چهل مرتبه می گویی. سپس جانب چپ صورت را بر زمین می گذاری و بازچهل مرتبه می گویی. آن گاه سر از سجده برمی داری و دست را بلند می کنی و چهل مرتبه می خوانی. سپس دست ها را به گردن خود می گذاری و التجا می بری به انگشت شهادت خود و چهل مرتبه می خوانی. پس می گیری ریش خود را به دست چپ و گریه می کنی و اگر گریه ات نیامد، خود را به گریه می اندازی و می گویی:

یا مُحَمَّدٍ یا رَسُولَ اللهِ اَشکُواِلَی اللهِ وَ اِلَیکَ حاجَتی وَ اِلی اَهلِ بَیتِک َالرّاشِدینَ حاجَتی وَ بِکُم اَتَوَجَّهُ اِلَی اللهِ فی حاجَتی

پس به سجده می روی و می گویی: یا اللهُ یا اللهُ ؛ آن قدر که نفس منقطع شود.

پس می گویی: صَلَّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ افعَل بی ... ، و حاجت خود را می خواهی.

پس امام صادق علیه السلام فرمود: «من ضامنم بر خدای- عزّ و جلّ- که از جای خود حرکت نمی کند مگر آن که حاجت او برآورده شود.  (1)

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

کتابی برای یک روز جنگ!

خاطره ای از برادر بسیجی تقی مهدوی ظفرقندی:

هر کسی یک روز به جبهه رفته باشد می تواند از خاطره ی آن روز کتابی بنویسد. من خود دو مورد از امدادهای غیبی خدمت شما می خواهم عرض کنیم که خودم با چشمان خود آنها را دیده ام. یکی درباره ی خواست شهیدان می باشد که هر چه از خدا می خواستند برآورده می شد و دیگری امدادهای غیبی بود که به کمک رزمندگان در موقع لزوم می آمد.

آخرین باری که شهید عباس مهدوی عازم جبهه بود در پادگان ولی عصر(عج) تهران بعد از گفتگو و صحبتهایی که شد فرمود که من دوست دارم اگر شهید شدم همچون حضرت زهرا(س) قبرم مخفی باشد و مفقود بمانم که همینگونه هم شد. وی در عملیات خیبر در منطقه ی طلائیه به شهادت رسید که تا به حال هم خداوند به خواست او عمل کرده و پیکر مطهرش پیدا نشده است.

جنگ

در طول عملیات کربلای 5 از طرف برادران وحید و طاهری به ما مأموریت دادند که یک جاده در جزیره ی مینو احداث شود. ما بلافاصله در آبادان مستقر شدیم و به اتفاق دیگر دوستان جهت بررسی به محل کار رفتیم. جاده ای بسیار باریک و باتلاقی بود که به اروند رود منتهی می شد. به محض رسید ن به لب اروندرود گلوله باران شروع شد و به مقر برگشتیم و قرار شد شب کار کنیم شب اول با دو کامیون که یکی از رانندگان برادر مرسلی بود کار را آغاز کردیم. در آن شب به علت تاریکی یکی از کامیونها داخل یکی از نهرها رفته و باعث شد کار متوقف شود. پیرامون این مسئله صحبتهایی که با برادران کردیم، قرار شد با کمپرسی نیسان کار را ادامه دهیم. فردا شب کار را شروع کردیم، با توجه به اینکه عراقی ها کاملاً بر ما دید داشتند محل را زیر آتش آرپی جی 7 و تیربار قرار دادند. به هر حال اولین کمپرسی آمد و بار خود را خالی کرد و رفت. هوا تاریک بود، دومین کمپرسی که آمد مورد آتش تیربار و آرپی جی 7 قرار گرفت. من فرمان دادم که بار را به جای مناسب بریزید. اما آتش زیاد بود و من سنگر گرفته بودم که خودرو ناگهان به داخل یک چاله ی بزرگ افتاد، طوری که دو چرخ جلو نیسان آزاد و یک متر بلند شده بود. دشمن مرتب آتش می ریخت با این حال من به راننده گفتم شما داخل خودرو بنشین تا من خودرو را از پشت بلند کنم و از چاله بیرون بیاید. من قسمت عقب را گرفتم و با یک یا علی به طور معجزه آسا بیرون آمد. با اینکه دشمن ما را می دید و می خواست خودرو را منهدم سازد، ولی ناکام ماند.

 

توطئه قتل پیامبر در دارالندوه

ترور پیامبر اکرم

پس از آن ‏كه اسلام در مدینه گسترش یافت، رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) از مسلمانان مكه خواست براى این‏ كه آزار و اذیت بیشترى را متحمل نشوند از مكه مهاجرت كنند، این افراد از آنجا كه بیمناك بودند در صورت بیرون رفتن به صورت علنى، قریش مانع خروج آنان شوند، به آرامى و در نهان از مكه خارج شدند و جز اندكى از آنان در مكه باقى نماند.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) پس از هجرت یارانش، در شهر مكه در انتظار اجازه هجرت بود، خداوند او را به خواندن این دعا رهنمون شد تا به خویشتن آرامش دهد: «وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِى مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِى مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِى مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِیراً.»

تمام یاران مؤمن پیامبر، كه با آن حضرت در مكه باقى ماندند به جز على بن ابى‏طالب و ابوبكر، مورد ظلم و ستم قرار گرفته و به زندان افتادند.

وقتى قریش دیدند پیامبر از پیروان و یاران بسیارى در مدینه برخوردار شده و كسانى كه در مكه به او گرویده‏اند نیز به سوى آنان در حركتند و مى‏دانستند كه پیامبر نیز خواه ناخواه به آنان مى‏پیوندد، لذا در «دارالندوه» گرد هم آمده و به مشورت پرداختند تا درباره آن حضرت تصمیمى بگیرند.

«دارالندوه» در حكم مجلس سناى مكه بوده است. مكه اساسا نه از خودش حكومتى داشت به شكل پادشاهى یا جمهورى، و نه تابع یك مركزى بود. یك نوع حكومت ملوك الطوایفى داشتند. قرارى داشتند كه از هر قبیله‎اى چند نفر با شرایطى و از جمله این كه از چهل سال كمتر نداشته باشند بیایند در آنجا جمع بشنوند و درباره مشكلاتى كه پیش مى‎آید با یكدیگر مشورت كنند و هر چه در آنجا تصمیم مى‎گرفتند، دیگر مردم قریش عمل مى‎كردند.

شیطان محفل مزبور گفت: این راى از آن هر دو بدتر است! پرسیدند: چرا؟

گفت: براى آن كه شما مردى را با این زیبایى صورت و بیان گرم و فصاحت لهجه به دست‏ خود به شهرها و میان قبایل مى‏فرستید و در نتیجه، وى آنها را با بیان خود جادو كرده پیرو خود مى‏سازد و چندى نمى‏گذرد كه لشكرى بى شمار را بر سر شما فرو خواهد ریخت!

«دارالندوه» یكى از اطاق‎هایى بود كه در اطراف مسجدالحرام بود. الآن آن محل خراب شده و داخل مسجدالحرام است .

قابل ذکر است که "قصى بن كلاب" جدّ اعلاى رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پس از این كه بر تمام قبایل قریش سیادت و آقایى یافت از جمله كارهایى كه در مكه انجام داد این بود كه خانه‏اى را براى مشورت در اداره كارها و حل مشكلات و پیش‎آمدها اختصاص داد و پس از وى نیز بزرگان مكه براى مشورت در كارهاى مهم خویش در آنجا اجتماع مى‏كردند و آن خانه را «دارالندوه‏» نامیدند.

محدث بزرگوار مرحوم طبرسى(ره) ماجرا را اینگونه نقل كرده و مى‏نویسد:

براى مشورت در این كار چهل نفر از بزرگان در دارالندوه جمع شدند و چون خواستند وارد شور و مذاكره شوند دربان دارالندوه پیرمردى را دید كه با قیافه‏اى جالب و ظاهر الصلاح دم در آمده و اجازه ورود به مجلس را مى‏خواهد و چون از او پرسید: تو كیستى؟جواب داد: من پیرمردى از اهل نجد هستم كه وقتى از اجتماع شما با خبر شدم براى همفكرى و مشورت با شما خود را به اینجا رساندم شاید بتوانم كمك فكرى در این باره به شما بنمایم، دربان موضوع را به اطلاع اهل مجلس رسانده و اجازه ورود پیر نجدى به مجلس صادر گردید.

و این پیرمرد كسى جز شیطان و ابلیس نبود كه طبق روایت ‏به این صورت درآمده و خود را به مجلس رسانده بود. (و اگر شیطان واقعى هم نبوده شخصى بوده كه پیشنهادات شیطانى او در روایت وى را به عنوان شیطان آن محفل معرفى نموده است)!

در این وقت ابوجهل به سخن آمده گفت: ما اهل حرم خداییم كه در هر سال دو بار اعراب به شهر ما مى‏آیند و ما را گرامى مى‏دارند و كسى را در ما طمعى نیست و پیوسته چنان بودیم تا این كه محمد بن عبدالله در میان ما نشو و نما كرد و ما او را به خاطر صلاح و راستى و درستى‏ «امین‏» خواندیم و چون به مقام و مرتبه‏اى رسید مدعى نبوت شد و گفت: از آسمان‎ها براى من خبر مى‏آورند و به دنبال آن خردمندان ما را سفیه و بى خرد خواند و خدایان ما را دشنام داد و جوانانمان را تباه ساخت و جماعت ما را پراكنده نمود و چنین پندارد كه مردگان ما در دوزخ هستند و بر ما چیزى از این دشوارتر نیست و من درباره او فكرى به نظرم رسیده!

گفتند: چه فكرى؟

گفت: نظر من آن است كه مردى را بگماریم تا او را به قتل برساند! در آن وقت ‏بنى‎هاشم اگر خون‎بهاى او را خواستند به جاى یك خون‎بها ده خون‎بهاء مى‏پردازیم!

با توجه به این كه خانه‏هاى مكه در آن زمان عموما دیوارهاى بلند نداشته و مردم از خارج خانه مى‏توانستند رفت و آمد افراد خانه را زیر نظر بگیرند، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) باید مردى را به جاى خود در بستر بخواباند تا مشركین نفهمند او در بستر مخصوص خود نیست و كار به تعویق نیفتد، البته انتخاب چنین فردى آسان نبود. زیرا این مرد باید شخصى فداكار و از جان گذشته و مؤمن و از نظر خلقیات و حركات نیز همانند رسول خدا باشد و تمام خطرهاى این كار را بپذیرد.

پیرمرد نجدى گفت: این راى درستى نیست! گفتند: چرا؟

گفت: به خاطر آن كه بنى‎هاشم قاتل او را هر كس باشد خواهند كشت و هیچگاه حاضر نمى‏شوند قاتل محمد زنده روى زمین راه برود و در این صورت كدام یك از شما حاضر است اقدام به چنین كارى بكند و جان خود را در این راه بدهد! وانگهى اگر كسى هم حاضر به این كار بشود این كار منجر به جنگ و خونریزى میان قبایل مكه شده و در نتیجه فانى و نابود خواهید شد.

دیگرى گفت: من فكر دیگرى كرده‏ام و آن این است كه او را در خانه‏اى زندانى كنیم و همچنان غذاى او را بدهیم باشد تا در همان خانه مرگش فرا رسد چنان كه زهیر و نابغه و امرى‏ء القیس(شاعران معروف عرب) مُردند.

پیرمرد نجدى گفت: این راى بدتر از آن اولى است! گفتند: چرا؟

گفت: به خاطر آن كه بنى‎هاشم هیچگاه این كار را تحمل نخواهند كرد و اگر خودشان به تنهایى هم از عهده شما بر نیایند در موسم‎هاى زیارتى كه قبایل دیگر به مكه مى‏آیند از آنها استمداد كرده او را از زندان بیرون مى‏آورند!

سومى گفت: او را از شهر خود بیرون مى‏كنیم و با خیالى آسوده به پرستش خدایان خود مشغول مى‏شویم.

شیطان محفل مزبور گفت: این راى از آن هر دو بدتر است! پرسیدند: چرا؟

گفت: براى آن كه شما مردى را با این زیبایى صورت و بیان گرم و فصاحت لهجه به دست‏ خود به شهرها و میان قبایل مى‏فرستید و در نتیجه، وى آنها را با بیان خود جادو كرده پیرو خود مى‏سازد و چندى نمى‏گذرد كه لشكرى بى شمار را بر سر شما فرو خواهد ریخت!

در این وقت‏ حاضرین مجلس سكوت كرده دیگر كسى سخنى نگفت و همگى در فكر فرو رفته متحیر ماندند و رو به او كرده گفتند: پس چه باید كرد؟

شیطان مجلس گفت: یك راه بیشتر نیست و جز آن نیز كار دیگرى نمى‏توان كرد و آن این است كه از هر تیره و قبیله‏اى از قبایل و تیره‏هاى عرب حتى از بنى‎هاشم یك مرد را انتخاب كنید و هر كدام شمشیرى به دست گیرند و یك مرتبه بر او بتازند و همگى بر او شمشیر بزنند و در قتل او شركت جویند و بدین ترتیب خون او در میان قبایل عرب پراكنده خواهد شد و بنى‎هاشم نیز كه خود در قتل او شركت داشته‏اند نمى‏توانند مطالبه خونش را بكنند و به ناچار به گرفتن خون‎بها راضى مى‏شوند و در آن صورت به جاى یك خون‎بها سه خون‏بها مى‏دهید!

گفتند: آرى ده خون‎بها خواهیم داد! این سخن را گفته و همگى راى پیرمرد را تصویب نموده گفتند: بهترین راى همین است. و بدین منظور از بنى‎هاشم نیز ابولهب را با خود همراه ساخته و از قبایل دیگر نیز از هر كدام شخصى را براى این كار برگزیدند.

شب اجرای نقشه شوم قریش

ده نفر یا به نقلى پانزده نفر كه هر یك یا دو نفر آنها از قبیله‏اى بودند شمشیرها و خنجرها را آماده كرده و به منظور كشتن پیامبر اسلام شبانه به پشت ‏خانه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمدند و چون خواستند وارد خانه شوند، ابولهب مانع شده گفت:

در این خانه زن و كودك خفته‏اند و من نمى‏گذارم شما شبانه با این وضع به خانه بریزید زیرا ترس آن هست كه در گیر و دار حمله به اتاق و بستر محمد، بچه یا زنى زیر دست و پا و یا شمشیرها كشته شود و این ننگ براى همیشه بر دامان ما بماند، باید شب را در اطراف خانه بمانیم و پاس دهیم و همین كه صبح شد نقشه خود را عملى خواهیم كرد.

در روایات آمده كه وقتى رسول خدا جریان را به على(علیه‎السلام) گزارش داد و به او فرمود: تو امشب باید در بستر من بخوابى تا من از شهر مكه خارج شوم تنها سؤالى كه على(علیه السلام) از رسول خدا كرد این بود كه پرسید: اگر من این كار را بكنم جان شما سالم مى‏ماند؟  رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: آرى.

از آن سو جبرئیل بر پیغمبر نازل شد و توطئه مشركین را در ضمن آیه ‏«و اذ یمكر بك الذین كفروا لیثبتوك او یقتلوك او یخرجوك و یمكرون و یمكر الله و الله خیر الماكرین‏»(1) به اطلاع آن حضرت رسانید، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) كه به گفته جمعى از مورخین خود را براى مهاجرت به یثرب از پیش آماده كرده و مقدمات كار را فراهم نموده بود تصمیم گرفت همان شب از مكه خارج شود، اما این كار خطرهایى را هم در پیش داشت كه مقابله با آنها نیز پیش‎بینى شده بود.

زیرا با توجه به این كه خانه‏هاى مكه در آن زمان عموما دیوارهاى بلند نداشته و مردم از خارج خانه مى‏توانستند رفت و آمد افراد خانه را زیر نظر بگیرند، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) باید مردى را به جاى خود در بستر بخواباند تا مشركین نفهمند او در بستر مخصوص خود نیست و كار به تعویق نیفتد، البته انتخاب چنین فردى آسان نبود. زیرا این مرد باید شخصى فداكار و از جان گذشته و مؤمن و از نظر خلقیات و حركات نیز همانند رسول خدا باشد و تمام خطرهاى این كار را بپذیرد.

پیغمبر به فرمان خدا، حضرت على(علیه السلام) را براى این كار انتخاب كرد و راستى هم كسى جز على(علیه السلام) نمى‏توانست این ماموریت ‏خطیر را انجام دهد و تا این حد به خدا و پیغمبرش ایمان داشته و در این راه فداكار باشد. در روایات آمده كه وقتى رسول خدا جریان را به على(علیه‎السلام) گزارش داد و به او فرمود: تو امشب باید در بستر من بخوابى تا من از شهر مكه خارج شوم تنها سؤالى كه على(علیه السلام) از رسول خدا كرد این بود كه پرسید: اگر من این كار را بكنم جان شما سالم مى‏ماند؟

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: آرى.

حضرت على(علیه‎السلام) سخنى دیگر نگفت و لبخندى زد - كه كنایه از كمال رضایت او بود - و به دنبال انجام ماموریت رفت و دیگر از سرنوشت‏ خود سؤالى نكرد كه من در چه وضعى قرار خواهم گرفت و بر سر من چه خواهد آمد.

و به راستى این یكى از بزرگترین فضایل حضرت على(علیه‎السلام) است كه مفسران اهل تسنن نیز در كتاب‎هاى خود ذكر كرده و بیشتر آنها گویند این آیه شریفه كه خدا فرمود: «و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات الله‏»(انفال/30) درباره حضرت على(علیه‎السلام) و فداكارى او در آن شب نازل شده است.  غزالى و ثعلبى و دیگران نقل كرده‏اند كه در آن شب خداى تعالى به جبرئیل و میكائیل وحى كرد كه من میان شما دو تن ارتباط برادرى برقرار كردم و عمر یكى را درازتر از دیگرى قرار دادم كدام یك از شما حاضر است عمر خود را فداى عمر دیگرى كند؟ هیچ یك از آن دو حاضر به این گذشت و فداكارى نشدند، خداى تعالى به آن دو وحى كرد: چرا مانند على بن ابیطالب نبودید كه میان او و محمد برادرى برقرار كردم و على به جاى او در بسترش خوابید و جان خود را فداى محمد كرد، اكنون هر دو به زمین فرود آیید و او را از دشمن حفظ كنید، جبرئیل بالاى سر على آمد و میكائیل پایین پاى او و جبرئیل مى‏گفت: به‏به! اى على! تویى آن كس كه خداوند به وجود تو به فرشتگان خویش مى‏بالد!

غزالى و ثعلبى و دیگران نقل كرده‏اند كه در آن شب خداى تعالى به جبرئیل و میكائیل وحى كرد كه من میان شما دو تن ارتباط برادرى برقرار كردم و عمر یكى را درازتر از دیگرى قرار دادم كدام یك از شما حاضر است عمر خود را فداى عمر دیگرى كند؟ هیچ یك از آن دو حاضر به این گذشت و فداكارى نشدند، خداى تعالى به آن دو وحى كرد: چرا مانند على بن ابیطالب نبودید كه میان او و محمد برادرى برقرار كردم و على به جاى او در بسترش خوابید و جان خود را فداى محمد كرد، اكنون هر دو به زمین فرود آیید و او را از دشمن حفظ كنید، جبرئیل بالاى سر على آمد و میكائیل پایین پاى او و جبرئیل مى‏گفت: به‏به! اى على! تویى آن كس كه خداوند به وجود تو به فرشتگان خویش مى‏بالد!

آنگاه خداى عزوجل این آیه را در شب لیلة المبیت، شبی که حضرت علی(علیه السلام) به خاطر حفظ جان پیامبر در بستر ایشان خوابید؛ نازل فرمود: «و من الناس من یشرى ...» تا به آخر.

بارى رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به حضرت على(علیه‎السلام) فرمود: در بستر من بخواب و پارچه مخصوص مرا - كه یك برد سبز بود - بر سر بكش.

حضرت على(علیه السلام) ماموریت دیگرى هم پیدا كرد كه خود فضیلت ‏بزرگ دیگرى براى او محسوب مى‏شود و آن رد ودایع و امانت‎هایى بود كه مردم مكه نزد رسول خدا به امانت گذارده بودند و امیرالمؤمنین(علیه‎السلام) مامور شد سه روز در مكه بماند تا آن امانت‎ها را به صاحبانش بازگردانده و سپس چند تن از زنان را هم كه در مكه بودند و از نزدیكان آن حضرت و رسول خدا بودند با خود به یثرب منتقل كند.

موضوع دیگرى را كه پیغمبر خدا پیش‎بینى كرد، مسیرى بود كه براى رفتن به یثرب انتخاب نمود، زیرا به خوبى معلوم بود كه چون مشركین از خروج آن حضرت مطلع شوند با تمام قوایى كه در اختیار دارند در صدد تعقیب و دستگیرى آن حضرت برمى‏آیند و رسول خدا باید راهى را انتخاب كند و به ترتیبى خارج شود كه دشمنان نتوانند او را پیدا كرده و به مكه بازگردانند.

براى این منظور هم شبى كه از مكه خارج شد به جاى آن كه راه معمولى یثرب را در پیش گیرد و اساسا به سمت‏ شمال غربى مكه و ناحیه یثرب برود، راه جنوب غربى را در پیش گرفت و خود را به غار معروف به‏ «غار ثور» رسانید و سه روز در آن غار ماند، سپس به سوى مدینه حركت كرد.

 

پاسخ به شبهات اینترنتی

شبهات

شبهه دستور قرآن به شهوترانی مردان!

اشاره:

بنا بر پاره ای تحلیلها و آمارهای منتشر شده، اسلام هراسی در غرب موجب شده تا بیش از ده هزار سایت ضدقرآنی ایجاد و به شبهه افکنی پیرامون حقانیت کتاب مقدس قرآن دامن بزنند.

بااینکه عمیلیات تخریب گرایانه دشمنان علیه اسلام و قرآن، روز به روز گسترده تر و سازمان یافته تر می شود اما دنیای عرب و جهان اسلام همچنان در لاک بی خبری و در کنج عافیت طلبی به سر می برند.

وظیفه هر مسلمان بیدار و آگاه ایجاب می کند تا سر حد توان، با قلم، قدم و دم خویش به یاری اسلام عزیز برخاسته توطئه دشمنان را خنثی و نقشه شومشان را نقش بر آب سازند.

شبهه

در آیه 3 سوره نساء گفته شده : « اگر نمی توانید در مورد یتیمان عدالت را رعایت کنید پس نکاح کنید از زنان دو یا سه و یا چهار زن را  ......»

همچنانکه مشاهده می کنید قرآن به هر بهانه ای به مسلمانان دستور به شهوترانی داده کما اینکه در این آیه بحث در مورد یتیمان است ولی می گوید : اگر شما عدالت را در مورد یتیمان نتوانستید رعایت کنید پس بروید چند تا زن بگیرید!!

جواب

مقدمه : آیات قرآن با هم دیگر ارتباط دارند لهذا برای فهم دقیق از یک آیه حد اقل باید نگاهی به آیات قبل داشته باشیم تا ببینیم آیه در چه مقامی واقع شده است .

وقتی شما به آیات قبل ِ آیه 3 سوره مبارکه نساء نگاه می کنید ، می بینید خداوند متعال بحث رعایت حفظ اموال یتیم را مطرح فرموده بود که در ادامه آن بحث فرمود : اگر نمی توانید در مورد یتیمان عدالت را رعایت کنید پس نکاح کنید ... 

بنا بر این آیه در مقام حفظ اموال یتیم به نحو احسن است

اصل جواب

در دوره جاهلیت و بعد از آن ( حتی در همین زمان حاضر ) رسم بر این بود که اگر دختران یتیمی دارای اموال قابل توجهی بودند بعضیها به نیت به چنگ آوردن مالشان با آنها ازدواج می کردند .

خداوند تبارک و تعالی از این عمل زشت نهی کرده و فرمود: و ان خفتم ان لا تقسطوا فی الیتامی یعنی اگر می ترسید از اینکه نتوانید عدالت را در مورد یتیمان رعایت کنید ( بعبارت دیگر اگر نمی توانید نیت خود را در ازدواج با دختران یتیم خالص کنید و فقط چشمتان به مال آن یتیم دوخته شده ) فانکحوا ما طاب لکم من النساء یعنی پس بروید و از زنان دیگر نکاح کنید و انها را به ازدواج خود در آورید.

خلاصه : طبق قرائنی که ما از آیات قبل بدست می آوریم متوجه می شویم که این آیه در صدد بیان رعایت عدالت در مورد دختران یتیمی است که عده ای به قصد به چنگ آوردن مال ، با آنها ازدواج می کنند که می فرماید : اگر شما نمی توانید انصاف را در مورد این دختران رعایت کنید و فقط نیتتان مال آنهاست پس اینها را رها کنید و زنان دیگر را برای ازدواج انتخاب کنید .

 

زیارت پیامبر ممنوع!

مخالفت وهابیون با زیارت قبر رسول خدا

مسجدالنبی

یکی از افکار ابن تیمیه این است که زیارت قبر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را جایز نمی‎داند و آن را بدعت می‎نامند. و آن را حتی برای اهل مدینه مورد شبهه قرار داده است. وی در کتاب خود به نام "مجموعة الرسائل الکبری" آورده است که هر حدیثی که درباره زیارت قبر پیامبر(صلی الله علیه و آله) وارد شده، ضعیف بلکه جعلی است. از کلام ابن تیمیه پیداست که با زیارت مرقد مطهر پیامبر اکرم در کل مخالف است.

این که وی می‎گوید نباید برای زیارت تربت نبی و ائمه بار سفر بست، بین همه وهابی‎ها از جمله ابن‎تیمیه و محمدبن عبدالوهاب اجماع است.

ابن تیمیه نظرش این است که حتی برای کسانی که در خود مدینه ساکن هستند نیز رفتن برای زیارت قبر نبی اکرم جایز نیست اما محمدبن عبدالوهاب در این قسمت با ابن تیمیه اتفاق نظر ندارد. وی می‎گوید برای مردم مدینه رفتن به زیارت مرقد نبی اکرم مستحب و سنت است.

در این مقاله قصد داریم موضع اهل تسنن را در مقابل وهابیون که زیارت مرقد پیامبر(صلی الله علیه و آله) را غیر مجاز و شرک می‎داند، را روشن کنیم.

با توجه به روایات و نظرات علمای اهل تسنن دریافتیم که ایشان نه تنها زیارت مرقد مطهر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را بدعت نمی‎دانند بلکه مستحب و به نظر برخی واجب دانسته و آن زیارت را موجب شفاعت حضرت در قیامت می‎دانند. و این که وهابیان با زیارت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) مخالفت می‎کنند از عقاید گمراه کننده خودشان است و ربطی به عقاید اهل تسنن ندارد. نظر شیعه هم که در این مورد واضح و روشن می‎باشد. 

اتفاق نظر علمای اهل تسنن بر جواز زیارت رسول خدا(صلی الله علیه و آله)

بسیاری از علمای اهل تسنن بر جواز و استحباب زیارت مرقد رسول خدا اجماع و اتفاق نظر دارند:

1- سمهودی از تقی الدین سبکی نقل می‎کند که گفته است: «مسئله اجماعی است، هم از نظر اقوال که همه گفته‎اند و هم از نظر فعل و عمل، اجماعی است.» و به طور تفصیل کلام علمای اهل سنت را در این مورد بیان نموده و گفته است که زیارت رسول خدا «قربةً الی الله» است؛ یعنی موجب قرب به خدا می‎شود؛ هم به دلیل کتاب، هم سنت، هم اجماع و قیاس.

اما در کتاب(قرآن)، به این آیه استدلال نموده است:

«... و لو أنّهم إذ ظلموا أنفسهم جاوک فاستغفروالله واستغفر لهم الرّسول لوجدوا الله توّاباً رحیماً»(1)؛ چون آیه دلالت دارد به ترغیب آمدن نزد رسول خدا و استغفار نزد آن حضرت، و استغفار رسول خدا برای آنان. این مقامی است که با رحلت پیامبر قطع نمی‎شود و بعد از رحلت هم رسول خدا برای مؤمنین و امت، استغفار می‎کند چون پیغمبر زنده است و پس از رحلت و هنگامی که اعمال بر آن حضرت عرضه می‎شود، برای امت استغفار می‎کند و از کمال رحمتش دانسته می‎شود که ترک نمی‎کند استغفار را برای کسی که نزد آن حضرت آمده در حالی که استغفار می‎کند خداوند را.

علما از این آیه برای هر دو حالت استفاده‎ کرده ‎اند؛ یعنی هم حالت قبل و بعد از موت رسول خدا را. و نیز برای کسی که نزد قبر می‎آید، تلاوت این آیه را مستحب دانسته‎اند.

و اما در سنت و روایات:

در احادیثی صحیح و موثق، ثواب و تاکید زیارت قبر پیغمبر ذکر شده که خللی در آن نیست.

اما اجماع، عیاض گفته است: «زیارة قبره(صلی الله علیه و آله) سنّةٌ بین المسلمین مجمع علیها و فضیلة مرغب فیها»(2)؛ زیارت قبر پیامبر(صلی الله علیه و آله) بین مسلمان‎ها سنت و بر آن اجماع هست و فضیلتی می‎باشد که به آن ترغیب شده است.

2- سمهودی می‎نویسد: فقها و علمای حنفی گفته‎اند: زیارت قبر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) از با فضیلت‎ترین مستحبات بلکه به درجه‎ واجبات نزدیک است و هم چنین "مالکیه" و "حنابله" هم بر این مطلب تصریح نموده‎اند و سبکی در کتابی که درباره زیارت دارد، نقل‎های آنها را توضیح داده، ولی چون بر آن اجماع هست، نیازی به بررسی و تتبّع آنها نیست.(3)

3- در مسند ابی حنیفه در پاورقی حدیث: «زیارة قبر نبی(صلی الله علیه و آله) از فاضل لهنوی در شرح موطّأ می‎نویسد: «به درستی که علما اتفاق دارند بر این که زیارت قبر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) از بزرگ‎ترین اعمال مستحب و افضل مشروعات است و کسی که در مشروعیت آن نزاع کند، گمراه و گمراه کننده است.»(4)

5- در کتاب: الفقه علی المذاهب الأربعة – که موارد اتفاقی علمای مذاهب اربعه را نقل می‎نماید – می‎گوید: «زیارة قبر النبیّ (صلی الله علیه و آله) أفضل المندوبات و ورود فیها احادیث.»(5)

بنابراین، جواز زیارت مرقد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را علمای اهل تسنن اجماعی و اتفاقی دانسته‎اند، چگونه می‎شود اجماع و اتفاق بر مسئله‎ای باشد و ابن تیمیّه آن را بدعت بداند؟

عمل اصحاب و تابعین به زیارت

در کتاب‎های علمای اهل سنت، روایات بسیاری مبنی بر سیره و عمل همیشگی اصحاب و تابعین، بر زیارت قبر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) وجود دارد:

1- مالک بن انس، از عبدالله بن دینار نقل می‎کند که ابن عمر نزد قبر پیغمبر می‎ایستاد و بر آن حضرت صلوات می‎فرستاد و برای ابوبکر و عمر دعا می‎کرد.(6)

2- بیهقی نیز با سندی از عبدالله بن دینار نقل کرده است که گفت: «دیدم عبدالله بن عمر را که بر قبر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) ایستاده و بر پیغمبر سلام کرده و دعا می‎کند، بعد برای ابوبکر و عمر دعا کرد.»(7)

3- در وفاء الوفا از ابن عون نقل می‎کند که مردی از نافع پرسید: آیا عمر بر قبر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) سلام می‎نمود؟ جواب داد: «آری، به تحقیق دیدم او را صد مرتبه یا بیشتر که می‎آمد نزد قبر، می‎ایستاد و می‎گفت: السّلام علی النبی(صلی الله علیه و آله)، السّلام علی أبی بکر، السّلام علی أبی.»(8)

6- علامه امینی(ره) می‎گوید:

«بر اساس روایتی که به طور شایع نقل شده، از عمر بن عبدالعزیز نقل شده است که او همواره از شام به سوی مرقد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) قاصد می‎فرستاد تا بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) سلام کند و برگردد. در عبارت دیگری است که او همواره قاصدی از شام به مدینه به محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روانه می‎کرد؛ این مطلب را بیهقی در کتاب شعب الایمان و ابوبکر احمد بن عمرو نیلی(متوفی 287) در مناسکش و قاضی عیاض در کتاب الشفاء و حافظ ابن جوزی (در کتاب مثیر الغرام الساکن) و تقیّ الدین سبکی در شفاء السقام(9) و دیگران نیز ذکر کرده‎اند.»(10)

شبهه ابن تیمیّه مبنی بر بدعت بودند زیارت مرقد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و این که تعظیم غیر خداوند منجرّ به شرک شده و حرام است، شبهه‎ای بی پایه و اساس است چرا که هرگز نمی‎تواند عملی حرام و بدعت باشد و در عین حال مورد عمل اصحاب و تابعین قرار گیرد.

از تعبیر نقل شده معلوم می‎شود که این عمل، مکرر انجام شده، زیرا می‎گوید: «و کان (عمربن عبدالعزیز) یبعث» این تعبیر: «کان» دلالت بر استمرار و تکرار دارد، نه این که یک بار انجام شده باشد.

بنابراین، شبهه ابن تیمیّه مبنی بر بدعت بودند زیارت مرقد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و این که تعظیم غیر خداوند منجرّ به شرک شده و حرام است، شبهه‎ای بی پایه و اساس است چرا که هرگز نمی‎تواند عملی حرام و بدعت باشد و در عین حال مورد عمل اصحاب و تابعین قرار گیرد.

نظرات علمای اهل تسنن درباره زیارت مرقد پیامبر(صلی الله علیه و آله)

با تحقیق در کتاب‎های اهل سنت، به وضوح می‎تواند دریافت که جواز زیارت مرقد پیامبر(صلی الله علیه و آله) مورد تصریح علمای اهل سنت قرار گرفته و شبهه‎ای در آن نیست. در اینجا برخی از نظرات را ذکر می‎کنیم.

1- یکی از علمای بزرگ اهل سنت به نام "تقی الدین ابوالحسن عبدالکافی السبکی" در کتاب شفاء السقام فی زیارة خیر الأنام، احادیث زیادی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل کرده و درباره سند آن احادیث، بحث نموده و اسناد بسیاری از آنها را صحیح و معتبر دانسته است. در ذیل یکی از این روایات، ضمن بررسی سند آن روایت می‎گوید:

«با این مطلبی که گفتیم بلکه به کمتر از این هم افترای کسی که می‎گوید همه احادیثی که در مورد زیارت وارد شده مجعول و جعلی است، روشن می‎شود.»

سپس می‎گوید: «منزّه است خداوند تبارک، آیا از خدا و رسولش در این گفتار حیا نمی‎کنند، چیزی را می‎گویند که نه عالم و نه جاهل و نه هیچ اهل حدیث و نه غیر اینان، کسی آن را نگفته است، چگونه مسلمانی اجازه می‎دهد که به تمام احادیث – که حدیث زیارت تربت پیامبر نیز یکی از آنهاست – بگوید همه اینها جعل و ساختگی است؟!»

2- در الفقه علی المذاهب الأربعه؛ کتابی که موارد اتفاق علمای مذاهب اربعه را نقل کرده (و این کتاب، فقهی است) می‎گوید: «زیارة قبر النبیّ أفضل المندویات و ورد فیها أحادیث»(11)؛ زیارت قبر پیامبر، با فضیلت‎ترین مستحبات است و در این زمینه، روایاتی وارد شده است.

محمد غزالی – که علمای اهل تسنن او را امام غزالی می‎گویند - نیز در کتاب احیاء العلوم خود، مسافرت را چند قسم کرده و بعد می‎گوید: «یک قسم از مسافرت، مسافرتی است که انسان برای عبادت انجام می‎دهد مثل جهاد، حج، زیارت قبور پیامبران، صحابه، تابعین و اولیا که خود این زیارت کردن، عبادت است.»

3- محمد غزالی – که علمای اهل تسنن او را امام غزالی می‎گویند - نیز در کتاب احیاء العلوم خود، مسافرت را چند قسم کرده و بعد می‎گوید: «یک قسم از مسافرت، مسافرتی است که انسان برای عبادت انجام می‎دهد مثل جهاد، حج، زیارت قبور پیامبران، صحابه، تابعین و اولیا که خود این زیارت کردن، عبادت است.»

بعد ادامه می‎دهد: «زیارت قبور پیامبران، صحابه، تابعین و اولیا با روایتی که می‎گوید: لا تشدّ الرحال ألاّ إلی ثلاثة مساجد، هیچ منافاتی ندارد؛ چون این روایات می‎گوید: سفر برای مساجد جایز نیست مگر این سه مسجد، زیارت با این مسئله تفاوت دارد و با هم منافاتی ندارند.»(12)

4- علامه امینی(ره) بیش از چهل نفر از بزرگان و علمای مذاهب اربعه را نام می‎برد که کلمات آنها را در استحباب زیارت و سفر برای آن را نقل می‎کند.(13)

5- سمهودی(متوفّی 911 هـ.ق.) روایات زیادی در استحباب زیارت پیغمبر(صلی الله علیه و آله) نقل کرده است و بعد می‎گوید:

«فصل دوم در بقیه دلایل زیارت است، اگرچه متضمن لفظ زیارت نیستند و همچنین بیان تأکید مشروعیت زیارت و نزدیک بودن به درجه وجوب تا آنجا که بعضی، لفظ وجوب را بر آن اطلاق نموده‎اند و از آن به وجوب زیارت رسول الله تعبیر کرده‎اند. بنابراین درستی به سوی قبر پیامبر جهت زیارت آن حضرت رفتن و صحیح بودن نذر زیارت آن حضرت و اجیر گرفتن برای رساندن سلام به آن حضرت از یقینیات است.»(14)

6- در مسند ابی حنیفه از ابن عمر است که گفت: من السنة ان تأتی قبر النبی(صلی الله علیه و آله) من قبل القبلة و تجعل ظهرک إلی القبلة و تستقبل القبر بوجهک ثمّ تقول السلام علیک أیّها النبیّ و رحمة الله و برکاته»(15)؛ از سنت است که از طرف قبله، به سمت مرقد پیامبر بروی، پشت خود را به سمت قبله قرار دهی و رو به قبر نمایی؛ یعنی قبر را مقابل خود قرار دهی، بعد بگویی سلام بر تو ای پیغمبر و رحمت خدا و برکات او بر تو باد.

7- از ابن عربی نقل شده است که: «زیارة قبور الأنبیاء و الصحابة والتابعین و العلماء و سائر المرسلین للبرکة أثر معروف»

(16)؛ زیارت قبور انبیاء، صحابه، تابعین، علما و سایر مرسلین برای برکت است، که روایت معروفی است.

8- ابی عمران مالکی گفته است: «زیارة قبر النبیّ(صلی الله علیه و آله) واجبةٌ قال عبدالحقّ؛ یعنی من السنن الواجبة»

(17)؛ زیارت قبر پیغمبر واجب است و عبدالحق صقلی، این وجوب را به سنت‎های واجب تفسیر کرده است.

10- صاحب وفاء الوفا از فقها و علمای حنفی نقل می‎کند که آنها می‎گویند: «زیارت قبر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) از با فضیلت‎ترین مستحبات است ... و بعد از آن که اجماع بر آن هست، حاجتی به بررسی و تتبع آنها نیست.»

بهوتی می‎نویسد: «زیارت مرقد پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای مردان و زنان مستحب است، به دلیل عموم روایتی که دارقطنی از ابن عمر نقل کرده که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس حج به جا آورد و بعد از مرگم، قبر مرا زیارت کند، مانند این است که مرا در حال حیاتم زیارت نموده است. و در روایتی دیگر است: «هر کس قبر مرا زیارت کند، شفاعتم برای او واجب می‎شود.»

12- محی الدین نووی می‎نویسد:

«به دلیل روایتی از ابن عباس، زیارت قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مستحب است، وی نقل کرده است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس قبر مرا زیارت کند، شفاعت من برای او واجب می‎شود. و مستحب است که زائر در مسجد رسول خدا نماز بخواند، چون آن حضرت فرمود: یک نماز در مسجد من، برابر است با هزار نماز در سایر مساجد.»

13- بکری دمیاطی می‎نویسد:

«فایده زیارت قبر پیامبر(صلی الله علیه و آله) سنت مؤکّد است. وقتی کلام مصنّف درباره مناسک از قبیل ارکان، واجبات و مستحبات به پایان رسید، شروع می‎کند به بحث درباره چیزی که حقّ مؤکّد بر هر مسلمانی به ویژه حاجی است و آن زیارت آقای ما رسول خدا(صلی الله علیه و آله) است.»(18)

14- محمّد بن شربینی می‎نویسد:

«زیارت قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مستحب است؛ به دلیل فرمایش آن حضرت که فرمود: هر کس قبر مرا زیارت کند، شفاعت من برای او واجب می‎شود.

نیز به دلیل فرموده حضرت که فرمود: هر کس برای زیارت من بیاید، و جز زیارت من، کار دیگری نداشته باشد، بر خداوند حق است که روز قیامت مرا شفیع او قرار دهد. ابن سکن این روایت را در سنن خود، جزو اخبار صحیح نقل کرده است.

بخاری روایت کرده است که حضرت فرمود: هر کس نزد قبرم بر من درود فرستد، خداوند فرشته‎ای را می‎گمارد تا آن را به من برساند و خدا کار دنیا و آخرت او را کفایت می‎کند و روز قیامت، من شفیع و یا شاهد او خواهم بود.

در حدیثی آمده است که حضرت فرمود: هر کس حج به جا آورد ولی مرا زیارت نکند به من جفا کرده است. این روایت را ابن عدی در کتاب الکامل نقل کرده‎اند. (19)

15- بهوتی می‎نویسد:

«زیارت مرقد پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای مردان و زنان مستحب است، به دلیل عموم روایتی که دارقطنی از ابن عمر نقل کرده که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس حج به جا آورد و بعد از مرگم، قبر مرا زیارت کند، مانند این است که مرا در حال حیاتم زیارت نموده است. و در روایتی دیگر است: «هر کس قبر مرا زیارت کند، شفاعتم برای او واجب می‎شود.»(20)

با توجه به روایات و نظرات علمای اهل تسنن دریافتیم که ایشان نه تنها زیارت مرقد مطهر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را بدعت نمی‎دانند بلکه مستحب و به نظر برخی واجب دانسته و آن زیارت را موجب شفاعت حضرت در قیامت می‎دانند. و این که وهابیان با زیارت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) مخالفت می‎کنند از عقاید گمراه کننده خودشان است و ربطی به عقاید اهل تسنن ندارد. نظر شیعه هم که در این مورد واضح و روشن می‎باشد. 

 

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

دانلود سخنرانيهاي

جذاب و دلنشين

« استاد مهدي توکلي »

 

فضائل حضرت زهرا(س) و شرح خطبه فدكيه

آخرين مجموعه :تاريخ به روز رساني :

88/03/04

 

فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (1)      حجم :4.44 مگا بايت
فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (2)
     حجم :4.23 مگا بايت
فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (3)
     حجم :4.57 مگا بايت
فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (4)
     حجم :5.03 مگا بايت
فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (5)
      حجم :4.40 مگا بايت

 
فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (6)
     حجم :3.86 مگا بايت

 
فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها (7)
     حجم :3.19 مگا بايت

 
شرح خطبه فدکيه
     حجم :5.03 مگا بايت

دانلود 10 جلسه با فرمت 3gp و حجم کم

براي سفارش CD اين مجموعه با کيفيت MP3  بر روي تصوير رو به رو کليک نماييد.  

دانلود ساير مجموعه هاي سخنراني

خود شناسي

شرح نکات زيباي سوره لقمان

دلايل دين گريزي

آثار و برکات ايمان

قساوت فلب

 

تشابه نهضت امام حسين (ع) با قيام امام زمان (عج)

ايمني از مکر خدا

خصوصيات انسان کامل

بررسي روايات پيرامون امام حسين (ع)

 

اگر تا اين لحظه به گروه گل ليلا نپيوسته ايد همين حالا اقدام نماييد.

ارزش مطالب به انتشار آن است . بياييد با ارسال اين مطالب به دوستانمان آگاهي و شناخت آنها را از معارف و حقايق دين مبين اسلام و فرهنگ زيباي تشيع  بيشتر کنيم.

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/29egmu0.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

با "گل ساعتی"، ساعتی بیشتر استراحت کنید!

گل ساعتی

 

گل ساعتی برای درمان بی‌ خوابی بسیار مفید بوده و با استفاده از آن، افراد مبتلا به کم خوابی ساعتی بیشتر به خواب می ‌روند!

به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا منطقه علوم پزشکی تهران، وطن اصلی گل ساعتی "passiflora incarnate" آمریکای شمالی است.

از گل ساعتی به عنوان آرام بخش، مسکن، ضد درد، پایین آورنده فشار خون و همچنین به عنوان یک داروی هومئوپاتی در درمان بی ‌خوابی عصبی استفاده می ‌شود.

همچنین از گل ساعتی برای آرام کردن كودكانی كه دارای فعالیت زیاد بوده و بی ‌قرار نیز هستند استفاده می ‌شود.

گل ساعتی از لرزش افراد سالخورده کم می ‌کند و برای سرگیجه نیز کاربرد دارد.

گل ساعتی در كاهش گرگرفتگی و درمان سرگیجه موثر است.

گُرگرفتگی به عنوان یکی از عوارض شایع و آزار دهنده یائسگی بر کیفیت زندگی افراد یائسه تاثیر زیادی گذاشته و احساس سالم بودن را در آنان تضعیف می ‌كند، گل ساعتی می‌ تواند باعث کاهش گرگرفتگی در این زنان شود.

گفتنی است، در دوران بارداری از گل ساعتی استفاده نکنید.

علاوه بر آن، گل ساعتی ممکن است باعث خواب آلودگی شود.

تاثیر نماز بر کاهش افسردگی

افسردگی

حضرت علی (ع) می فرماید :  

"خداوند هر گاه خیری بر بنده اش بخواهد، به او كم خوابی، كم خوری و كم حرفی را تلقین می كند."

در قسمت قبل از تأثیر نماز بر بهداشت خواب صحبت كردیم. حال در ادامه همان موضوع باید گفت كه دانش پزشكی ظرف چند دهه اخیر، موفق به کشف مهمی پیرامون خواب شده است و آن كشف، بخشی مهم در طول خواب انسان، به نام خواب  REM بوده است( خواب از دو مرحله ی خواب عمیق و خواب REM تشکیل شده است که به طور یک در میان در طی شب حاصل می شوند).

پس از آن كه حدود 45 دقیقه از خواب رفتن انسان گذشت، مرحله  REM آغاز می شود و برای مدت كوتاهی (حدود 10 تا 15 دقیقه) ادامه می یابد.

در طول مرحله REM ، به طرز اسرار آمیزی تمام عضلات اسكلتی بدن از كار می افتد و شخص كاملاً بی حركت می شود و نوار مغزی شخص به جای حالت خواب ، حالت بیداری كامل را نشان می دهد، طوری كه در این حالت مغز از فعالیت بالایی برخوردار است.

در طی مرحله ی REM ، درجه حرارت بدن و ضربان قلب به طور غیر منتظره ای بالا می رود و حركات سریعی در چشم های فرد دیده می شود كه علت نامگذاری این مرحله نیز می باشد(مرحله حركات سریع چشم:  RAPID  EYE  MOVEMENT). چنانچه شخص را در این حالت بیدار كنیم به احتمال بسیار قوی، ابراز می كند كه در حال خواب دیدن بوده است.

امروزه دانش پزشكی به اثبات رسانده كه یكی از علائم مهم در بیماری افسردگی، افزایش مدت خواب  REM نسبت به میزان طبیعی است.

روش درمانی جدید برای بیماران افسرده ، بیدار نگه داشتن آنها ، برای كاهش میزان REM می باشد.

زمان نماز صبح كه در آیه ی 78 سوره مباركه " اسراء" با عنوان " إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا " از آن نام برده شده است* و مورد تأكید فراوان می باشد، به گونه ای قرار گرفته است كه سبب كاهش قابل ملاحظه میزان خواب REM در اشخاص می شود.

مرحله REM پس از 10 تا 15 دقیقه متوقف می شود و پس از آن در طول خواب و به طور دوره ای و به طور منظم تكرار می شود . با این وجود كل دوران REM در طول یك خواب 8 ساعتی در اشخاص طبیعی، 90 دقیقه خواهد بود و قسمت اعظم آن در ساعات نزدیك به صبح به وقوع می پیوندد.

امروزه دانش پزشكی به اثبات رسانده كه یكی از علائم مهم در بیماری افسردگی، افزایش مدت خواب  REM نسبت به میزان طبیعی است، طوری كه شخص افسرده بیشتر از سایر اشخاص خواب می بیند، یعنی زمان بیشتری را در مرحله  REM به سر می برد.

از این جهت یك مبنای مهم در تولید داروهای ضد افسردگی، كاهش مرحله  REM از خواب می باشد، از جمله داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای.

علاوه بر این یك روش درمانی جدید برای بیماران افسرده ، بیدار نگه داشتن آنها ، برای كاهش میزان REM می باشد.

زمان نماز صبح كه در آیه ی 78 سوره مباركه " اسراء" با عنوان " إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا " از آن نام برده شده است* و مورد تأكید فراوان می باشد، به گونه ای قرار گرفته است كه سبب كاهش قابل ملاحظه میزان خواب REM در اشخاص می شود.

همانطور كه خواندید قسمت اعظم خواب REM در حوالی صبح به وقوع می پیوندد و چنانچه شخص خود را ملزم به بیداری صبحگاهی كند، در حقیقت جلوی ورود خود به مرحله قابل توجهی از خواب REM را گرفته است.

لذا بیداری صبحگاهی برای نماز، خود به تنهایی می تواند به عنوان دارویی در پیشگیری از افسردگی و حتی درمان آن مطرح باشد.

لازم به توضیح است كه خواب  REM در حد متعادل برای حفظ سلامت و رفع خستگی لازم است، اما زیادی آن منجر به مشكلات مختلفی از جمله افسردگی می شود و نقش نماز به عنوان متعادل كننده میزان  REM مشهود است.

نویسنده : دكتر مجید ملك محمدی

پی نوشت:

*آیه ی 78 سوره اسراء:

أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّیْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا

مطالب مرتبط:

پیشگیرى از افسردگى با نماز صبح   تأثیر نماز بر بهداشت خواب   افسردگی ؛ بیماری های روانی

سلامت در پناه معنویت   بی‌خوابی و ساعت بدن   اختلالات شایع خواب

بازیگر زن مصری با حجاب شد

هنرپیشه محجبه مصری

در سال‌های اخیر، رشد گرایش‌های دینی در کشور مصر باعث شده تعداد قابل توجهی از ستاره‌های زن سینما و همچنین مجموعه‌ای از گویندگان تلویزیونی مصر با حجاب شوند.

در این بین محجبه شدن هنرمندان زن، در بسیاری از کشورها به ویژه کشور مصر، رشد فزاینده‌ای داشته است.

«صابرین جنابی» یکی از این بازیگران است. از دانشگاه آداب، لیسانس فلسفه دارد و در سریال‌هایی مانند «هاله و درویش‌ها»، «سفر ابوعلا بشری»، «شب دستگیری فاطمه»، «دنیا گلی سپید» و ... بازی کرده است.

صابرین در گفتگو با روزنامه‌ی «القدس العربی» ضمن تکذیب نقش داشتن ایران در گرایش خود به حجاب تصریح کرد: همچنین اینکه گفته می‌شود بازگشت من به بازیگری بعد از کناره‌گیری‌ام از هنر، به واسطه‌ی پول‌های‌ ایرانی بوده است، کذب محض است.

وی در پاسخ به این سوال که چرا دعوت به اجرای برنامه‌های دینی را نمی‌پذیرید؟ گفت: «هر کس که دو کتاب مطالعه کرده باشد، نمی‌تواند برنامه دینی اجرا کند، امروز در برنامه‌سازی دینی هرج و مرج عجیبی حاکم است. از طرف دیگر علاقه‌مندم در شبکه‌های متنوعی که برنامه‌های هدفمند و سازنده دارد کار کنم، نه شبکه هایی که مخاطب را زده و خسته می‌کند».

این هنراین هنرپیشه‌ی مصری در پاسخ به این سول که چگونه با همسرت رفتار می کنی؟ افزود: « زنانی را که نظر خود را تحمیل می‌کنند، دوست ندارم.

 من از همسرم تبعیت می‌کنم پیشه‌ی مصری در پاسخ به این سول که چگونه با همسرت رفتار می کنی؟ افزود: « زنانی را که نظر خود را تحمیل می‌کنند، دوست ندارم. من از همسرم تبعیت می‌کنم ولی تلویزیون مصر، فقط زنان شروری را نشان می‌دهد که به همسرشان خیانت کرده‌اند یا به موی سرشان مباهات می‌کنند. مشکلاتی را که سریال‌ها مطرح می‌کنند، در زندگی ما وجود خارجی ندارد. من سریال‌ها را دنبال می‌کنم ولی نمی‌توانم به هیچ یک از رفتارهای سریال‌ها عمل کنم. غیر از بلند کردن موهای زنان، چیزی آموزش نمی‌دهند! ما فقط الگوهای بد را به زنان ارایه کرده‌ایم. به شکل کلّی زن باحجاب باید الگو باشد و صاحب نظر و هدف‌دار باشد.

سخنی از ناظر بخش

باید دید که چرا با همه ضرورت و حرمتی که حجاب دارد و توافق فطری و باطنی که با روح زن و جامعه زنان دارد، وضعیت حجاب و عفاف و میزان وفاداری به آن به وضعیت امروز رسیده است ، وضعیتی که هیچ انسان مسلمان انقلابی مکتب امام  را قانع و راضی نمی کند . واقعاً سهم دشمن در وضعیت پیش آمده چقدر است و سهم ما چقدر ؟ دشمن که پیداست، باید دشمنی کند که می کند . دشمن از روزی که از اشغال مرزها نتیجه نگرفت، به اغفال مغزها طمع نمود ، از ارائه الگوهای متکثر و پر جاذبه برای نسل جوان گرفته تا تولید انبوه و توزیع سازمان یافته فرآورده های ضد فرهنگی .

 
 

  

ترفند آموزشي (حذف فولدرهاي خالي)

اگر فردی با انضباط و صد البته وسواسی باشید حتمأ این خصیصه تان به کار کردن شما با کامپیوتر نیز سرایت میکند. به نوعی که حتمأ در کامپیوتر نیز بایستی همه چیز مرتب باشد. هر فایلی در فولدر مربوط به خود جای گرفته باشد و مورد اضافی نیز وجود نداشته باشد. این نظم در دنیای کامپیوتر بسیار خوب است و باعث بهینه سازی عملکرد شما نیز میشود. یکی از مواردی که در این زمینه وجود دارد کار با فولدرها در محیط ویندوز است. گاهی ما به علت عجله و یا هر دلیل دیگری فولدرهایی میسازیم و یا فایل های درون آنها را جابجا میکنیم بدون اینکه بعدها به آنها رسیدگی کنیم. به طوریکه گاهی فولدرهای خالی و بی محتوا در بسیاری از قسمت های هارددیسک به چشم میخورد. پاک کردن تک تک این فولدرهای خالی نیز کاری وقتگیر است. در این ترفند قصد داریم به وسیله ابزاری مخصوص، فولدرهای خالی موجود بر روی هارد را اتوماتیک پاک نماییم.

بدین منظور:
به برنامه ای کم حجم، رایگان و متن باز به نام RED احتیاج داریم. RED که مخفف عبارت Remove Empty Directories است ابزاری عالی جهت جستجو و پاک نمودن اتوماتیک این فولدرهای خالی میباشد.
RED محل مورد نظر شما بر روی هارد را جستجو نموده و فولدرهای خالی آن را شناسایی میکند. سپس شما میتوانید آنها را پاک نموده و یا همچنان نگه دارید.
جالب اینکه این برنامه به صورت اتوماتیک فولدرهای سیستمی را نیز تشخیص داده و آنها را در نتایج خود ثبت نمیکند. همچنین کلیدهای رجیستری نیز به هیچ عنوان توسط این برنامه دستکاری نمیشوند. در نتیجه از این نظر نیز اطمینان خاطر وجود دارد.

ابتدا برای دانلود RED به سایت سازنده به نشانی http://www.jonasjohn.de/lab/red.htm مراجعه نمایید.
سپس برنامه را از قسمت Download دانلود کرده و نصب نمایید. نسخه 2.1 آن تنها حجمی معادل 650 کیلوبایت دارد.
پس از دانلود فایل برنامه را نصب نموده و اجرا کنید.
اکنون دکمه Browse را زده و محل مورد نظر برای جستجو و پاکسازی را انتخاب کنید.
سپس دکمه Scan را بزنید تا محل مورد نظر شما جهت یافتن فولدرهای خالی اسکن شود.
پس از مشاهده نتایج فولدرهایی که با رنگ قرمز مشخص میشوند فولدرهای خالی هستند که قرار است حذف شوند.
اگر در میان فولدرهای خالی فولدری است که قصد دارید پاک نشود کافی است روی آن راست کلیک کرده و Protect Folder را انتخاب نمایید (once تنها همین یکبار و every time برای همیشه از این فولدر حفاظت میکند).
در پایان دکمه Delete folders را بزنید تا فولدرهای خالی پاک شوند.

 

رویای قصر پریان

همسران

زن و شوهر به دلیل اختلافات فراوان در سلایق و نظرات در بسیاری از اوقات وارد مباحثات و گفتگو می شوند اما این مسئله که هر یک تا چه حد از مهارت های کلامی و ارتباطی برخوردار باشند ،در نتایج این بحث و گفتگو موثر است. لذا هیچ گاه به خود اجازه ندهید که فکر طلاق به ذهنتان خطور کند. حتی در بحرانی ترین لحظات زندگی و در اوج کشمکش ها و اختلاف های زناشویی، طلاق تنها راه حل نیست. مطمئن باشید که پس از طلاق مشکلات و سختی های زیادی انتظارتان را می کشد.

هر یک از نکات زیر می تواند زندگی زناشویی را به بن بست بکشاند، بنابر این سعی کنید تا می توانید اجازه ندهید این موارد در زندگی شما راه یابد.

 1- تعهد بیش از اندازه و خستگی جسمی و روحی؛ این مشکل در زوج های جوانی که در مدرسه یا دانشگاه تحصیل می کنند یا تازه در جایی استخدام شده اند بیشتر به چشم می خورد. این کارها مشکلات و سختی های زیادی به همراه دارد و بسیاری از زوج های جوانی که با این مشکلات روبه رو می شوند، پس از آن که ازدواجشان با شکست مواجه می شود با تعجب از خود می پرسند:«چرا چنین اتفاقی افتاد؟» مسئولیت و مشغله زیاد باعث می شود که زن و شوهر فرصت کمی برای همدیگر داشته باشند و بنابراین فاصله ی آنها روز به روز افزایش می یابد و زمانی می رسد که برای هم مثل دو غریبه هستند.

سعی کنید در اوایل ازدواج ، برای خود، کار و دردسر نتراشید و وقت بیشتری را با هم بگذرانید تا همدیگر را بیشتر بشناسید.

2- صورت حساب های بالا: صورت حساب های بالا و بحث بر سر نحوه ی خرج کردن پول؛ اجناس مصرفی خود را با پول نقد خریداری کنید، در غیر این صورت آنها را به صورت قسطی نخرید. همیشه مقداری از پولتان را برای روز مبادا پس انداز کنید و با آن به سفرهای کوتاه بروید و اگر صاحب فرزندی هستید، آن را برای مواقع ضروری کنار بگذارید. سعی کنید درآمدتان را عاقلانه و درست خرج کنید.

 

3- خودپسندی: در جهان دو گروه از مردم وجود دارند، افراد بخشنده و افراد گیرنده. ازدواج دو نفر بخشنده می تواند یک مسئله ی رضایت بخش و خوشایند برای هر دو طرف باشد، بین دو نفر بخشنده و گیرنده همیشه اصطکاک وجود دارد، اما دو نفر گیرنده در عرض چند مدت زندگی مشترک، به جان هم می افتند و دمار از زندگی هم درمی آورند. خودپسندی و خودخواهی، ازدواج را به ورطه نابودی می کشاند.

4- دخالت والدین : اگر زن یا شوهر به طور کامل از والدینشان جدا نشوند، احتمال بروز مشکل در زندگی زناشویی آنها وجود خواهد داشت. بعضی از والدین دوست ندارند فرزندشان پس از ازدواج از آنها دور شود و ترجیح می دهند که در کنارشان زندگی کند. آنها به این مسئله توجه ندارند که در این صورت ممکن است باعث به وجود آوردن مشکل در زندگی مشترک فرزندشان شوند.

همسران

5- توقعات زیاد و بی جا: بسیاری از زوجین انتظار دارند که پس از ازدواج وارد یک سرزمین پر از شادی و خوشبختی شوند. آنها همیشه رویای قصر پریان را در سر می پرورانند، غافل از این که گاهی اوقات در زندگی زناشویی مشکلاتی پیش می آید که عرصه زندگی آنها را تنگ می کند.

6- بحث و جدل: سخن ما با کسانی است که فضای خانه را با بحث و دعواهای خود مسموم می کنند و باعث رنجش و نگرانی طرف مقابل خود می شوند و او را از ادامه ی زندگی مشترک دلسرد می کنند. بدبینی و حسادت ، یکی از علل ایجاد جر و بحث زوجین است و خودبینی عامل دیگری است که باعث آزار رساندن به طرف مقابل می شود.

7- اعتیاد: اعتیاد نه تنها باعث از هم پاشیدن زندگی مشترک می شود بلکه فرد را نیز از بین می برد. همیشه از مواد مخدر و مشروبات الکلی دوری کنید.

8- خیانت و بی وفایی نسبت به همسر: ازدواج ، پیمان و تعهد بین دو نفر است و آنها را متعهد می سازد که تا آخر عمر به هم وفادار بمانند و در غم و شادی های زندگی، شریک یکدیگر باشند. متأسفانه بعضی از همسران به این تعهد پایدار نمی مانند و پس از مدتی از جاده درستی منحرف می شوند و به همسرشان خیانت می کنند و با این کار کتاب زندگی مشترکشان را برای همیشه می بندند.

بدبینی و حسادت ، یکی از علل ایجاد جر و بحث زوجین است و خودبینی عامل دیگری است که باعث آزار رساندن به طرف مقابل می شود.

9- شکست در کار و تجارت یا موفقیت در تجارت و کسب و کار: این مسئله به خصوص در مردان بسیار به چشم می خورد. اضطراب و نگرانی که به دنبال این شکست ایجاد می شود، باعث آشفته کردن کانون خانواده می شود. شاید خطر موفق شدن در تجارت یا به اصطلاح یک شبه پولدارشدن بیشتر از شکست در تجارت باشد. گاهی اوقات، ثروت یکباره ای که به طرف خانواده ها سرازیر می شود باعث دور شدن آنها از یکدیگر و منجر به مرگ زندگی مشترک می شود.

10- ازدواج در سنین پایین: آمار طلاق در بین دخترانی که در سنین 17- 14 سالگی ازدواج می کنند دو برابر بیشتر از دخترانی است که در سنین 19-18 سالگی ازدواج می کنند و نیز کسانی که در سنین 19- 18 سالگی ازدواج می کنند، بیشتر از کسانی که در سنین 20 سالگی پیمان زناشویی می بندند به دادگاه های طلاق قدم می گذارند. این آمار نشان می دهد که فشار ناشی از اضطراب و هیجان های دوران نوجوانی با مشکلات زندگی مشترک در هم می آمیزد و خیلی زود زن و شوهر را به پای میز طلاق می کشاند.

خانواده مطهر

مقالات مرتبط

5 راه عاشق ماندن تا ابد    کلید گشودن درهای عشق    نسخه ای برای ایجاد محبت!

زناشویی بدون رویاهای بر باد رفته   از اختلافات استفاده کنید    چه زود دیر می شود   بی تو ،هرگز!

 نرم افزار کامپيوتر


 

از قابلیت های نرم افزار تقویم چندگانه فارسی می توان به موارد زیر اشاره کرد :

  • نمایش تاریخ هجری شمسی - قمری و میلادی تنها با یک کلیک
  • نمایش تاریخ شمسی (یا قمری - یا میلادی ) در کنار ساعت ویندوز
  • نمایش رویدادهای مهم تقویم رسمی و نمایش مناسبتهای اسلامی
  • اجرای خودکار نرم افزار هنگام شروع به کار ویندوز
  • پخش اتوماتیک اذان در ساعات ملکوتی اذان (قابل فعال یا غیر فعال شدن)
  • امکان اضافه کردن یادآور برای تاریخ خاص
  • عدم نیاز به نصب برنامه (نسخه Portable)
  • امکان جستجو در گوگل جهت موقعیت جغرافیایی
  • و …

دانلود  با حجم 2.92 مگابايت

 

مجموعه شعر خوانی مرحوم آغاسی23 دوره ترتیل کامل قرآنمجموعه کامل روضه های مرحوم کافیفیلم هایی از سرداران

مجموعه مداحی ماه محرمگلچین شورمجموعه سخنرانی های محرمگلچین روضه ماه محرم

گل ليلا<br/><a href="http://i40.tinypic.com/2570x2v.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>    

گل ليلا<br/><a href="http://i41.tinypic.com/2rnzn0k.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>     گل ليلا<br/><a href="http://i42.tinypic.com/2ce2r0w.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

کارت پستال بفرستيد

بر روي لينک زير کليک نماييد

http://www.rasekhoon.net/PostalCard

معرفي چند کتاب اينترنتي

کلمات قصار حضرت امام خميني

تحليل سيره فاطمه زهرا (س)

جامي از زلال کوثر

درسهايي از یک وصيت نامه

کتاب چهل حديث

 

 

دانلود سخنراني بسيار جذاب از

استاد مهدي توکلي

مطالبي که تاکنون نشنيده ايد....

 

مجموعه سخنراني قبلي

آثار اطاعت و بندگي خداوند

10 جلسه با کيفيت 3gp و حجم کم

حتماً دانلود کنيد

گل ليلا<br/><a href="http://s5.tinypic.com/24drm0j.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

جديد ترين هاي موبايل را

در سايت "گل ليلا" ببينيد.

زيارت عاشورا ،دعاي توسل ،دعاي کميل ،دعاي ندبه ،دعاي سمات ،زيارت حضرت عباس(ع) ، زيارت آل ياسين ، آية الکرسي ، ختم سوره يس ،نرم افزار الغوث ، نرم افزار روز نيايش ، نرم افزار مهمان خدا ، نرم افزار حديث عشق و ...

ورود به بخش نرم افزار موبايل

چرااسلام برای زنان حجاب را واجب کرده است؟

از برخى متون استفاده مى شود »اصل حجاب» زنان میان اقوام و ملل مختلف مطرح بوده و سابقه طولانى دارد، گرچه نحوه بهره‏گیرى از حجاب، حدود و احکام آن بر حسب سنت و آداب جوامع متفاوت بوده است.(1)
در ادیان یهود و مسیحیت به مسئله حجاب اشاره شده است.

حجاب در شریعت موسى(ع):
»ویل دورانت« راجع به قوم یهود و قانون تلمود مى نویسد: »اگر زنى به نقض قانون یهود مى پرداخت، مثلاً بى آن که چیزى بر سر داشت، به میان مردم مى رفت و یا در شارع عام نخ مى ریسید یا با هر سخنى از مردان درد دل مى کرد یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه‏اش تکلّم مى کرد، همسایگانش مى توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد«.(2)
از کتاب مقدس نیز بر مى آید که در عهد سلیمان(ع) زنان علاوه بر پوشش بدن، »بُرقَعْ« (روبند) به صورت مى انداختند.(3) همین سنت در زمان ابراهیم(ع) رایج بود. نامزد اسحق »رِفْقه« ابتدا که اسحق را دید، برقع به صورت انداخت.(4)
حجاب در شریعت عیسى(ع):
آن چه از حجاب در شریعت موسى(ع) بیان شد، در شریعت حضرت عیسى(ع) نیز وجود دارد، چون عیسى گفت: »فکر نکنید که من آمده‏ام تا تورات و نوشته‏هاى پیامبران را منسوخ نمایم، بلکه آمده‏ام تا آن‏ها را به تحقق برسانم«.(5)
زن‏ها در قرن‏هاى اولیه مسیحیت تنها با چادر مى توانستند در مراسم عبادى شرکت کنند، زیرا گیسوانشان فریبنده به شمار مى رفت و مى گفتند حتى فرشتگان ممکن است در موقع اجراى نماز از دیدن آن‏ها حواسشان پرت شود!(6) »پاولوس« فرمان داد زنان باید حجاب داشته و سر خود را بپوشاند.(7)
با آمدن اسلام ، حکم حجاب که در ادیان دیگر نیز بوده ، مورد تائید و تاکید قرار گرفته است.
براى روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذیل لازم است:
1- توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینى‏
بر اساس فرهنگ اسلامى، انسان موجودى است که براى رسیدن به کمال و معنویّت خلق گردیده است. اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسى و توجه به هر یک از آن‏ها در حدّ نیاز طبیعى، سبب شکوفایى همه استعدادهاى انسان شده و او را به سوى کمال سوق داده است.
پوشش مناسب براى زن و مرد عامل مهمى در تعدیل و تنظیم این غریزه است.
2- توجه به ساختار فیزیولوژى انسان‏
نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطه‏اى مستقیم با تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد دارد.
در تحقیقات علمى در مورد فیزیولوژى و نیز روان‏شناسى زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّک‏هاى چشمىِ شهوت‏انگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینایى زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعى قادر به دیدن است، از سوى دیگر ترشّح هورمون‏ها در مرد صورتى یکنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتى گسترده تحت تأثیر محرّک‏هاى شهوانى قرار مى‏گیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّک‏هاى حسى پاسخ مى‏دهند. حس لامسه بروز زیادى ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیک است.
از این گذشته چون هورمون‏هاى جنسى زن به صورت دوره‏اى ترشح مى‏شوند و به طور متفاوت عمل مى‏کنند، تأثیر محرّک‏هاى شهوانى بر زن صورتى بسیار محدود دارد و نسبت به مردان بسیار کمتر است.
استاد مطهری زمینه وجوب پوشش زنان می فرماید : «اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایى و خودآرایى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچى، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچى. میل زن به خود آرایى از حس شکارچى‏گرى او ناشى مى‏شود. در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد که مردان لباس‏هاى بدن نما و آرایش‏هاى تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود مى‏خواهد دلبرى کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگى، از انحراف‏هاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گردیده است».(8)
به عبارت دیگر: جاذبه و کشش جنسى و زیبایى خاص زنانه و تحریک پذیرى جنس مردانه، یکى از علت‏هاى این حکم است.
البته این بدان معنا نیست که مردان با هر وضعیتی و با هر نوع پوششی می توانند درون جامعه ظاهر شوند ، بلکه برای آنان نیز محدودیت در نظر گرفته شده ، اما همان گونه که بیان شد در حد پوشش زنان نیست .
با توجه به مطالب فوق مى‏توان گفت: حجاب در اسلام از یک مسئله کلّى و اساسى ریشه گرفته است. اسلام مى‏خواهد انواع التذاذهاى جنسى (چه بصرى و لمسى و چه نوع دیگر) به محیط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع تنها براى کار و فعالیت باشد، بر خلاف سیستم غربى که حضور در جامعه را با لذت جویى جنسى به هم مى‏آمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسى را به هم مى‏ریزد.
اسلام قائل به تفکیک میان این دو محیط است و براى تأمین این هدف، پوشش و حجاب را توصیه نموده است، زیرا بى بند و بارى در پوشش به معناى عدم ضابطه در تحریک غریزه و عدم محدودیت در رابطه جنسى است که آثار شوم آن بر کسى پوشیده نیست.
ج) آثار و فواید رعایت حجاب و پوشش دینى‏
1- بهداشت روانى اجتماع و کاهش هیجان‏ها و التهاب جنسى که سبب کاهش عطش سیرى ناپذیرى شهوت است.
2- تحکیم روابط خانوادگى و برقرارى صمیمیت کامل زوجین.
با رواج بى حجابى و جلوه گرى زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعى محدودیت و پایان آزادى‏هاى خود تلقّى مى‏کنند وافراد متأهل هر روز در مقایسه‏اى خطرناک میان آن چه دارند و ندارند، قرار مى‏گیرند. این مقایسه‏ها، هوس را دامن زده و ریشه زندگى و پیوند خانواده را مى‏سوزاند.
3- استوارى اجتماعى و استیفاى نیروى کار و فعالیّت‏

دختر و پسرى که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانى شوند، از تمرکز و کارآیى آن‏ها کاسته مى‏شود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروى فکرى و کارى است.
4- بالارفتن ارزش واقعیت زن و جبران ضعف جسمانى او
حیا، عفاف و حجاب زن مى‏تواند در نقش عاطفى او و تأثیرگذارى بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکى از وسائل مرموز براى حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است.
حجاب موجب می شود که زنان تنها از نگاه جنسیتی و زیبائی جسمی نگریسته نشوند و این مسئله موجب احیاء حیثیت و حرمت زن و توجه بیشتر به شایستگی اخلاقی و روحی و استعداد های دیگر در وجود زنان می شود.
اسلام حجاب را براى محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلکه براى مصونیّت او توصیه کرده است، زیرا اسلام راضى به حبس، رکود و سرکوبى استعدادهاى زن نیست، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را داده امّا از سوء استفاده شهوانى و تجارى و استفاده ابزاری از زنان را منع کرده است.
در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه مى‏باشد که در صدد کام جویى‏هاى آزاد و بى حد و حصر هستند و مصونیت و حفظ شخصیت زنان از دست این گروه از مردان منظور است.

منبع :  واحد پاسخ به سوالات ديني   http://pasokhgoo.ir

عزيزان مي توانند سئوالات شرعی وپيشنهادهای خود را از طريق لينک زيربفرستند

پاسخ به سوالات شرعي شما

بانک پرسش و پاسخهاي شما

 

<br/><a href="http://i44.tinypic.com/vpamuh.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

ارسالي توسط : نداي صالح

 

رسول‌خدا (صلّی‌ الله‌ عليه‌ وآله):

لا ضَرَرَ وَلا ضِرارَ.
زیان‌رساندن به خود و به دیگران ممنوع است.

Causing harm to oneself and others is forbidden.
کافی، ج 5 ، ص 292

اگر تا اين لحظه به گروه گل ليلا نپيوسته ايد همين حالا اقدام نماييد.

نظرات خود را راجع به ويژه نامه امروز براي ما ارسال بفرماييد      ارسال نظرات شما    

واکثروا الدعا بتعجیل الفرج، فان ذلک فرجکم؛   برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید، زیرا که آن فرج خود شماست

بازديد از سايت ديدني گل ليلا     www.goleleila.ir

 

استاد مهدي توکلي - سخنرانيهاي ويژه شناخت درست جوانان از اسلام و مکتب تشيع

جلسات سخنراني هفتگي

حسينيه حضرت علي اکبر(ع)  دوشنبه شبها  راس ساعت 9 شب

آدرس : خ هاشمي - نرسيده به خ خوش - دست چپ - کوچه شهيد طاهر راستگو - حسينيه حضرت علي اکبر(ع)

مسجد حضرت سيدالشهدا (ع)   سه شنبه شبها راس ساعت 9 شب

حسينيه حضرت سيدالشهدا (ع)   شبهاي جمعه راس ساعت 9 شب

تکيه شهدا   جمعه ها ساعت 6 بعد از ظهر

مشاهده کامل جزييات

دانلود سخنراني ها

دانلود نرم افزارهاي موبايل

دانلود مجموعه هاي سخنراني

ويژه نامه قرآني

نرم افزار حديث عشق

آثار بندگي و اطاعت خداوند

مشاهده  قرآن با خط بسيار زيبا

نرم افزار زيارتنامه

ايمني از مکر خدا

دانلود نرم افزار کتاب الکترونيکي قرآن

زيارت عاشورا

خصوصيات انسان کامل محرم87

آموزش صوتي و تصويري قرآن کريم

مناجات کوفه اميرالمومنين

بررسي روايات پيرامون امام حسين(ع)

قرآني زيبا در قالب فلش

دعاي کميل

قساوت قلب

 

دعاي توسل

آثار و برکات ايمان

 

قرآن کريم

عوامل دين گريزي

 

مفاتيح الجنان

تشابه قيام امام زمان با امام حسين

 

نهج البلاغه

شرح نکات زيباي سوره لقمان

 

صحيفه سجاديه

خود شناسي  

 

مهمان خدا - ويژه ماه رمضان

 

 

 

مژده به دارندگان سايت و وبلاگ

با قرار دادن کد زير در سايت يا وبلاگ خود ،احاديث مربوط به امام عصر و حکايات و تشرفات به محضر آن حضرت را در قالب يک ويژه نامه پويا و زيبا به صورت زير به نمايش بگذاريد.

دريافت کد

 

info@goleleila. ir

Free Hit Counter